گفت‌وگو با رشيد رفيعي، آهنگساز و خواننده موسيقي پاپ
آهنگسازي كه براي حق خود مي‌خواند

رشيد رفيعي، يكي از جوانترين و موفق‌ترين آهنگسازان موسيقي پاپ كشور ما است. بسياري از خوانندگان با استفاده از كارها يا ايده‌هاي نوي او، در موسيقي به جايگاهي قابل توجه رسيده‌اند به تازگي مطلع شديم كه گويا قراردادي ميان اين هنرمند جوان و موسسه ترانه سمان به امضا رسيده كه طي آن براي اولين بار، به صورت رسمي رشيد، در كاستي با آهنگسازي خودش در نقش خواننده ظاهر مي‌شود. ورود رشيد به بازار خوانندگان پاپ بهانه‌اي شد براي مصاحبه‌اي كه درپي مي‌خوانيد.



چطور وارد عرصه موسيقي شديد؟
من هم مثل بسياري از دوستانم از كودكي شروع به يادگيري موسيقي كردم. در ابتدا با اصرار خانواده‌ ساز تار را به‌عنوان اولين ساز، انتخاب كردم، اما بعد از چند سال در حالي كه رديف مقدماتي را مي‌گذراندم با اصرار و پافشاري زياد، موسيقي ايراني را ترك كردم و گيتار را شروع كردم. بعد از مدتي پيانو را هم در كنار گيتار آموزش ديدم، البته هر دو كلاسيك. در خانواده من كسي براي موسيقي پاپ ارزشي قائل نبود، حتي اجازه شنيدن موسيقي پاپ را هم نداشتم. سنم كه بيشتر شد، كلاس‌هاي سلفژ و هارموني را هم گذراندم و وارد جرگه آهنگسازان شدم. اين اواخر مسافرت كوتاهي هم كردم كه دوره فشرده موسيقي مدرن را در چند ماه پشت‌سر گذاشتم. خيلي سخت بود و در تمام اين سال‌ها، خيلي زحمت كشيدم، اما حالا فكر مي‌كنم كه مي‌توانم حرف بزنم.
شنيديم كه قصد ارائه آلبومي با صداي خودتان داريد، كم و بيش صداي شما در كاست‌ها و آهنگ‌هاي خوانندگان ديگر به صورت همراه شنيده مي‌شد، چطور پس از اين همه سكوت، حالا قصد خواندن داريد؟
من تمام كارهايم را اغلب با مشورت ديگران انجام مي‌دهم كه در اين بين نظر برادر بزرگترم براي من بسيار مهم است. با آنكه مدت زيادي براي خواندن آمادگي دارم، اما ترجيح به صبر بيشتري كردم حالا بعد از اينكه آهنگ‌هاي زيادي از من توسط خوانندگان ديگر خوب يا بد اجرا شد، با حساسيت زياد، كاستي براي خودم مهيا كردم كه تقريبا اكثر آنها هم به مرحله ميكس رسيده‌اند. اميدوارم مورد استقبال قرار گيرد.
اكنون كه آلبومي را براي بازار موسيقي آماده كرده‌ايد اين بازار را چگونه مي‌بيني؟
گفتني‌ها را اساتيد بزرگ و ساير دوستانم بارها گفته‌اند. من چيز جديدي براي اضافه كردن به آنها ندارم. گويا بازار موسيقي را عده‌اي بدون تخصص و تجربه عملي اداره مي‌كنند. البته ذات هنر، آزادي است اما به دليل عدم ارائه موسيقي خوب از مراكز رسانه‌اي، سليقه و گوش مردم بسيار ضعيف شده، كارهاي شبيه يكديگر، صداها از روي هم كپي شد. ورشكسته‌هاي موسيقي سنتي كه حالا جايي در بازار انحصاري آن براي خود نمي‌بينند بلاي جان موسيقي پاپ ايران هستند و هركس 3 ماه گيتار مي‌زند، داعيه آهنگسازي دارد. استوديوهاي بدون كيفيت و خانگي، كارهايي نازل با انواع ايرادهاي صوتي را به بازار مجاز و غيرمجاز وارد مي‌كند و مسوولان هم، به جاي در اختيار گرفتن بازار و حمايت از موسيقي حرفه‌اي يا موزيسين‌هاي باتجربه، يكسره در حال بررسي هستند، سال‌ها است در حال بررسي هستند، نظارت‌ها را دقيق‌تر و سخت‌تر انجام مي‌دهند اما نتيجه‌اي حاصل نمي‌شود.
فعالان موسيقي راهكارهاي زيادي براي سر و سامان دادن به اين آشفته بازار پيشنهاد داده‌اند ولي چرا هنوز تغييري در اين بازار صورت نگرفته است؟
توجهي به پيشنهاد استادان نشده است. مسوولان به جاي تشديد مميزها، حمايت‌ از موسيقي خوب و ارزشي را، اجرا كنند، مانند تمام كشورهاي ديگر. در اتريش يا فرانسه اركسترهايي شكل مي‌گيرد كه به طور مرتب با حداقل 70نوازنده مشغول تمرين و اجراي كنسرت هستند. البته آنجا هم استقبال شاياني از موسيقي هنري به عمل نمي‌آيد، اما اين گروه‌ها منحل نمي‌شوند چون دولت آنها را به شدت حمايت مي‌كند. ما اينجا هنوز به اين درجه از رشد فرهنگي در زمينه موسيقي نرسيده‌ايم، شايد هم اولويت بسط و گسترش هنر موسيقي نيست كارهايي در سطح پايين در جامعه تزريق مي‌شود و حركت درخور توجهي از طرف هيچ سازماني براي حمايت از موسيقي حرفه‌اي ديده نمي‌شود و اين تاسف‌آور است.
در كنار خط سير طبيعي رسيدن موسيقي به دست شنونده، حالا يك مسير انحرافي هم داريم به نام تكثير و انتشار آزاد به نظر شما دليل پيدايش اين خط چيست؟
وزارت ارشاد بيشتر به دنبال ريشه فرهنگي در موسيقي است و هر چيزي كه ايراني‌تر باشد مقبول‌تر است. ما چيزي به نام موسيقي پاپ ايراني را قبول نداريم. موسيقي پاپ شاخه‌اي از موسيقي جهاني است با تمام مشخصات علمي اين نوع موسيقي، البته با قواعد خاص خود كه به هر حال طالب نظم دقيق و منحصر به فردي است. ما در موسيقي پاپ چيزي به نام سري و كرن (بالا و پايين شدن پرده صدا) را قبول نداريم. پاي ربع پرده كه به ميان مي‌آيد، موسيقي ديگر پاپ نيست، سبك عجيب، اخته و بي‌ريشه است كه هيچ طرفش به هيچ كجا وصل نيست. تحرير در موسيقي پاپ خنده‌دار است، خارج از ايران شما نمي‌توانيد برخي موسيقي‌ها را بگذاريد و بگوييد كه اينها خوانندگان موسيقي پاپ ما هستند. موسيقي پاپ يك موسيقي مشترك بين تمام ملل دنيا است. نه يك موسيقي ملي يا محلي. همه بايد آن را درك كنند هر چند زبان و معناي اشعار را نفهمند. اجراي موسيقي پاپ نيازمند داشتن اطلاعات كافي از مباحث علمي و اجتماعي اين نوع موسيقي است و زماني كه كمترين اثري از تخصص در كار آهنگساز يا خواننده ديده نشود، نتيجه همين مي‌شود كه مي‌بينيد. موسيقي عجيب و گاه خنده‌آوري كه جز خودمان كسي آن را گوش نمي‌كند.
ارشاد به هيچ‌ سبك جديد و روزآمد مجوز انتشار نمي‌دهد، البته در دوره‌اي با اعمال نفوذ بعضي‌ها كار‌هايي مجوز گرفتند، اما با تغيير در مديريت مركز موسيقي مسائل تغيير كرد. برخورد‌ها بسيار بهتر شده و امور اداري سريع‌تر و منطقي‌تر حل و فصل مي‌شود، اما نگاه به موسيقي پاپ با توجه به حساسيت شديد نسبت به تهاجم فرهنگي در تمام زمينه‌ها، نگاه دوستانه‌اي نيست.
به نظر شما شرايط براي موسيقي سنتي بهتر است؟
قابل مقايسه نيستند. موسيقي سنتي، جزو فرهنگ و تار و پود تك‌تك ايرانيان بوده و هست، اجراي آن كار بسيار مشكلي است و حق هم همين است كه براي نگهداري و رشد آن توجه بيشتري بشود، اما وضعيت موسيقي سنتي هم تعريف چنداني ندارد، كار در‌خور‌توجهي سال‌ها است كه ارائه نشده چون دولت حمايت خاص از اين نوع موسيقي هم به عمل نمي‌آورد. كلا داستان موسيقي در ايران، قصه غم‌انگيزي‌ است.
خود شما چه سبك از موسيقي را مي‌پسنديد؟
من به عنوان يك آهنگساز ناچارم كه همه جور موسيقي از جمله كلاسيك و سنتي را خوب گوش كنم، اما علاقه دارم در تمام زمينه‌ها و سبك‌هاي موسيقي كه در يك بسته به اشتباه پاپ ناميده مي‌شود، فعاليت كنم.
بار‌ها شنيده شد كه آثار شما كپي‌برداري شده و بدون اجازه مورد استفاده قرار مي‌گيرد؟
بدبختانه انگار اين طرح ناخواسته يا خواسته، به صورت سازمان‌يافته ادامه دارد. بعد از اينكه استوديو‌هاي مختلف كار‌هاي مرا با نام خود براي جذب خوانندگان به مراجعان ارائه كردند، حالا نوبت اين است كه گاه و بي‌گاه قسمتي از موسيقي‌هاي خودم را روي تبليغات اجناس و كالا‌ها ببينم. هيس را با صداي من تقريبا نصف جمعيت ايران از طريق اينترنت شنيده‌اند، بدون اينكه خودم را بشناسند و اين اواخر با كمال تعجب آهنگي به اسم «نقشه‌هاي طلايي» را كه در حالت مريضي به عنوان تست خوانده بودم، توسط آقاي ديگر كه به شكل ناشيانه‌اي از خوانندگان لس‌آنجلسي تقليد مي‌كند در يك آلبوم با كيفيت صدايي پايين و حتي بدون بيس و تقريبا بدون نيمي از ساز‌ها، برايم آوردند. باور نمي‌كردم اين كار كه ارزش هنري بالايي هم نداشت، اين‌طور قرباني شده باشد. از همين جا از تمام دوستان خواننده تقاضا مي‌كنم كه در صورت تمايل به اجراي كار‌هاي ساخته شده توسط من با مراجعه به دفتر ترانه سمان نسبت به خريد آهنگ و اجراي دقيق آن زيرنظر همكاران من در موسسه كه اتفاقا همه از بهترين‌هاي موسيقي هستند، اصل جوانمرد‌ي را رعايت كنند، ضمن اينكه شكايتي از طريق وكلاي شركت نسبت به اين‌گونه اعمال از چند شركت توليد كالا و اشخاص حقيقي به مراجع مربوطه ارسال شده و در حال پيگيري است.

 

گفت و گو با ارشك رفيعي درباره موسيقي ايراني


خسته‌ام، منتظر چيز عجيبي نباشيد

سيد مهدي ميرفخرايي - ارشك رفيعي را با گروه سمان مي‌شناسيم.


سكوت سمان سوال‌هاي بسياري را به همراه داشت ولي پس از گذشت سه سال ديگر كسي به اين موضوع فكر نمي‌كند. 3 سال از سكوت يكي از بهترين گروه‌هاي ايراني مي‌گذرد. او با ما درباره سمان مي‌گويد و دليل سكوت سمان را آشفته بازار موسيقي بيان مي‌‌كند. استاد 34‌ ساله ايراني كه فوق ليسانس موسيقي از پاريس دارد در حال حاضر در استوديو و موسسه‌اي به نام سمان هنوز به فكر موسيقي و فعالیت در این عرصه است.
درگفت‌وگويي كه در زير مي‌خوانيد سعی شده است به موسيقي ايراني و اين آشفته بازار پرداخته شود.
3 سال از سكوت می گذرد در حال حاضر سمان كجاست؟

هر جايي كه چند نفر جوان روي زيلوي كهنه‌اي ساز به دست با عشق كارهاي جديد اجرا مي‌‌كنند.
من با روحيه شاعرانه شما از طريق داستان‌هايتان آشنا هستم، اما منظور من اين بود كه گروه موسيقي سمان فعاليتش براي هميشه به پايان ‌رسيد؟
قصه شكل‌گيري سمان مي‌تواند بهترين جواب براي سوال شما باشد، اما من سمان را هيچ‌گاه يك گروه موسيقي نديده‌ام. سمان در نظر پايه گذار‌انش يك جريان فكري در ساختمان موسيقي نو‌ ايراني و نتيجه منطقي سير موسيقي ايراني بوده، هست و خواهد بود.
كه با ارشك رفيعي، ميترا پرورش و چند دانشجوي موسيقي شروع شد؟
بله
و با تشويق استادان مختلف و حمايت‌هاي طرفداران برجسته‌اش مثل دكتر صادقي‌نژاد، دكتر كيوان و حتي جواد طوسي ادامه راه داد؟
بله
از نوازنده‌هاي سمان خبري داريد؟
به جز پيمان صادق‌نژاد و
ميترا پرورش، بقيه در موسيقي فعال هستند.
چرا اين دو فعاليت نمي‌‌كنند.؟
برداشتشان نسبت به موسيقي با بقيه متفاوت است، دنبال كار سماني مي‌گردند و پيدا نمي‌كنند.
قبول داريد كه مي‌توان سمان را بهترين گروه موسيقي در دهه اخير نامید؟
يكي از بهترين‌ها.
و شما منحلش كرديد؟
ظاهرا شما منحلش كرديد، چون من قصد ‌چنين كاري را ندارم. احساس مي‌كنم با شما كه حرف مي‌زنم دارم در ميدان جنگ تلاش مي‌كنم. شما مي‌خواهيد مرا به گوشه‌اي بدون راه فرار ببريد و مي‌دانيد كه من چنين آدمي نيستم. سمان يك ذهنيت و يك تفكر منحل‌شدني نيست.
تفكري كه شما به سمان و نوازنده‌هايش القا كرديد در مطرح شدن آنها تا چه حد تاثير داشت؟
در اصل تفكري كه شما از آن صحبت مي‌كنيد، از سمان به من و از من به نوازنده‌ها رسيد، اما در جواب سوالتان، فكر نمي‌كنم بي‌تاثير بوده باشد.
در گروه‌هاي بزرگ هم اين تاثيرگذاري وجود دارد؟
قطعا، ارشك براي سمان، عليزاده و مشكاتيان براي عارف يا لطفي براي شيدا.
اما نه عندليبي و مولانا؟
از پايه متفاوت‌اند، عارف و شيدا يك تفكرند، در حالي كه مولانا يك نوع اجرا است.
نكته اينجا است كه چرا با رفتن عليزاده كه قطعا نوع تفكر عارف بود، اين گروه به حيات ادامه داد، اما سمان بدون شما كاري ارائه نكرد؟
دليل ماندگاري عارف وجود رهبري قدرتمند به نام مشكاتيان است كه درك درستي از عارف دارد. اساسا مشكاتيان و عليزاده با هم عارف را پايه‌گذاري كردند و هركدام با توانايي‌هاي بي‌نظيرشان قسمتي از كار را به دوش كشيدند. در سمان هم كارها تاحدودي تقسيم‌بندي شده بود، اما كسي توانايي ادامه راه آهنگ‌سازي‌ را در گروه نداشت. البته بعضي از بچه‌ها تلاش‌هايي كردند و من تا حد امكان كمكشان كردم، اما نه تلاش بچه‌ها كافي بود، نه به ادبيات‌ به صورت خاص تسلط داشتند و تجربه كافي براي جلب هم ديگر براي رضايت تمام اعضا در سابقه‌شان‌ نبود.
بعد از گذشتن عليزاده از عارف راه عليزاده و عارف از هم جدا شد يا نه؟
تا جايي نه. عليزاده تركمن را ساخت و ما همان خط حركتي عارف را مي‌بينيم. با پايكوبي يا صبحگاهي، در مقابل تاثير‌ عليزاده بر عارف هم تا مدت‌ها پابرجا است، اعضاي گروه مرتب و هم‌دل هستند.
گفتيد تا جايي. چه چيز باعث شد عليزاده از نظر شما تا جايي با عارف حركت كند و بعد در راه جديدي قدم بردارد؟
توضيح اين مساله سخت نيست. اساسا خاصيت هرجريان فكري اين است كه وقتي شكل مي‌گيرد، يك تعداد افراد واجد شرايط را جذب و تربيت مي‌كند. اما زمان مي‌گذرد و ذهنيت آدم‌ها هم بنا به شرايط جديد و برداشت‌هاي محيطي و دروني جديد دچار تغيير مي‌شود. حالا هر مسيري كه اين تفكر در حال حركت در آن وجود دارد، براي همسفري درگير ذهني يا تغاير سليقه و بينش پيش بيايد از سيستم به طور خودكار حذف مي‌شود.
عليزاده به اين شكل از عارف كناره‌گيري مي‌كند و اين موضوع در مورد لطفي هم عينا اتفاق مي‌افتد.
شيدا و عارف تفاوتي تفكري دارند؟

بله، اما بحث در اين مورد خيلي طولاني مي‌شود.
با رفتن عليزاده در خط‌مشي عارف كه حال مشكاتيان را دارد چه تغييري ديده شد؟
تا مدت‌ها اتفاق مشهود قابل لمسي ديده نشد. روح پر از هيجان عليزاده و نظم بي‌نظير ساخته شده توسط عليزاده مدت‌ها در عارف شنيده شد كه با تركيبش با ذوق سرشار مشكاتيان پرقدرت‌ترين آثار ساخته شده، پرقدرت‌ترين آثار ساخته شده در طول تاريخ موسيقي ايراني توسط اين‌گروه به اجرا رسيده و البته عارف از نوازنده‌هاي پرقدرت مسلط و با اخلاق بهره مي‌برد و خودش را به دليل نبود عليزاده از دست داد كه اين مثل آبي در پي ساختمان عارف نفوذ كرد و نامحسوس و آهسته سبب از بين رفتن اخلاق تيمي در عارف شد.
شايد شاخص‌ترين اين نوازنده‌ها استاد شكارچي بود كه هنوز هم به منش عارف معتقد است، كم كار مي‌كند، اما همين معدود كارهايش بسيار ارزشمند و تاثيرگذار است. افرادي نظير شكارچي با رفتن از عارف سبب سستي پايه‌هاي عارف شدند كه ما نتيجه اين كار را حالا در حال و روز عارف مي‌بينيم. به هر حال سنگيني تاثير عليزاده بر عارف به قدري زياد بود كه نه نوازنده ني دست چند‌می داعيه ساخت نينوا به مخيله‌اش مي‌رسد و نه نوازنده دف گروه، زبان يك عمر حركت و پويش و طرز تفكر بيست عضو گذشته و حال عارف مي‌شود تا انحلالش را با فتواي اهل خانواده اعلام كند.
بحث جالبي پيش آمد. تفكري مثل عارف در اين مدت جايي در بين گروه‌هاي ديگر موسيقي پيدا نكرده؟
نصف گروه‌هاي تشكيل شده بعد از عارف زيرسايه عارف شكل گرفتند. اما شاخص‌ترين آنها به نظر من دستان است كه بسيار به نوع تفكر دروني حاكم بر عارف نزديك است.
شما اساسا موسيقي ايراني و سنتي را جدا از يكديگر مي‌بينيد؟
بله.
ارزش هنري كدام‌يك بيشتر است؟
موسيقي ايراني كه شاخصه‌اش عليزاده، عارف و شيدا هستند و البته سرپرست‌هايش. علاقه من به آقاي عليزاده هم به دليل نگاه متفاوتش به موسيقي ايراني است.
به نظر شما سبك عليزاده، نفر شاخصي به عنوان پشتيبان ندارد؟
به عنوان نوازنده بسيار بسيار زياد. اما در مقام آهنگساز اصلا.
سوالي كه شايد ناخوشايند باشد، به نظر شما به قول اخوان سرپرستان عارف و شيدا نان خود را خورده و نفس خود را كشيده‌اند؟
آقاي لطفي با كمال پشتكار مشغول تدريس و البته طعنه و تحقيرند. به نظر من نبايد منتظر كار فوق‌العاده‌اي از طرف آنها بود. ايشان غرق در نور رديف‌ كمتر صحبتي از خلاقيت حتي در حوزه رديف مي‌كنند. بيست و چند سال دوري از وطن آقاي لطفي را به حد يك مدرس رديف، تغيير جا داده. استاد مشكاتيان بعد از چندين و چند سال كنسرتي برگزار كرد كه با حواشي و فحاشي و دلخوري همراه بود. مشكاتيان در راه اثبات حقانيت خود در سرپرستي عارف دچار مشكلاتي جديدي‌ شد. كامكارها و عندليبي به باند خانواده برگشتند و حالا مشكاتيان مانده است با كيوان ساكت‌ و بهداد بابايي با يك لشكر از سنتورپاس، سوپرانو التو و انواع قيچك و كمانچه با صدايي به مراتب كم حجم‌تر از هميشه كه لابد در حال تمرين تنظيم زيباي جنگ و صلح و لاله بهار هستند و شايد براي تنوع، اين‌بار آقاي نوربخش جاي استاد ناظري هميشه سرماخورده را بگيرد.
در مورد عليزاده چطور؟
اين قسمت براي من ناراحت‌كننده‌ترين قسمت ماجرا است. كمي صحبت كردن برايم مشكل مي‌شود، به همين كفايت مي‌كنم كه پيوند شجريان، عليزاده و كلهر تاثير عجيبي بر كار عليزاده داشته و متانت و وقار آواز استاد و حركات آكروباتيك كلهر از ساز عليزاده، قلندري ساخت كه حتي در ساخت تصنيف‌هاي جديد هم اين آشفتگي را نمايان می سازد. قرباني كردن تركمن معجزه سه تار نوازي به بهانه پر كردن وقت برنامه، چهره عجيب و ناديده‌اي از عليزاده نشان مي‌دهد كه براي تمام شاگردهايش باور نكردني است. به نظر من از هم پاشيدگي ساختار موسيقي عليزاده بزرگترين فاجعه براي موسيقي ايران است.
در دوران گذار نسل‌ها جايگاه اين استادان در فرداي موسيقي ايران كجاست؟
هر جايي كه در نظر بگيرند، اميدوارم با رفتاري در شان موسيقي، الگوي خوبي براي نسل جديد شوند.
جايگزيني براي اين استادان هست؟
خير.
براي عارف و شيدا چطور؟
بله – جوان‌هاي زيادي پا به راه هستند مصمم‌تر از هميشه.
پايان سمان را اعلام كنيم؟
من كارم را انجام مي‌دهم. سمان در ذهن من در حال تكامل و حركت است. شركت توليد گروه سمان به زودي آثار گروه را منتشر مي‌كند.
تا جايي كه من در ذهن دارم سه كار از سمان موجود است. آتش سوار با صداي شهرزاد احمدي كه توليد ايران نيست. سماع سرد با صداي مظفر شفيعي و خانه خورشيد با صداي قاسم رفعتي. همين كارها را منتشر مي‌كنيد؟
كار آقاي شفيعي كه به دليل فني هيچ‌وقت منتشر نخواهد شد. البته شايد با خواننده‌اي ديگر بعدها اين‌كار را بكنم اما الان نه. اما ما منتظر آقاي رفعتي مي‌مانيم تا انشاء‌ا... كسالتشان برطرف و اين كار به بهترين شكل‌ منتشر شود. البته فكر مي‌كنم اولين كاست اين شركت آلبومي به نام «پاييز جان» با صداي خواننده‌اي‌ جوان و با استعداد كه در اين فضاي شجريان‌زدگي عمومي قابل اعتنا و توجه‌ است .
منتظر اعجازي در حد داروك باشيم؟
من خيلي خسته‌ام منتظر چيز عجيبي نباشيد. بس نيست؟

 

 

گفت‌وگو با مارال فرجاد بازيگر فيلم سينمايي «شام عروسي»

به دنبال آرامش دروني هستم

 مارال فرجاد بازيگر جواني است كه تاكنون بازي‌هاي او را در تلويزيون ديده‌ايد.

اولين تجربه سينمايي خود را در فيلم شام عروسي گذراند كه به دليل حضور موفقش، نويد بازيگري خوب در روزهاي آينده به سينماي ايران مي‌دهد. به همين بهانه با او به گفت‌وگو نشستيم.

 چه عواملي باعث شد كه وارد عرصه بازيگري شويد؟

كار بازيگري را از سه سالگي با تله تئاتر (من هستم اما يك سياه) شروع كردم. در بچگي سريال «چشم چشم دو ابرو، دماغ دهان يك گردو» بازي كردم و در كارهايي مانند او مثبت، پس از آن روز، باغ شب‌نما، حجربن عدي، روح مهربان و خانه 110، مراحل كاري خود را تجربه كردم.

عكس: فرامرز طايفي

خانواده در اين مسير چه نقشي داشتند؟

به خاطر حضور پدرم در اين عرصه از زماني كه خود را شناختم با اين كار آشنا شدم. تصميم گرفتم كه بازيگر شوم و خانواده‌ بود كه نقش اصلي در راه رسيدن به هدفم را اجرا كردند.

با توجه به اين موضوع كه هر انساني داراي خصوصيات خاص خود است تا به حال در نقشي نزديك به خودتان ظاهر شده‌ايد؟

بله، من آدم برون‌گرايي هستم و هميشه احساساتم را بيان مي‌كنم. وقتي خوشحال و يا ناراحت هستم اطرافيانم كاملا متوجه حس و حال من مي‌شوند و هميشه سعي مي‌كنم بدون جبهه‌گيري به همه چيز نگاه كنم. نقشي را كه در فيلم سينمايي «شام عروسي» بازي كردم، خيلي شبيه حس و حال‌هاي خودم بود.

در حال حاضر مشغول انجام چه‌كاري هستيد و چه كارهايي را براي پخش آماده داريد؟

در حال حاضر مشغول بازي در سريال «حلقه سبز» ابراهيم‌ حاتمي‌كيا و فيلم‌ سينمايي «پسران آجري» مجيد قاري‌زاده هستم.  سريال «راه شب» داريوش فرهنگ، فيلم سينمايي «شام عروسي» ابراهيم وحيدزاده كه هم‌اكنون در حال اكران هست و فيلم 90دقيقه‌اي «يك فنجان چاي‌ در شهر» مجيد واشقاني كارهايي هستند كه آماده پخش دارم.

ورود گسترده جوانان به عرصه بازيگري روز به روز افزايش پيدا مي‌كند، هر يك از آنها به بهانه‌اي دوست دارند كه بازيگر شوند، دليل اين امر چيست؟

ورود جوانان به عرصه بازيگري خيلي خوب است. چون هم رقابت ايجاد مي‌كند و هم استعدادها و توانايي‌هاي بسياري كشف مي‌شود. بسياري از اين موضوع ناراحت هستند كه چرا هجوم جوانان براي ورود به عرصه بازيگري زياد است.

چرا بايد ناراحت شد بلكه بايد خوشحال هم باشيم كه باعث ايجاد تنوع در نوع بازي و كشف استعدادهاي جديد مي‌شود.

كار و زندگي لحظاتي با يكديگر تداخل پيدا مي‌كنند كه مشكلات خاص خود را به دنبال دارد شما هم با توجه به حرفه‌اي كه دنبال مي‌كنيد دچار اين مشكل هستيد؟

ايده فكري كه به آن معتقدم، اينكه در زندگي بايد خوشبخت بود و ركن اصلي خوشبختي داشتن خانواده خوب است.

يكي ديگر از اركان خوشبختي در زندگي رسيدن به هدف مطلوب در كاري كه انسان به آن علاقه دارد.

پس براي رسيدن به خوشبختي كه در ذهنم است داشتن هر دو در حد تعادل براي من مهم است.

سينما و بازيگري پايان خواسته شما از زندگي است يا باز هم به دنبال اهداف بزرگ‌تري هستي؟

اين سوال شما خيلي كلي هست. من به خيلي چيزها علاقه دارم ولي اگر جواب كلي به شما بدهم من به دنبال آرامش دروني دارم.

فيلم‌هاي بسياري در ايران براي موفقيت در گيشه ساخته مي‌شود كه بي‌محتوا است و تنها در فيلم به فروش بالا فكر مي‌شود. طرز فكر شما در انتخاب فيلمتان در همين راستا است.

اگر فروش فيلم بالا باشد، تهيه‌كنندگان براي فيلم‌هاي خود به دنبال بازيگري مي‌روند كه تضمين فروش بالا بدهد و به اصطلاح گيشه‌اي باشد. اما  فيلم‌هاي بي‌محتوايي كه ساخته مي‌شود، سطح فرهنگي و توقع تماشاگر را پايين مي‌‌آورد و علاقه تماشاگر را به سوي فيلم مبتذل مي‌كشاند. اگر به اين چنين فيلم‌ها پروانه ساخت تعلق نگيرد، به سطح فرهنگ جامعه كمك شاياني مي‌شود.

محبوب‌ترين بازيگر ؟

پرويز پرستويي.

آخرين خبري كه از شنيدنش خوشحال شدي؟

در حال حاضر شنيدن اينكه يك كار سينمايي خوب بهم پيشنهاد شده.

به خودتان از 20 چه نمره‌اي مي‌دهيد؟

نمره 15.

اگر باز هم مي‌توانستيد به عقب برگرديد باز به اين حرفه مي‌آمديد يا به دنبال كار جديدي مي‌رفتيد؟

اگر صدبار هم به عقب برگردم باز بازيگري را انتخاب مي‌كنم.

 

 

 

نگاه زنانه و نگاه مردانه
 
 تارهاي صوتي خانم‌ها از تارهاي صوتي آقايان کوتاهتر است، تن صداي آقايان بم تر است و خونشان
 
 غليظ تر! تعداد نفس‌هاي خانم‌ها در واحد زمان بيشتر است اما تنفس آقايان عميق‌‌‌تر است،
 
 استخوان‌هاي مردها بلندتر است و ماهيچه‌هايشان آمادگي بيشتري براي چاق شدن دارد، در عوض در
 
 زير پوست خانم‌ها ذخيره چربي بيشتري وجود دارد در نتيجه طاقت آنها نسبت به مردها بيشتر است!
 
 اين روزها در هر گوشه و کنار با نوشته‌هايي رو به رو مي‌شويم که به تفاوت ميان زن و مرد اشاره دارند،
 
 اما به نظر من گرچه تفاوت‌هاي فيزيکي جالبند اما دانستن تفاوت‌هاي رواني زن و مرد، بيشتر مي‌تواند
 
 به ما کمک کند تا ارتباط مؤثري با يكديگر برقرار کنيم و توقعات يکسان و مشابهي از يکديگر نداشته
 
 باشيم. يکي از جالب‌ترين تفاوت‌هاي ميان زن و مرد که بر ساير رفتارهايشان هم اثر مي‌گذارد نگرش آنها
 
 به دنياست. مردان دنيا را از ديدگاه متمرکز نگاه مي‌کنند در حالي که زنان دنيا را از ديدگاه منبسط
 
 مي‌بينند. آگاهي جنس مذکر به تدريج يک جزء را به جزء ديگر مربوط مي‌سازد تا به کل برسد که اين با
 
 جزء يا کل‌نگري تفاوت دارد، اما آگاهي جنس مؤنث که منبسط است تصوير کلي را مي‌گيرد و به تدريج
 
 اجزاي درون آن را کشف مي‌کند. همين آگاهي جنس مؤنث باعث مي‌شود زنان علاقه بيشتري به
 
 عشق، ايجاد ارتباط، مشارکت، همکاري و هماهنگي و سازش داشته باشند در حالي که آگاهي متمرکز
 
 مردها، آنها را بيشتر به سمت ايجاد نتايج، رسيدن به اهداف، رقابت، کار، منطق و تأثيرگذاري سوق
 
 مي‌دهد. حالا به برخي رفتارهاي خانم‌ها و آقايان اشاره مي‌کنيم که تا حد زيادي از اين نگرش نشأت
 
 مي‌گيرد: ورود به اتاق! وقتي مردي وارد اتاق جديدي مي‌شود نقطه‌اي را انتخاب مي‌کند، به طرف آن
 
 مي‌رود به چيزي نگاه مي‌کند و بعد به چيز ديگر و بعدش باز به چيزي ديگر. اين کار را ادامه مي‌دهد تا به
 
 تدريج تصويري از محيط بسازد. برعکس وقتي يک زن وارد همان اتاق مي‌شود در يک نگاه سريع، تقريباً
 
 خود به خود به خيلي چيزها نگاه مي‌کند و تمام اتاق را به يکباره مي‌بيند. او به رنگ ديوارها، عکس‌ها و
 
 اين که اتاق چگونه تزيين شده دقت مي‌کند سپس وقتي تصويري از کل محيط دارد، يک نقطه را براي
 
 نشستن انتخاب مي‌کند. وقتي زن و مردي وارد يک نمايشگاه مي‌شوند شما مي‌توانيد تمرکز مردانه را
 
 هنگامي که يک مرد بسيار سريع و هدفمند از يک غرفه به غرفه ديگري مي‌رود ببينيد، در عوض زن انگار
 
 همه چيز را در درون خود جاي مي‌دهد و سپس به اکتشاف و تجسس جزئيات مي‌پردازد.


کيف‌هاي زنانه؛ کيف‌هاي مردانه!
 

زنان اغلب از کيف‌هاي بزرگ و سنگين با روکش‌هاي زيبا استفاده مي‌کنند و در عوض کيف مردان سياه يا
 
 قهوه‌اي و مخصوص حمل وسايل کاملاً ضروري مانند: گواهينامه رانندگي، کارت ماشين، اسکناس و...
 
 است.. در کيف خانم‌ها هر چيزي را که احتمالاً خودش يا ديگران ممکن است به آن احتياج داشته باشند،
 
 مي‌توان پيدا کرد. قرص سرماخوردگي، قرص‌هاي مسکن يا ويتامين، سنجاق سر، آئينه، ناخن‌گير، مداد،
 
 خودکار، کاغذ، دستمال کاغذي، دسته کليد، مسواک، خميردندان، يک آلبوم کوچک، چاي کيسه‌اي،
 
 کتاب جيبي مورد علاقه، عينک آفتابي، سوهان ناخن و ده‌ها وسيله ريز و درشت ديگر. کمتر مردي
 
 مي‌تواند يک روز با چنين کيفي سر کند! مکالمه با تلفن! مردها در حين صحبت با تلفن دوست ندارند با
 
 کس ديگري صحبت کنند، انرژي مردانه خواهان آن است که در يک لحظه بر روي يک موضوع متمرکز شود،
 
 در حالي که يک زن قادر است با تلفن صحبت کند، از سوختن شام جلوگيري کند، بچه‌اش را آرام کند،
 
 متوجه شود شوهرش به او چه مي‌گويد و... هوشياري منبسط او اجازه مي‌دهد تا مراقب چيزهاي زيادي
 
 باشد. رانندگي! رانندگي اتومبيل وضعيت ديگري است که اين تفاوت‌ها را آشکار مي‌سازد. هرگز سعي
 
 نکنيد با مردي که در حال رانندگي است گفت و گوي خصوصي داشته باشيد. تمرکز يک مرد در رسيدن به
 
 هدفش در مؤثرترين شيوه ممکن است اما متأسفانه زن‌ها گوش ندادن مردها را بد تعبير مي‌کنند يا خيال
 
 مي‌کنند توجهي به آنها ندارند! اما کداميک از اين ديدگاه‌ها بهتر است؟ بديهي است هر دو طرز تلقي
 
 مي‌تواند صحيح و درست باشد. ديدگاه‌هاي همديگر را بشناسيم و ارتباط مؤثرتري برقرار کنيم.
 
 

 

 

زندگي شايد همين باشد يک فريب ساده و کوچک آن هم از دست کسي که تو دنيا را جز با او

 

وجز براي او نمي خواهي.

 


 

 

سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي.....

 

گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را

 

 هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده.

 


 

 

 

دوستي يه حادثه و جدايي قانون است. بيایید حادثه آفرين و قانون شکن باشيم!+

 

 

 


 

كاش عشق راعاقبت هجران نبود ياكه خانه دل اين همه ويران نبود كاش لب رالحظه اي خندان

 

 نبود ياكه چشم راعاقبت گريـان نبود ******* قلب راگربشكني گويم خطاست چشم راگرغم دهي

 

 گويم جفاست گرمــــراتنهاگذاري بي وفاي! صبـــردل درانتظارت اشتباست.

 

 


 

http://www.iravertex.com/clip.asp?id=198

 

 

                                           گفت‌وگو با مارال فرجاد بازيگر فيلم سينمايي «شام عروسي»

 

 

  به دنبال آرامش دروني هستم

 

سید مهدی میر فخرایی -مارال فرجاد بازيگر جواني است كه تاكنون بازي‌هاي او را در تلويزيون ديده‌ايد.

اولين تجربه سينمايي خود را در فيلم شام عروسي گذراند كه به دليل حضور موفقش، نويد بازيگري خوب در روزهاي آينده به سينماي ايران مي‌دهد. به همين بهانه با او به گفت‌وگو نشستيم.

 چه عواملي باعث شد كه وارد عرصه بازيگري شويد؟

كار بازيگري را از سه سالگي با تله تئاتر (من هستم اما يك سياه) شروع كردم. در بچگي سريال «چشم چشم دو ابرو، دماغ دهان يك گردو» بازي كردم و در كارهايي مانند او مثبت، پس از آن روز، باغ شب‌نما، حجربن عدي، روح مهربان و خانه 110، مراحل كاري خود را تجربه كردم.

عكس: فرامرز طايفي

خانواده در اين مسير چه نقشي داشتند؟

به خاطر حضور پدرم در اين عرصه از زماني كه خود را شناختم با اين كار آشنا شدم. تصميم گرفتم كه بازيگر شوم و خانواده‌ بود كه نقش اصلي در راه رسيدن به هدفم را اجرا كردند.

با توجه به اين موضوع كه هر انساني داراي خصوصيات خاص خود است تا به حال در نقشي نزديك به خودتان ظاهر شده‌ايد؟

بله، من آدم برون‌گرايي هستم و هميشه احساساتم را بيان مي‌كنم. وقتي خوشحال و يا ناراحت هستم اطرافيانم كاملا متوجه حس و حال من مي‌شوند و هميشه سعي مي‌كنم بدون جبهه‌گيري به همه چيز نگاه كنم. نقشي را كه در فيلم سينمايي «شام عروسي» بازي كردم، خيلي شبيه حس و حال‌هاي خودم بود.

در حال حاضر مشغول انجام چه‌كاري هستيد و چه كارهايي را براي پخش آماده داريد؟

در حال حاضر مشغول بازي در سريال «حلقه سبز» ابراهيم‌ حاتمي‌كيا و فيلم‌ سينمايي «پسران آجري» مجيد قاري‌زاده هستم.  سريال «راه شب» داريوش فرهنگ، فيلم سينمايي «شام عروسي» ابراهيم وحيدزاده كه هم‌اكنون در حال اكران هست و فيلم 90دقيقه‌اي «يك فنجان چاي‌ در شهر» مجيد واشقاني كارهايي هستند كه آماده پخش دارم.

ورود گسترده جوانان به عرصه بازيگري روز به روز افزايش پيدا مي‌كند، هر يك از آنها به بهانه‌اي دوست دارند كه بازيگر شوند، دليل اين امر چيست؟

ورود جوانان به عرصه بازيگري خيلي خوب است. چون هم رقابت ايجاد مي‌كند و هم استعدادها و توانايي‌هاي بسياري كشف مي‌شود. بسياري از اين موضوع ناراحت هستند كه چرا هجوم جوانان براي ورود به عرصه بازيگري زياد است.

چرا بايد ناراحت شد بلكه بايد خوشحال هم باشيم كه باعث ايجاد تنوع در نوع بازي و كشف استعدادهاي جديد مي‌شود.

كار و زندگي لحظاتي با يكديگر تداخل پيدا مي‌كنند كه مشكلات خاص خود را به دنبال دارد شما هم با توجه به حرفه‌اي كه دنبال مي‌كنيد دچار اين مشكل هستيد؟

ايده فكري كه به آن معتقدم، اينكه در زندگي بايد خوشبخت بود و ركن اصلي خوشبختي داشتن خانواده خوب است.

يكي ديگر از اركان خوشبختي در زندگي رسيدن به هدف مطلوب در كاري كه انسان به آن علاقه دارد.

پس براي رسيدن به خوشبختي كه در ذهنم است داشتن هر دو در حد تعادل براي من مهم است.

سينما و بازيگري پايان خواسته شما از زندگي است يا باز هم به دنبال اهداف بزرگ‌تري هستي؟

اين سوال شما خيلي كلي هست. من به خيلي چيزها علاقه دارم ولي اگر جواب كلي به شما بدهم من به دنبال آرامش دروني دارم.

فيلم‌هاي بسياري در ايران براي موفقيت در گيشه ساخته مي‌شود كه بي‌محتوا است و تنها در فيلم به فروش بالا فكر مي‌شود. طرز فكر شما در انتخاب فيلمتان در همين راستا است؟

اگر فروش فيلم بالا باشد، تهيه‌كنندگان براي فيلم‌هاي خود به دنبال بازيگري مي‌روند كه تضمين فروش بالا بدهد و به اصطلاح گيشه‌اي باشد. اما  فيلم‌هاي بي‌محتوايي كه ساخته مي‌شود، سطح فرهنگي و توقع تماشاگر را پايين مي‌‌آورد و علاقه تماشاگر را به سوي فيلم مبتذل مي‌كشاند. اگر به اين چنين فيلم‌ها پروانه ساخت تعلق نگيرد، به سطح فرهنگ جامعه كمك شاياني مي‌شود.

محبوب‌ترين بازيگر ؟

پرويز پرستويي.

آخرين خبري كه از شنيدنش خوشحال شدي؟

در حال حاضر شنيدن اينكه يك كار سينمايي خوب بهم پيشنهاد شده.

به خودتان از 20 چه نمره‌اي مي‌دهيد؟

نمره 15.

اگر باز هم مي‌توانستيد به عقب برگرديد باز به اين حرفه مي‌آمديد يا به دنبال كار جديدي مي‌رفتيد؟

اگر صدبار هم به عقب برگردم باز بازيگري را انتخاب مي‌كنم.

 

رمز داوينچی در ايران ممنوع شد

در پی اعتراض شماری از روحانيون مسيحی ايران به انتشار کتاب پرفروش رمز داوينچی در اين کشور، مقامات ايران تجديد چاپ اين کتاب را ممنوع کرده‌‌اند. با اين حال نسخه‌هايی که از هفت بار تجديد چاپ اين کتاب در انبارها و قفسه کتاب فروشي‌ها باقیمانده، همچنان اجازه فروش خواهند داشت. حدود ۴۰ميليون نسخه از کتاب رمز داوينچی در سرتاسر جهان به فروش رفته و فيلمی‌هم بر اساس آن ساخته شده که البته در ايران و مکان‌های ديگری مانند مانيل پايتخت فيليپين و برخی ايالات هند اجازه پخش نيافته است. محتوای کتاب رمز داوينچی، اعتراض برخی از محافل و افراد مسيحی را برانگيخت و در پی آغاز نمايش نسخه سينمايی آن نيز تظاهرات اعتراض آميزی در چندين کشور جهان برگزار شد.

بعضی از گروه‌های اسلامی‌نيز نسبت به اين فيلم اعتراض کرده اند. بنابراين گزارش‌ها، رييس يکی از سازمان‌های مربوط به روحانيون اسلامی‌در هند ضمن کفرآميز بودن داستان اين فيلم گفته است که براساس قرآن، عيسی مسيح پيغمبر خداست و آنچه که در کتاب رمز داوينچی آمده توهين به مسيحيان و مسلمانان است.  رمز داوينچی با اشاره به داستان‌های مذهبی مسيحيان ادعا می‌کند آنچه به عنوان «جام مقدس» در متن‌های مذهبی مطرح است، اشاره ای به ازدواج مسيح و مريم مجدليه است. نظريه‌ای در اين کتاب می‌گويد که اين دو با يکديگر ازدواج کرده و صاحب فرزند شدند و از آنها نسلی بر جای مانده که تا امروز ادامه پيدا کرده و اين راز تاکنون توسط کليسای کاتوليک پنهان مانده است. به روايت اين داستان، کليسای کاتوليک می‌کوشد که اين واقعه و اصولا نقش زنان در مسيحيت را پرده پوشی کند.

يکی از مسوولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ گفت که تصميم اعلام ممنوعيت انتشار اين کتاب بر اساس درخواست سه روحانی مسيحی گرفته شده است. در ايران حدود يکصد هزار مسيحی زندگی می‌کنند.

 

فيلم «اديسه» در جشنواره فيلم‌هاي تابستاني

فیلم‌های سینمایی «ادیسه يك و 2 »، «گل مریم»، «سلطان نقاب‌ها» و «غلام» هفته آینده از شبکه دو سیما روی آنتن می‌رود.

فیلم‌های سینمایی «ادیسه يك و 2» امشب و فرداشب ساعت 24 روی آنتن شبکه دو می‌رود. این دو فیلم محصول مشترک کانادا، آلمان و انگلستان است که به کارگردانی آندری کنچالفسکی ساخته شده و جرالدین چاپلین در آنها بازی می‌کند.

 داستان این دو فیلم درباره ادیسه است که برای جنگ به تروی می‌‌رود و در بازگشت دچار مشکلاتی می‌شود. فیلم سینمایی «گل مریم» ساخته حسن محمدزاده نهم مردادماه بعد از اخبار سراسري از شبکه دو پخش می‌شود. داستان این فیلم درباره زن و شوهری است که فرزند خود را در اثر حادثه‌ای از دست می دهند و زن به خاطر غم از دست دادن بچه دچار فراموشی می‌شود. در این فیلم مجید مظفری و افسانه بایگان بازی می‌کنند. «سلطان نقاب‌ها» عنوان فیلم سینمایی است که به کارگردانی ووتیان‌مینگ ساخته شده است. این فیلم محصول ژاپن است و چو یوک در آن بازی می‌کند. داستان فیلم «سلطان نقاب‌ها» درباره پیرمردی است که هنر نمایش با نقاب‌ها را به خوبی آموخته و به سلطان نقاب‌ها مشهور است. او به دنبال یافتن پسری است. این فیلم 10 مرداد ساعت 20:45 از شبکه دو سیما روی آنتن می‌رود.

فیلم سینمایی «غلام» محصول هندوستان 11‌مرداد‌ ماه ساعت 24 از اين شبكه پخش می‌شود. این فیلم را ویک رامبهات کارگردانی کرده و امیرخان در آن بازی می‌کند. داستان این فیلم درباره برادر فیدو است که با باند خلافکاری همکاری دارد، به همین خاطر فیدو از درگیری با این باند خودداری می‌کند.

همچنین سریال خارجی «افسران پلیس» از امروز جايگزين سریال «دنیای افسانه‌ها» می‌شود. رافائله مرتس در سال 2002 این سریال را ساخت.

 

«باز هم سيب داري» نماينده ايران در جشنواره ونيز

«باز هم سيب داري؟» اولين تجربه بلند سينمايي بايرام فضلي به بخش نمايش‌هاي «شبانه» جشنواره بين‌المللي فيلم «ونيز» راه يافت. اين فيلم علاوه بر اين بخش، در بخش فيلم‌هاي اول اين جشنواره با فيلم‌هاي كشورهاي ديگر به رقابت خواهد پرداخت، گفته مي‌شود، يكي از داوران اين بخش محسن مخملباف است.

به گزارش ايسنا، در ميان فيلم‌هاي ايراني كه براي شركت در اين دوره از جشنواره فيلم ونيز ارسال شده بودند، تنها نماينده سينماي ايران اولين تجربه كارگرداني‌، فيلمبرداري است كه برجسته‌ترين فيلم‌هاي مستند‌، كوتاه و بلند سينمايي را كار كرده است.

بايرام فضلي پيش از اين دو فيلم كوتاه ساخته بود و فيلمبرداري فيلم‌هايي همچون «خواب‌تلخ»، «بيوه مرد»، «خانه مادري‌ام مرداب»‌ و... را در كارنامه‌ هنري‌اش دارد.

طبق اعلام و تاييد بايرام فضلي، صداگذاري فيلم توسط اميرحسين قاسمي به همراه تيم‌اش هم‌اكنون در استوديو روشنا در حال انجام است.

وي در ادامه گفت: به علت مشكلات متعدد فني كه ناشي از عدم همخواني تصوير و صدا بود بعد از چند ماه كار، صداگذاري از اول شروع شده است، بنابراين گروه سازنده اميدوار است كه بتواند سر موقع فيلم را به جشنواره ونيز برساند.

«باز هم سيب داري؟» روايتگر زندگي مردمي است كه شرايط حاكم بر خودشان را درك نمي‌كنند و تاوان گناه نكرده‌اي را مي‌دهند كه از آن خبر ندارند و يا خود را نسبت به آن به بي‌خبري مي‌زنند. تدوين اين فيلم توسط ابراهيم سعيدي انجام شده است.

همچنين طبق گفته بابك كريمي كه در ارائه اين فيلم به جشنواره فيلم ونيز همكاري داشته است، «‌اين فيلم با فرم جديد و تجربه‌گرايانه‌اش مورد توجه ماركو مولر و جشنواره ونيز قرار گرفته و آنها معتقدند كه با يك فيلم خاص كه حرف‌هاي خاص و شايد غير‌عادي براي گفتن دارد مواجهند.»

در اين فيلم ذبيح افشار به ايفاي نقش مي‌پردازد، او پيش از اين در «دم صبح» بازي كرده بود و بقيه بازيگران اين فيلم چهره‌هاي شناخته‌شده‌اي نيستند. جشنواره فيلم «ونيز» اواخر ماه اوت (مهرماه) برگزار مي‌شود.

 

بدون مرز

بازگشت پاواروتي

«لوچيانو پاواروتي»، خواننده اپرا گفت كه با وجود عمل جراحي اخيرش در سال 2007 به صحنه باز مي‌‏گردد.

اين خواننده 70ساله در مصاحبه‌اي با روزنامه ايتاليايي «استمپا» گفت: شخصا قصد دارم، باز هم به صحنه و خوانندگي باز گردم، بايد قبل از هر چيز با پزشكانم مشورت كنم. اما به گمانم از سال آينده شروع خواهم كرد.

«پاواروتي» اوايل اين ماه قصد داشت، به خاطر اين عمل جراحي، مابقي كنسرت‌هاي تور خداحافظي‌‏اش را لغو كند.

پزشكان زماني توده سرطاني او را تشخيص دادند كه وي در شرف ترك آمريكا و آغاز مجموعه‌كنسرت‌هايش در انگلستان بود.

«پاواروتي» در پاسخ به خبرنگار «استمپا» كه احوالش را جويا شده بود، گفت: بهترم،‌‏ بهتر. بالاخره به خانه‌ام برگشتم، بالاخره از بيمارستان مرخص شدم. نمي‌توانم بگويم. احساس فوق العاده‌اي است.

پاواروتي سال گذشته و پس از اعلام بازنشستگي، تور وسيع جهاني‌اش را ‌‏آغاز كرد. اما به كرات و به دليل بيماري‌‏هاي متعدد دچار توقف شده است.

 

سوءاستفاده اينترنتي از «تام كروز»

يك آدرس اينترنتي كه نام «تام كروز» را در خود داشته، مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.

يك داور سازمان اموال فكري جهان WIPO گفت: سايت tamcruise.com براي فروش محصولاتي به كار رفته كه هيچ ربطي به اين بازيگر نداشته است و طرفداران «تام كروز» از اين طريق، به سايت اينترنتي ديگري منتقل شده‌اند.

«سلن ديون» و «كوين اسپيسي» نيز از جمله ديگر ستارگاني هستند كه در وضعيتي مشابه وضعيت «تام كروز» قرار گرفته‌اند.

حكم اين پرونده به طريق اينترنتي اعلام شده و متخلفان را به عنوان مركز فعاليت‌هاي شبكه‌اي NOC و AHR شناسايي كرده است. نويسندگان مشهوري هم چون «جفري آرچر» و «مايكل كريكتون» هم مورد سوءاستفاده‌هاي اينترنتي قرار گرفته‌اند.

WIPO يكي از آژانس‌هاي سازمان ملل است كه در سال 1967 افتتاح شده و مقر آن در ژنو است.

 

دو ترجمه جديد از عزت‌ا...‌فولادوند

ايسنا- عزت‌ا... فولادوند از ترجمه دو كتاب تازه خبر داد.

اين كتاب‌ها، ترجمه «كانت، روشنگري و جامعه مدني» و «مراحل و عوامل و موانع رشد سياسي» تاليف گروهي از مولفان هستند كه به ترتيب توسط نشر طرح نو و ماهي در حال انتشارند.

از آثار وي به تازگي «برج فرازان» (تاريخ اروپا از 1890-1914) نوشته باربارا تاكمن و «آغاز فلسفه»‌ هانس‌ گئورگ‌ گادامر براي دومين‌بار تجديد چاپ شده‌اند.

از ديگر آثار فولادوند هم به ترجمه‌هايي همچون «جامعه باز و دشمنان آن» كارل ريموند پوپر، «فلسفه كانت» اشتفان كورنر، «اخلاق در فلسفه كانت» راجر ساليوان، «خرد در سياست»، «خشونت و انقلاب» هانا آرنت، «آزادى و قدرت و قانون» فرانتس نويمان و « نيچه و مسيحيت» كارل ياسپرس مي‌توان اشاره كرد.

 

بازار هنر

ادري هپبورن و حراج 130هزار دلاري

مهرداد گوران

خانه حراج كريستي يكي از لباس‌هاي ادري هپبورن، بازيگر مشهور سينما‌ي هاليوود را به مزايده مي‌گذارد. هپبورن اين پيراهن را در فيلم «صبحانه در تيفاني» به كارگرداني بليك ادواردز (1961) پوشيد. قيمت پايه مزايده اين پيراهن 130هزار دلار آمريكا اعلام شد. اما پيش‌بيني مي‌شود كه بسيار بيشتر از اين قيمت به فروش رود.

 ادري هپبورن (1993-1929) در دوران بازيگري‌اش در بيش از 30فيلم كوتاه و بلند سينمايي كه عمدتا مربوط به سينماي هاليوود مي‌شد، بازي كرد و جزو ستارگان سينمايي در نيمه دوم قرن بيستم بود. او پنج‌بار نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر فيلم شد و دوبار موفق به گرفتن اين جايزه شد، يكبار در سال 1954 به خاطر بازي در فيلم «تعطيلات در روم» و بار ديگر در سال 1993 كه جايزه افتخاري اسكار به خاطر يك عمر بازي هنرمندانه و كمك‌هاي بشردوستانه به وي تعلق گرفت.

هپبورن در سال‌هاي پاياني زندگي‌اش سفير حسن نيت بنياد كودكان در سازمان ملل بود، يعني همان سفارتي كه اكنون در اختيار آنجلينا جولي، همسر براد پيت و بازيگر بسيار معروف سينما است.

براساس نظرسنجي مجله بين‌المللي «زن» در سال 2006، ادري هپبورن به عنوان «زيباترين زن دوران» انتخاب شد كه البته شاخصه‌هاي ديگري همچون «كمك‌هاي بشردوستانه» هم در اين نظرسنجي لحاظ شده است. موسسه فيلم آمريكا هم او را به عنوان يكي از سه زن بزرگ تاريخ سينما انتخاب كرده است.

هپبورن در سال 1964 در فيلم «بانوي زيباي من» نقش اصلي را بازي كرد كه از نظر منتقدان بهترين بازي او پس از فيلم «تعطيلات دررم » بوده است و بسياري او را با همين فيلم مي‌شناسند.

 

ايستگاه خبر

جعفر بزرگي درگذشت

جعفربزرگي بازيگر سينما ، تلويزيون و تئاتر ايران در سن 90سالگي دارفاني را وداع گفت.

بزرگي از قديمي‌ترين بازيگران تئاتر، سينما و تلويزيون ايران است. اين هنرمند، صداي دلنشيني هم دارد.

 از سال 1318 تا 1327 روزهاي جمعه، نيم ساعت در راديو خوانندگي مي‌كرد كه آهنگ معروف و به يادماندني «مرغ سحر» يكي از آنها است. بزرگي مجري تلويزيون هم بوده است. برنامه موفق و پربيننده «سالمندان»، يكي از كارهاي زيباي او بود.  سگ‌كشي‌، شور عشق‌، درخت گلابي، سفر شبانه ماه و خورشيد، خسوف‌، ديگه چه خبر، مدرسه پيرمردها‌، افسانه آه‌، بچه‌هاي طلاق‌، از جمله فيلم‌هايي بود كه مرحوم بزرگي در آنها بازي كرده است.  اين پيشكسوت كه در برنامه‌هاي كودك و نوجوان در قالب تركيبي و نمايشي شبكه‌هاي سراسري و جام‌جم نيز فعال بود و اول تير‌ماه 1385 با حضور در برنامه 2 رنگين‌كمان شبكه تهران از خاطر خود در برنامه‌هاي كودك سخن گفت.  پيكر اين هنرمند فقيد كشور از امروز ساعت 9 و 30دقيقه مقابل خانه هنرمندان ايران به سمت بهشت‌زهرا تشييع مي‌شود.

 

«بازی ناتمام» در تالار مولوی

«بازی ناتمام» به نویسندگی و کارگردانی سعید هاشمی‌پور از 15 مردادماه به مدت 15 شب از ساعت 30/19 در تالار اصلی مولوی روی صحنه می‌رود.

این نمایش که برای اولین‌بار اردیبهشت ماه در نهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران روی صحنه رفت، از طرف دبیرخانه دائمی این جشنواره برای اجرای عمومی به مجموعه تئاتر مولوی معرفی شده است. این نمایش فرم خاص اجرایی دارد که کارگردان آن را تغییری در نوع روایت اجرا می‌داند. جواد مولانیا، محمد عسگری، مهرداد باقری و میثم عبدی، بازیگر، سیمین غلامی، دستیار کارگردان و مهدی خسروی، مدیر صحنه این نمایش هستند.

 

كودكان سرزمين زيتون

كودكان و نوجوانان ايراني با شركت در مسابقه‌‏اي ادبي و هنري‌، همراهي و همدردي‌‏شان را با همسالان فلسطيني و لبناني خود به نمايش مي‌‏گذارند.

اين مسابقه با عنوان «كودكان سرزمين زيتون» آثار كودكان و نوجوانان ايراني را در سه رشته نقاشي‌، داستان و شعر براي ابزار همدردي آنها با بچه‌‏هاي ستم‌ديده و زجركشيده لبناني و فلسطيني به رقابت مي‌‏گذارد.  براساس اين فراخوان‌، كودكان و نوجوانان ايراني بايد آثار خود را تا 15 شهريور به دبيرخانه مسابقه به نشاني تهران‌، خيابان حجاب‌، مركز آفرينش‌‏هاي فرهنگي و هنري كانون‌، روابط عمومي ارسال كنند.  آثار برگزيده اين مسابقه در برنامه روز جهاني كودك در قالب نمايشگاهي‌، مهر امسال در معرض ديد علاقه‌‏مندان قرار خواهد گرفت و به آثار برتر نيز جوايزي اهدا خواهد شد.  كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در حالي كه رژيم غاصب صهيونيستي تجاوزي گسترده را به سرزمين فلسطين و لبنان آغاز و بر اثر آن تعدادي از كودكان بي‌‏گناه را شهيد و زخمي كرده است‌، پيام همدردي بچه‌‏هاي سرزمين ايران خطاب به كودكان سرزمين زيتون و اعلام انزجار آنها از اين جنايت‌‏ها را با برپايي اين رقابت به نمايش خواهد گذاشت.

 

نمايشگاه توانمندي‌هاي آموزشگاه‌هاي آزاد فني

امروز نخستين نمايشگاه توانمندي‌هاي آموزشگاه‌هاي آزاد فني و حرفه‌اي در تهران برگزار مي‌گردد.

اين نمايشگاه به مدت سه روز به مناسبت ششم مردادماه روز ملي مهارت برپا شده است.  علاقه‌مندان مي‌توانند به مجتمع فرهنگي رفاهي لاله واقع در ميدان پونك از ساعت 10 الي 21 مراجعه فرمايند.