افشين بخاطر چه کسی از خوانندگی دست خواهد کشيد؟

 

پگاه
پگاه

الان مدتيه که توجه خيلی ها به دختر ويديوی “ماچ” افشين جلب شده.

۱- پگاه دختری که در ۲ ويديوی اخير افشين نقش اول رو بازی کرده.
۲- اسم Pegah هم روی گردنبند افشين نقش شده.
۳- افشين در مصاحبه اش با بی بی سی گفت که اين آخرين آلبومش خواهد بود و ديگه اين کار رو رها می کنه.

بعد که از زير زبونش کشيدم بيرون فهميدم که اين يک تصميم مشترک بوده، بين خودش و کسی که دوست داره.

نتيجه: پگاه همون کسيه که به افشين گفته : يا من يا کارت.

پگاه
پگاه

پگاه ۲۱ سالشه و ۱۰ ساله که با خانواده اش به هلند مهاجرت کرده. خودش بازی در ويديو و کار مانکنی رو دوست داره ( البته درس می خونه، رشته تجارت جهانی ). ازش پرسيدم که واکنشش دربرابر شايعاتی که درباره خودش در جرايد می خونه چيه؟

خيلی ناراحت می شم. وقتی يک دورغی رو درباره خودت می خونی خيلی عصبانی می شی. چون کاری نمی تونی بکنی و می بينی که يک کسی به خودش اجازه داده که اينجوری دروغ بنويسه.

آيا اين شايعات باعث می شه که ديگه از جامعه ايرانی خارج از کشور، دل زده بشی و بيشتر مواظب رفتارت بين ايرانی ها باشی؟

نه، چون فهميدم که اين شايعات ساخته می شه، چه کاری بکنی چه نکنی!

آيا درسته که تو بعد از يکی از کنسرتهای افشين بهش گفتی" يا من يا کارت "؟

اولا اين حرف رو من پشت درهای بسته بهش گفتم! تو از کجا شنيدی؟

بعد از يکی از کنسرتهای آخرش، بهش گفتم که خوانندگی تو با رابطه عاطفی ما جور در نمی ياد.

پگاه
پگاه

من این حرف رو وقتی زدم که خیلی عصبانی بودم و بحثمون شده بود.

هیچوقت فکرشو نمی کردم که با شما الان در اینمورد صحبت کنم و افشین بخواد که این حرف رو اینقدر جدی بگیره و حتی بخواد بهش عمل کنه.

من اصلا از این مسئله راضی نیستم و بهیچوجه اجازه نمی دم که افشین خوانندگی رو ترک کنه.

و من همه جور افشین رو در کار هنریش حمایت می کنم.

دخترها می فهمن من چی می گم.

پگاه در ويديوهای بعدی افشين که در فصل زمستان ضبط می شه، بازی می کنه. بنابراين هنوز قبض تلفن هزار دلاری افشين و جريمه های رانندگی اش ادامه خواهد داشت ...


مهدی زکایی
مهدی زکایی

مهدی زکایی سردبیر مجله جوان چاپ لس آنجلس:

همیشه شایعه درمورد هنرمندها چه بصورت مستقیم و غیرمستقیم برای مردم جذاب و شنیدنیه، به همین دلیل در بیشترمجلات هنری قسمت شایعه وجود داره، مردم حتی همین میزان علاقه را نسبت به شایعات در مورد سیاستمداران هم دارند. خیلی وقتها مردم دوست دارند که خبرها را بصورت شایعه بشنوند تا خبر رسمی و به همین خاطر خیلی وقتها شایعه در یک جامعه سریعتر پخش میشه تا یک خبر رسمی.

نحوه پدید اومدن شایعه به این صورته که ابتدا یک خبر از منبعی گرفته میشه که در ابتدا به دلیل اینکه تایید نشده، بصورت شایعه عنوان میشه ولی بعدا شاید بصورت خبر صحت اون شایعه تایید یا رد بشه.

ما در جامعه ایرانی هم خبرهایی داریم که شاید صلاح نباشه که در ابتدا بصورت خبر پخش بشه، به همین دلیل اول بصورت شایعه پخش می شوند، مثلا در زمانهایی که خبرتایید نشده و یا مدرکی در دسترس نیست. ما در جامعه ایرانی به نحوی خیلی رایجتری مسیله غیبت را داریم. همیشه در مورد هنرمندها شایعاتی را می سازند که معمولا یک کلاغ، چهل کلاغ هم میشه و یک شایعه را تبدیل می کنند به یک موضوع بسیار جدی.

 

با تشکر از

 
 
             افشين و آلبوم " ماچ " ، مصاحبه
 
 
افشین

بهزاد: افشين جان. نمی تونم بهت بگم يه ماچ بده. اما می تونم بگم توی آلبومت همه ما رو يک ماچ کردی!

افشين: من و تو که زياد به هم ماچ داديم!

بهزاد (با خنده و صورت سرخ شده): آقا اين آلبومت اومده بيرون و چيزی که جالبه، اينه که ويدئوی آهنگ "ماچ" هم يک هفته ای ميشه بيرون اومده! چرا اول اين آهنگ، صدای سبزی فروش مياد؟

افشين: چون چيزهايی که از ايران برای من به يادگار مونده همين نمکی ها، سبزی فروش ها و ماشين هايی بودن که ميومدن توی کوچه ها و با بلندگو داد می زدن "سبزی خوردن، سبزی قورمه" ... البته شنيدم تازگی ها مد شده به جای "نمکی" ميگن "آهای بی وفا، ديگه دوستم نداری؟!"

بهزاد: آهنگ "ماچ" رو کجا فيلمبرداری کردين و اون دختر خانم خوشگل توی ويدئو کيه؟

افشين: حواست رو جمع کن بچه! ... ويدئوی آهنگ "ماچ" رو به کمک کوجی توی لس آنجلس گرفتيم که پگاه هم توی اين ويدئو هست. برای اين ويدئو کوجی با مهارت زيادش تونست توی سه چهار ساعت، يک فضای ايتاليايی درست کنه و بعد ما فيلمبرداری رو شروع کرديم.

بهزاد: دوست دارم درباره آهنگ "ماچ" برامون بيشتر توضيح بدی.

افشين: اين آهنگ رو توی آلمان ضبط کرديم. شعر "ماچ" کار بابک روزبه هست که البته اون قبلاً توی شعر به جای کلمه "ماچ" از کلمه "بوسه" استفاده کرده بود. من به بابک گفتم اين شعر رو بيشتر خاکی کنيم و بابک هم با مهارت کامل شعر رو دوباره نوشت.

افشین

بهزاد: اسم آلبوم رو چرا گذاشتی "ماچ"؟

افشين: راستش اول نمی خواستم اين اسم رو بذارم. چون خيلی ها مخالف بودن و به قول ايرانی ها می گفتن اسم بی کلاسيه! ولی من با اين چيزها کاری ندارم و کاری رو می کنم که از دلم مياد.

افشين ۱۶ سال می شه که تو آلمان و شهر "مانهايم" زندگی می کنه، شهری که طرفای فرانکفورته. افشين چند ساله توی اين محل زندگی می کنی؟

افشين: حدود ده سال

بهزاد: مثل اينکه خيلی چيزها توی زندگی تو عوض شده. برامون يه خورده توضيح بده.

افشين: سيستم زندگی من از دو سال پيش به کل عوض شد. يک رستوران داشتيم که اون رو فروختيم. اين همون موقعی بود که آلبوم "آس و پاس" بيرون اومده بود. بعداً من يک دفعه خودم رو توی يک فضای ديگه ای ديدم که هنوز هم نتونستم خودم رو توی اون فضا پيدا کنم. يکی از دلايلی که موسيقی رو ميخوام بذارم کنار همينه. چون دنيا با من غريب شده.

بهزاد: آهنگ "از اينجا برو" توی آلبومت به نظر من تنظيم خيلی جالبی داره. خيلی بالا و پايين داره، وسطش يهو صدای "باب مارلی" مياد و بعد صدای گيتار بالا و پايين ميره و بعد امير، برادرت شروع می کنه به آلمانی خوندن!

افشين: تقريباً ميشه گفت اين آهنگ سبک "فانک" داره و وسطش يک مقدار "هوی متال" ميشه که اون رو با گيتار برقی می زنن. درام اين کار هم به صورت زنده، کار "دانيل" هست که البته ما "اکبر" صداش می کنيم! من خيلی سعی کردم سازها رو به صورت زنده ضبط کنم.

امیر
امیر

بهزاد: ديشب که داشتم خونتون شام می خوردم، امير، برادرت داشت توی حموم گيتار می زد و من باهاش يک گپی زدم و متوجه شدم آهنگ "بی خيال" اصلاً کار اونه. اول همين آهنگ يک يک نفر انگليسی می خونه، اون کيه؟

افشين: خود اميره که اعضای ارکستر رو معرفی می کنه در ضمن به زبون آلمانی هم تو آهنگهام رپ می خونه.

بهزاد: بعد چطور تو يهو آخرش ميگی "اميرعلی"؟

افشين: آخه همه اسم ها رو امير معرفی کرد، من هم تصميم گرفتم اميرعلی، رقصنده و کر گروه رو خودم معرفی کنم.

بهزاد: البته يک انتقاد کوچيک از اين آهنگ دارم که تون صدات توش غمگينه! جريان اين غم توی صدات چيه؟

افشين: نمی دونم! همه ميگن يک غم توی صدای منه که ول کن هم نيست!

بهزاد: افشين، دو سه شبی با تو بوديم و خونه تو خوابيدم و کلی اذيتت کردم ( البته اين قسمتش تعارف بود)، راستی چرا تلويزيونت کار نمی کنه؟

افشين: راستش من اصلاً توی اين خونه نيستم.

بهزاد: چرا؟

افشين: راستش من زياد توی آلمان نيستم. بيشتر توی سفرم و وقتی هم که بر می گردم، سريع ميرم هلند.

بهزاد: چه صدات لرزيد وقتی کلمه "هلند" رو گفتی!

افشين: بله! من عاشق گل و گياه هستم، به خاطر همين زياد ميرم هلند! ( بهزاد: ای چاخان)

افشین

بهزاد: داشتيم از خونتون صحبت می کرديم. تلويزيونت کار نمی کنه اما سيستم اينترنتت به راهه. پس وقتی بچه ها بهت ايميل ميدن تو نگاه می کنی؟

افشين: تنها چيزی که من توی اين خونه نياز دارم همين کامپيوترم هست که به اينترنت وصله. هر چند وقت ايميل ها رو نگاه می کنم و تا اونجايی که بتونم می خونم. راستش رو بگم ايميل ها رو جواب نميدم چون واقعاً نميرسم. ولی خيلی سپاسگزارم از مردمی که به من نامه ميفرستن.

بهزاد: دلت نمی سوزه که اين همه روی آهنگ های آلبومت کار کردی و فقط بعضی از آهنگ ها به خاطر ويدئوهاشون معروف شده؟

افشين: چرا خيلی. تصوير، نقش اصلی رو برای معروف شدن يک آهنگ بازی می کنه! اما کاريش نميشه کرد!

افشین

بهزاد: از ويدئوی آهنگ "ديگه ازت بدم مياد" بگو.

افشين: ما طرفای هامبورگ با "وحيد امينی" يکی از دوست های بسيار خوبم اين ويدئو رو ضبط می کرديم. قبل از فيلم برداری، توی جاده همديگر رو گم کرديم. تلفن هامون هم کار نمی کرد که همديگه رو پيدا کنيم! به هر حال بعد از يک زمان طولانی همديگر رو پيدا کرديم و با دعوای هميشگی شروع کرديم به فيلمبرداری!

بهزاد: شعر اين آهنگ کار کيه؟

افشين: "امين بامشاد" از ايران که دستش درد نکنه برام اين شعر رو فرستاد.

بهزاد: من خودم حسابی معتاد شدم به آهنگ "بدجوری عاشقت شدم" تنظیم صدای خوبی داره. معمولا انتخاب صداها در ساخت آهنگهات رو به چه شکلی انجام می دی؟

افشين: تنظیم کننده است من ایده هام رو بهش می گم. مثلا میگم اینجا صدای گیتار می خوام یا صدای گروه کر.

بعضی وقتها ملودیها را براش با گیتار اجرا می کنم البته من گیتاریست خوبی نیستم ولی می تونم یکجواریی بهش منظورم رو برسونم . بعد که صداها آماده شد همه چیز را می ریزیم توی یک قابلمه و شروع می کنیم به بحث کردن و خیلی وقتها هم کار به دعوا میکشه(هردوتامون حسابی کله شقیم).

افشین

بهزاد: یکی از آهنگهایی که سرش دعواتون شد آهنگ عسلی بود؟

افشين: آره برای شروع آهنگ من می خواستم که آهنگ در همون فضای رقص و هندی بمونه ولی یکهویی یک ویالون وارد معرکه میشه و اون فضا را به هم می زنه.

بهزاد: وقتی آلبومت تموم شد از کدوم کارها راضی بودی و یا نبودی؟

افشين: کلا از آلبوم راضیم ولی خیلی چیزها می تونست بهتر باشه. مثلا ریتم آهنگ "بدجوری عاشقت شدم" می تونست چند درجه بالاتر باشه که بدلیل اختلافات داخلی ممکن نشد!

ویدیوی آهنگ "ازت بدم" می آید جای این را داشت که بهتر باشه. در آهنگ "شیطونک" با اضافه کردن صدای گیتار آخربه آهنگ مخالف بودم، چون فضای آهنگ "خوشگل" که مال آلبوم قبلیم بود رو یکجوری تکرار می کرد.

از آهنگ "بی خیال" که اصلا نمیتونم ایراد بگیرم (از بس که ازش راضی هستم) . فکر می کنم آهنگ "اشکهامو پاک کنم" رو خیلی غمگین خوندم به این دلیل که خودم هم وارد اون فضا شده بودم، می شد اینجوری نباشه .

بهزاد: وقتی که با افشین تو خونه اش حرف می زدم با گیتارش دو تا آهنگ اجرا کرد که خیلی حال داد. بنابراین این نکته به سرم زد که :

افشین بعضی وقتها اینقدر صداهای مختلف توی یک آهنگ شنیده می شه که حس اولیه اون آهنگ رو می کشه . فکر نمی کنی اجرای آکوستیک و یا ساده یک آهنگ جاش در موسیقی پاپ ما خالیه و شاید به این فکر بیافتی که یک آلبوم آکوستیک بدی بیرون ( بدون سازهای الکترونیکی)؟

افشين: آره واقعا خیلی خوب می شد مثلا فقط با دوتا گیتار و یک ضرب آلبوم ساخت. ولی والا ما تو همینش هم موندیم . ولی بعضی وقتها سادگی هزار تا مشکل خاصه خودش را داره

بهزاد: حالا دنده عقب برگردیم به آلبوم ماچ."من" تنها آهنگیه که آهنگش رو خودت نساختی؟

افشين: آره کار یکی از بچه های داخل ایرانه به اسم نیما نور محمدی و شعرش هم مال ترانه مکرم هستش. کلا بچه ها داخل ایران خیلی با استعداد و با احساس هستن و من دوست دارم که باهاشون بیشتر کار بکنم.

افشین

بهزاد: در ضمن افشین دو تا آهنگ دستش داره که هنوز کسی نشنیده. یکیش آهنگ خلاصم کن هستش که قرار بود جزو آلبوم ماچ باشه.

افشين: ترانه "خلاصم کن " از یک هنرمندیه که برای من مثل یک بت بود. قدیما یک جوونی بود که تو ساری زندگی می کرد به اسم مهران رحمانی که خیلی هم بین جوونا محبوب بود
.

مهران برای من مثل یک بت بود ولی معتاد شد و بحدی از اعتیاد رنج برد که خودکشی کرد. قبل از خودکشی این آهنگ رو ساخت که من ضبط شده اش رو پیدا کردم و با کمک داود بصیری شعرش رو درست کردیم و الان دارم ضبطش رو تموم می کنم.

اتفاقا داوود نمی تونست که این شعر رو تموم کنه و به من گفت که بخاطرش رفتم. روی یک پلی وایسادم ، شب بود و بارون می زد خلاصه خودم رو بردم تا لب خودکشی تا تونستم که شعر این آهنگ رو کامل کنم. خلاصه بخاطر جو این آهنگ فکر کردم که با آلبوم ماچ جور در نمیاد و باید جداگانه بیرون داده بشه.

خلاصه شعرش اینه :

خدایا خسته ام از غم هلاکم بود از این روز و شب پردرد خلاصم کن
من از این نشعه بی زارم خدایا
بیا آغوش خاکت را از آنم کن.
خلاصم کن ،خالصم کن . . .

آهنگ دیگه ای هم دارم که درباره خانواده یک دانشجوی ایرانیه که بعد از کشته شدنش، افکار و زندگی خانواده رو تجسم می کنه.

خیلی دلم گرفته ببار ببا رآسمون
دارن به خاک می سپارن جوونی رو غرق خون. . .

و همینطور آهنگی هست که باید تمومش کنم به اسم "دخترآواره" که ساخته کوجی هستش.
این آهنگ درباره دختریه که به خارج فرار می کنه.

خلاصه اینها رو ضبط کنم دیگه دینم رو ادا کردم و خیالم راحت می شه.

 

با تشکر از

 

  ايران، جهان چند فرهنگی و مواجهه ناگزير با فرهنگ جهانی

 

ايرانيان در تورنتو
همزيستی فرهنگ های متفاوت و متنوع باعث شده که اصطلاحاتی نظير تنوع و تکثر فرهنگی بيش از هر زمان ديگر مورد توجه و بررسی قرار گيرند

گروه موسيقی کومبو نيشنز، Combo nations، در سال ۲۰۰۰ در نروژ تشکيل شد. اين گروه، از نوازندگانی از هند، گامبيا، سنگال، ايران، چين، مراکش و برزيل تشکيل شده و سرگرم آفرينش نغمه هايی است که ملودی های آن، از سرزمين مادری اعضايش سرچشمه گرفته است.

شمار چنين گروه هايی که نه تنها نوازندگانش مليت ها و فرهنگ های مختلفی دارند، بلکه آفريده های هنريشان نيز تلفيق و ترکيبی از فرهنگ و هنر جوامع گوناگون بشری است، در جهان امروز اندک نيست.

جاويد افسری راد، نوازنده ايرانی و سرپرست اين گروه، خود درباره تشکيل گروه کمبو نيشنز می گويد: "با افزايش در هم تنيدگی جوامع انسانی مختلف و نياز به بازنمايی وجوه مختلف مولفه های هويت بخش جوامعی که در برگيرنده زيست همزمان چند فرهنگ هستند، بحث تنوع و تکثر فرهنگی در جهان امروز اهميتی بسيار يافته تا آنجا که سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد، يونسکو، روز ۲۱ مه را به عنوان "روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتگو و توسعه" انتخاب کرده است."

همزيستی فرهنگ های متفاوت و متنوع باعث شده که اصطلاحاتی نظير تنوع و تکثر فرهنگی بيش از هر زمان ديگر مورد توجه و بررسی قرار گيرد.

از يک نگاه، جهان امروز جهان کوچک تری است که در پاره ای نقاط آن، فرهنگ هايی کاملا متفاوت اين امکان را يافته اند که در کنار يکديگر حضور يابند و چهره ای نوين را خلق کنند که شايد حتی تصور آن، دست کم تا آغاز قرن گذشته بسيار دشوار بود. با اين حال، چنين واقعيتی، امروز به بخشی مهم از جوامع انسانی بدل شده است.

به نظر می رسد که در ايران نيز، به رغم وجود وضعيتی متفاوت، اين موضوع مورد توجه واقع شده است.

اگرچه ممکن است چنين به نظر برسد که سخن گفتن از يک فرهنگ واحد و ثابت، امروز چندان به واقعيت نزديک نيست، اما در جهانی که به دليل انقلاب ارتباطات، انفجار اطلاعات و تحقق ايده دهکده جهانی، مرزهای جغرافيايی معانی کلاسيک و سنتی خود را از دست داده اند، در فرآيند جهانی شدن، تولد فرهنگی يکپارچه در روند آن قرار گرفته که می تواند به عنوان فرهنگی جهانی و يکپارچه در سطح جهان مستقر شود.

چالشهای فرهنگی
فرهنگ به عنوان حوزه ای سيال، پيوسته در حال تغيير و تحول بوده، بر ساختارهای سياسی و اجتماعی تاثير گذاشته و از آنها متاثر شده، اما در جهان امروز، بيش از هر زمان ديگری دامنه تاثير پذيری اش از مرزهای سياسی و جغرافيايی و محدوده اقتدار حاکميت های ملی فراتر رفته و در فرآيند جهانی شدن، به يکی از اصلی ترين چالش ها بدل شده است

درواقع جهان امروز، تنها عرصه حضور و حيات وجوه سطحی يا عميق فرهنگ های گوناگون نيست و به نظر می رسد که فرهنگی خاص در فرآيند تبديل شدن به فرهنگی جهانی قرار دارد.

بسياری از صاحب نظران و نظريه پردازان، از اين فرهنگ به عنوان "فرهنگ وارداتی آمريکايی" ياد می کنند که به ويژه با اتکا به تکنولوژی پيشرفته ارتباطی و رسانه ها در اروپا و ساير مناطق جهان گسترش يافته است.

اين تلقی از فرهنگی که در مسير جهانی شدن قرار دارد، اگرچه با مقاومت ها و مخالفت های عمده ای روبه رو شده، اما به طور فزاينده ای در نقاط گوناگون در حال گسترش است و بسياری بر اين باورند که مقاومت در برابر روند اجتناب ناپذير جهانی شدن، نه ممکن است و نه سودی خواهد داشت.

در مقابل، پاره ای حکومت ها، به طور رسمی به مقاومت در برابر فرآيند فرهنگ جهانی پرداخته و شهروندان خود را از گرايش به چنين شيوه ای از زيستن منع کرده اند.

جمهوری اسلامی، در ۲۵ سال گذشته همواره از آنچه که آنرا تحميل فرهنگ جهانی می خواند انتقاد کرده و آن را با شاخص و مشخصه هايی نظير "بی بند و باری"، "بی اخلاقی"، "بی توجهی به معنويات و آموزه های دينی" و اوصافی از اين دست تعريف کرده است.

با اين همه، ارتباط ايران با موضوع تنوع و تکثر فرهنگی، مقوله ای نيست که صرفا به بيرون از مرزها مربوط شود. حضور اقوام و فرهنگ های گوناگون و متنوع در داخل ايران، موجب شده که چنين بحثی، موضوعی داخلی نيز محسوب شود.

به طور کلی آنگونه که کارشناسان امور مربوط به اقوام و اقليتهای قومی می گويند به نظر می رسد که نگاه حاکميت مرکزی و قدرت مستقر نسبت به فرهنگ اقوام در ايران نگاهی در مجموع منفی بوده و همين امر، واکنش هايی را نيز در بين اقوام مختلف ايرانی برانگيخته است.

با اين حال، شماری از کارشناسان بر اين باورند که روند موجود به سمتی است که حکومت ها را در نهايت وادار به تجديد نظر در نگاه خود به فرهنگ های متنوع و متفاوت خواهد کرد و جمهوری اسلامی نيز ناگزير از پيمودن چنين مسيری است.

فرهنگ به عنوان حوزه ای سيال، پيوسته در حال تغيير و تحول بوده، بر ساختارهای سياسی و اجتماعی تاثير گذاشته و از آنها متاثر شده، اما در جهان امروز، بيش از هر زمان ديگری دامنه تاثير پذيری اش از مرزهای سياسی و جغرافيايی و محدوده اقتدار حاکميت های ملی فراتر رفته و در فرآيند جهانی شدن، به يکی از اصلی ترين چالش ها بدل شده است.

شايد حل و فصل بنيادين بسياری از تنش های امروز و فردای جهانی که در آن زندگی می کنيم، در نهايت در پاسخی نهفته باشد که از مواجهه فرهنگ ها و حوزه های تمدنی گوناگون به دست می آيد.

 

با تشکر از

 

 

        آتش سوزی در کتابخانه دانشکده حقوق

 

                      دانشگاه تهران

 

 

 در جريان حادثه آتش سوزی که در دانشگاه تهران

 

 

 رخ داد، بخش بزرگی از کتابخانه دانشکده حقوق و

 

 

 علوم سياسی اين دانشگاه در آتش سوخت.

 

 

هنوز علل وقوع اين آتش سوزی که در ساعت 4:30 بامداد چهارشنبه 25 آبان اتفاق

 افتاد، به طور قطعی مشخص نشده، ولی اتصال سيم برق علت احتمالی وقوع اين

 حادثه بوده است.

اين آتش سوزی هيچ تلفات جانی در پی نداشته ولی

 به بخش هايی از اين کتابخانه از جمله سالنهای مطالعه و دستگاه های کامپيوتر

 بطور جدی خسارت وارد شده است.

              بخش عمده ای از کتابهای مرجع کتابخانه دانشکده حقوق

 

                           در جريان اين حريق از بين رفت

 

همچنين بخش عمده ای از کتابهای مرجع کتابخانه دانشکده حقوق در جريان اين

 حريق از بين رفت.

خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، در گفتگويی با رئيس اين کتابخانه نوشته که

 محل نگهداری کتابهای مرجع به طور کامل سوخته و کليه دايرة المعارف ها و

 کتابهای قديمی و جديد که در اين محل نگهداری می شده، بشدت آسيب ديده اند.

بنا بر همين گزارش اين آتش سوزی 40 دقيقه پس از وقوع توسط ماموران چهار

 ايستگاه آتش نشانی کاملا خاموش شد.

دانشکده حقوق، یکی از اولین دانشکده های دانشگاه تهران است که در اوایل دهه

 

1310 شمسی، یعنی بالغ بر 70 سال قبل تاسیس شده بود.

 

 

                  سرقت مجسمه دو تنی معروفترين پيکرتراش بريتانيا

 

 

یکی از مجسمه های پرارزش هنری مور، پيکرتراش معروف، که ارزش آن پنج ميليون و ۳۰۰ هزاردلار برآورد شده از باغ يک موزه دزديده شده است.

پنجشنبه شب گذشته، ۱۵ دسامبر، سارقان با دو خودرو وارد محوطه بنياد هنری مور، در هارتفورد شاير، در بريتانيا شدند. سپس سه نفر از آنها اين مجسمه عظيم را با جرثقيل به يک کاميون انتقال دادند.

وزن مجسمه "پيکر لميده" بيش از دو تن است.

يکی از بازرسان در باره اين سرقت می گويد که سرقت مجسمه ممکن است به دلايل متعدی باشد ولی اين احتمال نيز وجود دارد که مجسمه را تنها به خاطر ارزش فلز آن دزديده باشند.

پليس اکنون سرگرم همکاری با بنياد هنری مور است تا بتوانند اين مجسمه گرانبها را پيدا کنند.در حال حاضر بنياد هنری مور برای اطلاعاتی که به دستگيری سارقان منتهی شود جايزه نقدی تعيين کرده است.

مجسمه برنز اثر هنری مور، بيش از دو تن وزن دارد

گارت اسپنس، از اين بنياد گفت مجسمه در حياط موزه قرار داشت و در حال انتقال به محل ديگری بود.

وی افزود که سرقت يک چنين شاهکار هنری کارکنان اين مرکز را بی نهايت متاثر کرده است.

هنری مور يک ملک ۷۰ جريبی را وقف بنياد خود کرده بود. اين محل چندين استوديو، انبار و گالری را در خود جای داده است.

در باغ اين محل، مجسمه های ساخت هنری مور قرار داده شده است.

اين اولين باری نيست که آثار اين هنرمند مورد تعرض مجرمان

قرار می گيرد. پيشتر سارقان يک مجسمه ۲۵ سانتی متری به

 ارزش ۱۰۰ هزار دلار را از گالری ودينگتون لندن دزديده بودند.

اين اثر بعدا در جريان بازرسی يک تاکسی کشف شد.

همچنين در سال ۱۹۹۵ خرابکاران سر مجسمه ديگری از هنری

 مور به نام "شاه و ملکه" را قطع کردند.

 

سال گذشته مجسمه حضرت مريم ساخته هنری مور نزديک به دو

                            ميليون دلار فروش رفت

چهره هنرمند

هنری مور مشهورترين مجسمه ساز بريتانيا محسوب می شود. تنها چند سال مرگش در سال ۱۹۸۶ارزش مجموعه آثار هنری وی شامل ۶۶۶ مجسمه و هزاران تابلو بيش از ۲۴۰ ميليون دلار برآورد شد.

وی می گفت که بخشی از خميرمايه آثارش را که ويژگی بارزشان خطوط سيال و جاری است، از ماليدن رانهای مادر بيمارش در کودکی الهام گرفته است. او مجسمه سازی را از مدرسه با خاک رس و چوب آغاز کرد.

وی در جنگ جهانی اول به ميدان رزم رفت و در سال ۱۹۱۹ به عنوان اولين دانشجوی مجسمه سازی در دانشکده هنر نام نوشت. سپس به لندن آمد و به مجسمه های مکزيکی، مصری و آفريقايی در موزه بريتانيا دل بست.

هنری مور در دهه ۱۹۳۰ عضوی از گروه هنری "واحد يک" بود. در سال ۱۹۴۳ اولين سفارش برای ساخت مجسمه ای عمومی را گرفت: مجسمه حضرت مريم و پسرش عيسی برای کليسای سنت متيو.

برخی از افتخارات بين المللی هنری مور عبارتند از جايزه بيست و چهارمين دوسالانه ونيز در ۱۹۴۸ و دومين دوسالانه سائوپائولو در ۱۹۵۳.

در سال ۱۹۷۸ مجموعه ای از آثارش در گالری "سرپنتاين" لندن به نمايش درآمد. وی تنديس اوليه جايزه

سينمايی بفتا، را به صورت مجسمه زنی نشسته طراحی کرد که

 اکنون ارزش زيادی دارد.

اين هنرمند بريتانيايی که درسال ۱۸۹۸ در شهر معدنی کسلفورد در

 

 يورکشاير به دنيا آمده بود، در ۱۹۸۶ در

 

 

۸۸ سالگی درگذشت.

 

تنها چند سال بعد از مرگ هنری مور، ارزش مجموعه آثار هنری وی

شامل ۶۶۶ مجسمه و هزاران تابلو بيش از ۲۴۰ ميليون دلار برآورد

 شد.

 

            

                     وزير ارشاد:

 

   برخی فکر می کنند ادای اصوات، موسيقی است

 

  سيد مهدي ميرفخرايي


MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM

 

محمد حسين صفارهرندی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران، از

 

ساخت "فيلمهای سخيف و توهين کننده به

 

 شعور مردم" انتقاد کرده و

 

خواسته است محصولات موسيقی گويای

 

هويت "اصيل" ايرانی باشد.

 

خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، از قول آقای هرندی نقل کرده است: "ما به عنوان يک ملت و يک کشور دارای فرهنگی غنی و سابقه دار هستيم و در عرصه فرهنگی حرفهای مختص به خود داريم. اگر موسيقی و آوازهای ما گويای هويت ما نباشد، نبايد راضی باشيم."

        اين دومين حمله تند آقای هرندی به سياستهای فرهنگی دولتهای اکبر هاشمی

                      رفسنجانی و محمد خاتمی در يک ماه اخير است

آقای هرندی پيش از آن که در دولت محمود احمدی نژاد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی شود، روزنامه نگاری محافظه کار بود. وی در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی از منتقدان سياستهای باز فرهنگی عطاالله مهاجرانی و احمد مسجد جامعی در وزارت ارشاد بود.

در حالی که ايرانيان گشايش فرهنگی در هشت سال گذشته را رضايت بخش نمی دانستند، آقای هرندی و ساير منتقدان، محصولات فرهنگی دولت آقای خاتمی بخصوص در حوزه سينما و موسيقی را آفتی برای ارزشهای بنيادين جمهوری اسلامی می دانستند.

آقای هرندی امروز، ۱۸ دسامبر، در جمع خبرنگاران گفته است: "آنچه در سالهای گذشته به اسم هنر و شاخه های مختلف آن از طرف ما منتشر شده، بايد بررسی شود که گويای هويت ما بوده است يا نه. در بخشهايی اينطور نبوده است، چنانچه به همين دليل است که صدای برخی از استادان هنر درآمده است."

 
 قصد جسارت به افرادی را که در حوزه موسيقی پاپ فعال هستند، ندارم، اما برخی فکر می کنند صرف ادای
 
 اصواتی به صورت بلند و کوتاه، آواز و موسيقی است
 
محمد حسين صفارهرندی، وزير فرهنگ و ارشاد

 

در قريب به سه دهه حيات جمهوری اسلامی، تعامل فرهنگ و هويت يکی از داغ ترين بحثهای بين سياستمداران و هنرمندان بوده است.

در حالی که رهبران جمهوری اسلامی همواره نگرانی خود را از "بی بندوباری فرهنگ داخلی و تهاجم فرهنگ بيگانه" ابراز کرده اند، منتقدان آنها استدلال کرده اند که تاکيد صرف بر مختص بودن ويژگی های فرهنگی ايران و بسته نگه داشتن آن تنها جمود تدريجی را به ارمغان می آورد.

آنها همچنين اظهار نگرانی کرده اند که اصرار محافظه کاران بر اصالت هويت و فرهنگ ايرانی، تنها بر جنبه اسلامی آن متمرکز شده تا جنبه باستانی اش، تاکيدی که به گفته منقدان، صرفا مفهوم "قبيله ای" فرهنگ را ترويج می دهد و آن را از تعامل با فرهنگهای "غير خودی" محروم می کند.

به نظر می رسد سخنان امروز آقای هرندی بر نگرانی اين گروه شدت بخشد. از وی نقل شده است: "قصد جسارت به افرادی را که در حوزه موسيقی پاپ فعال هستند، ندارم، اما برخی فکر می کنند صرف ادای اصواتی به صورت بلند و کوتاه، آواز و موسيقی است."

موسيقی پاپ در دولت آقای خاتمی جرات يافت قلمرو خود را از زيرزمينهای بالای شهر تهران به سن کنسرتهای پرازدحام بگستراند. حملات گروه های فشار محافظه کار بيشتر نقش کاتاليزور را ايفا کرد تا سد، به طوری که راديو و تلويزيون دولتی جمهوری اسلامی نيز برای اين شاخه موسيقی آغوش گشود.

انتقاد وزير ارشاد دولت محمود احمدی نژاد به موسيقی محدود نبود. ايسنا از وی نقل کرده است: "برخی فيلمها نبايد نمايش داده شود، چون توهين به فهم و شعور مردم است. آنهايی که به دين و فرهنگ مردم تعرض می کنند، بايد با محدوديت مواجه شوند. فيلمهای مبتذل و سخيف به نظر من بايد با اعمال محدوديت مواجه شوند."

يکی از اولين تصميمات دولت آقای احمدی نژاد منع واردات و پخش فيلمهايی بود که محتوای آنها مفاهيم سکولاريسم و نهليسم را ترويج می دهد.

وزير ارشاد امروز در نطقی ديگر به نشريات فاقد "علت وجودی" هشدار داد. خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا، از قول وی در نخستين

"جشنواره نشريات بسيج با محتوای برتر" اعلام کرده است: "اگر هر نشريه ای علت وجودی متفاوت از نشريه ديگری داشته باشد، هزاران هزار آن هم قابل تحمل است، اما اگر چنين نباشد، ۱۰ تای آن هم زياد است."

اين دومين حمله تند آقای هرندی به سياستهای فرهنگی دولتهای اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در يک ماه اخير است.

وی در ۱۵ نوامبر نيز در همايش سراسری امامان جمعه وضعيت فرهنگی پيش از دولت جديد را متاثر از "ناتوانی، بی انگيزگی و بی برنامگی" توصيف کرده و گفته بود: "اگر انگيزه برای استقرار فرهنگ سالم در سايه مقدسات مردم که قطعا در راس آنها باور‌های الهی قرار دارد در کنار اراده لازم و برنامه ريزی کافی قرار نگيرد، قطعا رضايت مومنان را تامين نخواهد کرد."

 

 

         کنسرت موسيقی کودکان بم در تالار وحدت

 سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM 
 
 

 

عکس از بابک فروزنده
در اجرای برخی از قطعات ( مثل قطعات کودک کار و سلام) فيلم يا اسلايدی نيز در پشت گروه به نمايش درمی آمد تا جلوه بيشتری به کار ببخشد

نخستين کنسرت گروه موسيقی کودکان بم شنبه شب در تالار وحدت اجرا شد.

سعيد غفاری، آهنگساز جوان حوزه کودک و نوجوان، سرپرستی و رهبری اين گروه ۵۵ نفره را برعهده داشت که در آن ترکيبی از کودکان بم ( ۱۵ نفر) و کودکانی که در آموزشگاه پارس و زير نظر ناصر نظر آموزش می بينند، به اجرای برنامه پرداختند.

اعضای بمی حاضر در اين گروه که عمده آنها را دختران جوان و نوجوان تشکيل می دادند، با لباسهای فرم زرشکی از ساير افراد گروه قابل تشخيص بودند و در ضمن اجرا با خواندن و نواختن فلوت ريکوردر و نيز زيلوفون گروه را همراهی می کردند.

علاوه بر نوازندگان "سوپرانو ريکوردر" ( ۱۰ نوازنده )، "تنور ريکوردر"( سه نوازنده)، "باس ريکوردر"( يک نوازنده ) و گروه کر ( ۲۱ خواننده ) چهار نوازنده بزرگسال هم گروه را با نواختن سازهای پيانو، دف و کمانچه ، تمبک و پرکاشن همراهی می کردند.

اعضای گروه در طول اجرای دوساعته خود ۱۴ قطعه را اجرا کردند که چهار قطعه فولکلور رشيد خان، دختر بوير احمدی، درنه جان و هی جار هم در زمره اين قطعات بودند. به جز چند قطعه، عمده قطعات از فضای ريتميک و شاد کودکانه برخوردار بود و هماهنگی گروه کر با گروه نوازندگان بمی نشان می داد که برای آماده کردن گروه و اجرای درست قطعات تلاش فراوانی صورت گرفته است.

در اجرای برخی از قطعات ( مثل قطعات کودک کار و سلام) فيلم يا اسلايدی نيز در پشت گروه به نمايش درمی آمد تا جلوه بيشتری به کار ببخشد.

از جمله قطعاتی که در اين برنامه اجرا شد قطعه ای به نام "به اميد شادی" بود که اوسويی، معلم دبستانهای ژاپن آن را پس از زلزله کوبه ژاپن در سال ۱۹۹۵ ساخت و اين گروه نيز با گذاردن شعری بر اين کار و تنظيمی تازه آن را اجرا کرد.

بنا به گفته يکی از اعضای گروه نسخه بمی اين اجرا به ژاپن برده شد و کودکان ژاپنی را، به رغم آشنا نبودن آنها با شعر فارسی، تحت تاثير قرار داد و آنها نيز ترانه ای ساختند که قرار است به صورت مشترک روی آن کار شود و تحت عنوان ترانه همدلی، صلح و انسانيت به اجرا درآيد.

اشعار برخی از قطعات هم به بازگشت زندگی به بم و نيز تشويق کار و کوشش در اين منطقه می پرداخت که روزهای رنگی ، بارون می آد توی بم و و نيز قطعه ای بر اساس شعر حافظ از جمله آنها بود.

کنسرت موسيقی کودکان بم با حمايت انجمن کودکان کار و نيز همکاری آموزشگاه موسيقی پارس، که جدی ترين آموزشگاه موسيقی کودکان در ايران است، به اجرا در آمد.

عکس از بابک فروزنده
عمده قطعات از فضای ريتميک و شاد کودکانه برخوردار بود و هماهنگی گروه کر با گروه نوازندگان بمی نشان می داد که برای آماده کردن گروه و اجرای درست قطعات تلاش فراوانی صورت گرفته است

اين انجمن پس از وقوع زلزله بم فعاليت خود را با حمايت روانی، اجتماعی از کودکان و خانواده های آسيب ديده بم آغاز کرد که يکی از فعاليتهای آن آموزشهای هنری، از جمله موسيقی و سرود به کودکان بم بود.

سعيد غفاری که رهبری گروه را بر عهده داشت، خود می گويد که پس از زلزله بم به آن شهر رفت و به آموزش موسيقی به کودکان بمی پرداخت و همزمان برخی از معلمان بمی را نيز با اصول اوليه آموزش موسيقی آشنا کرد تا در غياب وی نيز بتوانند به ديگر کودکان علاقه مند به يادگيری موسيقی، آموزش دهند.

گروه موسيقی کودکان بم پس از شش ماه آموزش ساز و آشنايی با اصو ل اوليه گروه خوانی، نخستين کنسرت خود را در شهريور ۱۳۸۳ در ميان ويرانه های بم به مناسبت جشن خرما، در چادر انجمن حمايت از کودکان کار برگزار کردند.

پس از آن، اين گروه چندين بار در مناسبتهای گوناگون درشهرهای تهران ، بم و رفسنجان کنسرت برگزار کرده اند، که اجرای کنسرتی در نخستين سالگرد زلزله بم در خانه هنرمندان تهران، از جمله آنها بود.

پيش از اين گروه ، گروه ديگری از کودکان بم نيز تحت سرپرستی سودابه سالم، موسيقی پژوه کودک، تشکيل شده بود که به رغم کارهای ارزنده، به دليل عدم حمايت جدی دچار توقف فعاليت شد.

 

با تشکر از

 

               نگاهی به

 

        'سارتر که می‌نوشت'

 

         نوشته بابک احمدی

 

 سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM 
 
 
 

روی جلد کتاب سارتر که می نوشت
روی جلد کتاب سارتر که می نوشت

سارتر که می‌نوشت، نوشته بابک احمدی، مهم‌ترين اثری است که امسال، يکصدمين سالروز تولد ژان پل سارتر به زبان فارسی تأليف و منتشر شده است؛ حتی شايد بتوان گفت اين کتاب، چشمگيرترين اثری است که يک ايرانی درباره فيلسوف و نويسنده پرآوازه سده بيستم فرانسه نگاشته است.

سارتر که می‌نوشت، در واقع، زندگی‌نامه فکری ژان پل سارتر است که با قرار دادن انديشه‌های اين روشنفکر در متن و سياق زمانه خود، می‌کوشد آرا و نظريه‌ها و نوشته‌های ادبی‌اش را از نگاهی انتقادی شرح و بررسی کند.

بابک احمدی با تکيه بر نويسنده بودن سارتر، در مقام يکی از پرنويس ترين فيلسوفان و ادبيان سده پيشين، تحولات فکری و فلسفی سارتر را تبيين می‌کند.

فصل نخست، "سارتر در دنيا"، حکايتی است روان و چالاک از سوانح احوال اين انديشه‌گر پرتاب و تب. فصلهای بعدی به مبانی فلسفی سارتر در زمينه هستی‌شناسی پديدارشناختی، نقد خرد ديالکتيکی و نيز ايده‌های او درباره مقوله‌های چون اخلاق، عمل سياسی و نظريه ادبی می‌پردازد.

با آنکه ايرانيان در زمان حيات سارتر با نام او آشنا شدند، با انديشه‌های وی – به ويژه ديدگاه‌های فلسفی‌اش – آگاهی عميق نيافتند.

جز يکی دو رساله کوتاه و ساده سارتر درباره اگزيستانسياليسم و نيز ترجمه بخش‌هايی از کتاب ادبيات چيست، آثار نظری مهم سارتر (مانند امر خيالی، هستی و نيستی؛ جستاری در هستی‌شناسی پديدارشناختی، نقد عقل ديالکتيکی) به فارسی برگردانده نشد و تنها چند رمان و نمايش‌نامه معروف سارتر مانند تهوع يا دست‌های آلوده در دسترس فارسی‌زبانان قرار گرفت.

با اين همه، سارتر در دهه چهل و پنجاه در ايران – مانند بسياری کشورهای غربی و غيرغربی ديگر – نماد روشنفکر متعهد و درگير با پيرامون شناخته شد. از اين چشم‌انداز، سارتر که می‌نوشت اثری است که برای نخستين بار طرحی کلی و تصويری تمام‌نما از سارتر به دست می‌دهد.

بابک احمدی که در ايران، به ويژه با کتاب ساختار و تأويل متن آوازه‌ای بلند يافت، در سال‌های گذشته به تک‌نگاری چند فيلسوف روی آورده که در زبان فارسی کم‌مانند است؛ يکی درباره کارل مارکس با عنوان مارکس و سياست مدرن و ديگری اثری سه‌گانه‌ای درباره مارتين هايدگر (هايدگر و تاريخ هستی، هايدگر و پرسش بنيادين، و بخش سوم که درباره تأثير هايدگر بر انديشه‌ فلسفی، اجتماعی و هنری پس از اوست و هنوز نشرنيافته است).

بابک احمدی که در آثار نخستين خود کوشيد شمايی فراگير از جريان‌های معاصر نقد ادبی، هرمنوتيک و زيباشناسی فراروی فارسی‌زبانان بنهد، به سرعت با استقبال دانشجويان رشته‌های هنر، ادبيات و علوم انسانی روياروشد و به طرزی گسترده در شکل دادن به آن‌چه گفتار پست مدرن در ايران خوانده می‌شود اثر نهاد.

با آن‌که فهم ايرانيان از پست مدرنيسم تا اندازه بسياری وام‌دار بابک احمدی است، نه تنها مخالفان پست مدرنيسم، ‌که شماری از اهل فلسفه بر نوشته‌های او خرده گرفتند و آن را فاقد دقت و اعتبار فلسفی خواندند.

از اين ميان، مراد فرهادپور و محمدرضا نيک ‌فر نقدهای نيرومندی بر ساختار و تأويل متن در مجله‌های کيان و نگاه نو نگاشتند. به رغم نقدهای ژرف‌کاوانه بر نوشته‌های بابک احمدی، کتاب‌های او همگانی و سخت اثرگذار شد و طی بيش از يک دهه گذشته، در صدرپرفروش‌ترين کتاب‌های فلسفی در ايران قرار گرفت.

ژان پل سارتر و سيمون دوبوار

با اين همه، بابک احمدی با روی آوردن به نوشتن تک‌نگاری درباره سه فيلسوف تأثيرگذار غرب، مارکس، هايدگر و سارتر، تلاش کرد به دقت فلسفی و پرهيز از کلی‌گويی و ساده‌سازی پيشين روی آورد. اما هنوز هم برخی از فلسفه‌دانان ايرانی آثار او را تا اندازه‌ای گمراه‌کننده می‌دانند و باور دارند وی با گرته‌برداری از کتاب‌های منتشرشده در باره زمينه‌های مورد بحث، درواقع ترجمه و تفسيری ناراست از فلسفه و فيلسوفان معاصر به دست می‌دهد.

سارتر که می‌نوشت، با همه اين‌ها، اثری است از نظر فلسفی، دقيق‌تر. نويسنده با بهره‌گيری از شيوه‌ شرح‌ حال ‌نويسی فلسفی غربيان، روايتی جاندار از سرگذشت فکری فيلسوف – اديب پيش می‌گذارد.

نثر بابک احمدی که پيشتر به ابهام و بيهوده‌گويی متهم شده، روان، زنده و گيراست و در بخش‌هايی از کتاب بی‌هيچ گير و گرفتی، مفاهيم فلسفی را خوشگوار در ذهن خواننده می‌نشاند.

هر سه فيلسوفی که بابک احمدی در سالهای اخير بدان‌ها پرداخته در ايران نه تنها شناخته شده‌اند که موضوع مناقشه و جدل هم بوده‌اند.

نه تنها سارتر، که مارکس و هايدگر در ايران هوادارانی سفت و سخت دارند و در نتيجه نوشتن درباره آن‌ها به ويژه از پايگاه تاريخ نگاری انتقادی انديشه آسان نيست. بابک احمدی با وجود دلبستگی به سارتر، در پی توجيه اعمال و آثار او نيست – و حتی چندان در پی ساده کردن آن‌ها هم نيست – بلکه نيت او روشن کردن آن ايده‌ها و کنش‌ها و قراردادن آن‌ها در زمينه تاريخی، برای فهم بهتر، است.

طرح بابک احمدی برای بازکاوی انديشه‌های فيلسوفی که چند دهه پيش درگذشت، کامياب است، زيرا بيش از هر چيز استوار بر پرسشی امروزی است که سارتر امروزه به چه کار ما می‌آيد.

کار بابک احمدی درباره مارکس و هايدگر نيز با همين پرسش آغاز می‌شود و نوارهای نوری که بر چهره انديشه آنان می‌افکند، برای آشکارکردن و پاسخ دادن به همين پرسش است.

برای نويسنده سارتر که می‌نوشت، آزادی در کانون کار فکری ژان پل سارتر قرار داشت: «معضل‌هايی چون تعهد، نياز، شرايط ساختاری (عملی)، ديالکتيک زندگی و تاريخ، منش تصادفی (و ممکن، نه ضروری) وجودمان، «فاصله درونی‌»ای که هر کوششی در جهت ساختن هويت خودمان را بازمی‌آفريند، همه ما را نيازمتد بررسی انديشه‌های سارتر می‌کند». و سرانجام اين درس اخلاقی سارتر که «آنچه ديگران از تو می‌خواهند بسازند، بن‌بستی در زندگی نيست؛ هميشه راهی است...عوض‌شدن به ياری نيروی خودانگيخته خويش: اين آزادی است».

و به فرجام، شايد بهتر بود بابک احمدی فصلی پايانی می‌نوشت درباره شيوه فهم ايرانی‌ها در دهه‌های گذشته از ژان پل سارتر و دامنه اثرگذاری او در ميان روشنفکران و نويسندگان ايرانی. گرچه سراسر کتاب تا اندازه‌ای می‌کوشد دريافتی به نسبت متفاوت از اين روشن‌فکر فرانسوی و در تقابل با برخی ساده‌انگاری‌ها در شناخت او پيش بکشد، فصل پايانی کتاب می‌توانست سازوکار تفسيری را که از سارتر در ايران پديدآمد بپژوهد و نشان دهد در چه بستر ايدئولوژيک و فکری سارتر فهم شد و چرا امروزه بايد سارتر را به گونه‌ای ديگر دريافت.

احمدی، بابک، سارتر که می‌نوشت، نشر مرکز، تهران، 1384

 

با تشکر از

 
 
    گشتی در نمايشگاه نقاشی های احمد مطيعی
 
                       در برلين
 
 
 سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM 
 
 
 
 
احمد مطيعی
احمد مطيعی کارش را با طراحی آغاز کرده، و سپس با نقاشی و مجسمه سازی ادامه داده است
در هفته نخست ماه دسامبر سه نمايشگاه، همزمان و جداگانه، با پشتيبانی سنای برلين، در استوديوهای مختلف "خانه هنرمندان برلين" (بتانی ين) برگزار شد و آثاری از شريف بن حليمه، تونسی الاصل، از بلژيک، ژان مانچوشکا از چک و احمد مطيعی از شهر برمن آلمان به نمايش گذاشته شد.

حضور گروهی از خبرگان و کارشناسان هنری در نمايشگاه، برخوردهای نظری و تحليل و تفسيرهای ناشی از برخی نوآوری ها و تازگی های کار مطيعی در شب گشايش نمايشگاه توجه برانگيز بود.

مطيعی 49 ساله، اهل قائمشهر و هنرآموخته دانشکده هنرهای زيبای شهر برمن آلمان، زير نظر پروفسور ک. ه. گروينه است.

او که از پانزده سالگی در کار هنرهای تجسمی است، يک بار در شهر برمن به عنوان بهترين دانشجو برگزيده شده و بار دوم در مسابقه بين المللی نقاشی در بلژيک جايزه اول را از آن خود کرده است.

وی از نيمه دهه ۹۰ به اين سو در چندين نمايشگاه فردی و گروهی در آلمان و فرانسه شرکت کرده و اينک چهارمين نمايشگاه فردی اش را در برلين برپاست. سه نمايشگاه اول در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ در "گالری ميدان پتسدام"، و اين آخری در خانه هنرمندان برلين در بتانی ين گارتن.

مطيعی کارش را با طراحی آغاز کرده، و سپس با نقاشی و مجسمه سازی ادامه داده است. ابتدا ديدی رئاليستی داشته، و سپس در روند تجربه های متفاوت به فرمها، اندامها، و در مجموع به زبان ويژه ای دست يافته است، که ديگر محدود در نگاه رئاليستی آغازين نيست.

او در مجسمه سازی و سراميک نيز دستی قوی دارد، و آثاری از او در موزه لوبک و شهر هامبورگ در شمال آلمان نگهداری می شود.

نمايشگاه اخير مطيعی بيش از پانزده تابلوی بزرگ و کوچک را در بر می گيرد. بجز دو تابلوی رنگی، با کيفيت و ساختاری متفاوت، ديگر تابلوها در زمينه سياه و سفيد شکل گرفته اند.

بقول يکی از تماشاگران: گاهی سياه و سفيد، و گاهی سفيد و سياه. در چنين تابلوهايی خطوط و فرمهايی بسيار ريز و مينياتوری مجموعه ای از طرحهای متفاوت را می سازند، که با هم نوعی هماهنگی چشم نواز ساختاری ايجاد می کنند.

تابلوها کل واحدی را می سازند، که زير عنوان مشخصی معنی می گيرند. اما در اجزاء به کتيبه هايی با خط ميخی و نگاره هايی ناخوانا می مانند، که تماشاگر قاعدتا بايد با ديدی زيبايی شناسانه در فرمها و اندامها تمرکز کند. اما اگر در پی معنا باشد با ذهنيت پيچيده ای روبرو می شود که می توان از آن برداشتهای کاملا متفاوتی کرد.

نقاش دارای نگرش گسترده ای است که با در نظر گرفتن کل، در تصوير اجزاء خلاصه می شود. اين ويژگی، که برخی از خبرگان آن را نقطه قوت و برخی نقطه ضعف کار مطيعی می دانند، ضرب المثلی اروپايی را بخاطر می آورد، که: درختها نمی گذارند جنگل را ببينيم.

مطيعی همزمان می خواهد هم "درختها " را تصوير کند هم "جنگل" را. بويژه در سه تابلوی بزرگ "مهاجرت، زبان موزيک و زبان طبيعت" بيشتر شاهد تبلور چنين ديدی هستيم.

در تابلوی مهاجرت، به اندازه 2 در 3 متر، تماشاگر از دور خود را در برابر منظره شهری می بيند، با همه بناها و زيربناهايی که می توانند نشانه های يک شهر بزرگ باشند.

مطيعی 49 ساله، اهل قائمشهر و هنرآموخته دانشکده هنرهای زيبای شهر برمن آلمان است

اما وقتی نزديکتر می شود انبوهه ای از چارخانه ها را با ابعاد کوچک چهار پنج سانتی متری می بيند، که در هر کدام از آنها داستانی شکل گرفته است. مجموعه اين "داستان" هاست که زيربنای حسی و انديشگی نقاش در تصوير زندگی، فرهنگ و تاريخ شهر مورد نظرش را در بر می گيرند.

چارخانه های در کنار هم، در عين حال جدا از هم، بر تنهايی و بی پناهی انسان، و بخصوص انسان پيرامونی در اين دوران تاکيد دارند. در چنين موقعيتی بيننده نمی تواند به راحتی از تابلوها کنار بگيرد، می خواهد ميان عناصر گوناگون تابلو ارتباطی منطقی ايجاد کند، و ناگزير در چنبره اجزاء سرگردان می ماند. در اين ميان نقاش با بزرگنمايی دو نقطه تابلو توجه تماشاگر را به موضوع اصلی تابلو، که همان مهاجرت يا مهاجران است، جلب می کند.

در تابلوی "زبان موزيک" فضا بازتر، و گردش چشم آسانتر است. می توان در اينجا يا آنجای تابلو تامل کرد. اما تماشاگر، برخلاف تابلوی پيشين، بيشتر جذب ساختار حسی و هارمونيک تابلو می شود.

درباره نام تابلو کنجکاو می شوم. به نظر می رسد که نقاش همراه با شنيدن آهنگهايی از ويوالدی، موتزارت، شوبرت، باخ، و ديگران، حرکت دست خود را در کنده کاری های بسيار ظريف قلم روی کاغذ تنظيم کرده است. چنين روشی در آلمان بسيار مرسوم است.

تابلوی زبان طبيعت نيز از چنين ويژگی ای برخوردار است. اين تابلو يکی از زيباترين کارهای مطيعی، و پر از درخت و پرنده و بيابان و انسان است. در "زبان طبيعت" پيوند عميق نقاش با طبيعتی انسانی، و نفرت او از جنگ به چشم می خورد.

از مطيعی می پرسم: به نظر می رسد که موضوع، و محتوای اثر برايت خيلی اهميت دارد.

او می گويد: "درست است. اما ارزشهای هنری برای من بسيار مهمتر است. به همين دليل خودم را هيچ وقت اسير موضوع نمی کنم. به قول پيکاسو هيچ ايده ای به تنهايی کامل نيست. اين نقاش است که آن را کامل می کند"

 

با تشکر از

 

بوسه را دوست دارم نه در هوس

زندگی را دوست دارم نه در قفس

تو را دوست دارم تا آخرین نفس

 

 

 

ایمان شاهی فراتر از  همیشه

 

سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
  
 

 

روز 15 آذر را می توان یکی از بد ترین و تلخ ترین روز ها برای جامعه  خبری

 

کشور دانست. روزی که حدود 40 نفر از بهترین همکارها  و دوستان ما به آخرین

 

سفر و ماموریت خود رفتند.

                                   

                                                                   

                                                  

                                         

 

در این میان خواننده و هنرمند محبوب نسل جوان ایمان شاهی خود را مانندتمامی  هموطنانش

 

 

عزا دار می داند و و در غم از دست دادن شهدای خبر نگار کنسرت بزرگ 17-18 آذر خود

 

را در کرج که با تمامی سختی ها و مشکلات ، مجوز بر پایی آن را گرفته بود را کنسل کرد

 

و درسوگ  شهدای خبرنگار نشست.

  

وی در خصوص این اقدامش گفت: این خبر نگاران بودند که همیشه همراه تمامی هنرمندان 

 

 و او بودند و محبوبیت خود را مدیون این قشر زحمت کش می داند.

 

شاهی در پایان گفت : درغم این عزیزان فعالیت هنری خود را بعداز شب هفت آنها شروع

 

 می کنم  و امید وارم که بتوانم با این قدم مخلص بودن خودرا به این جامعه نشان دهم.

                  

                   جوليا رابرتز 'پر درآمدترين' بازيگر زن هاليوود

 

بنا به گزارش مجله 'هاليوود ريپورتر'، جوليا رابرتز بازيگر آمريکايی، همچنان در صدر پر درآمدترين زنان هاليوود قرار دارد.

در فهرستی که اين مجله از زنان ثروتمند در دنيای سرگرمی منتشر کرده، به درآمد 20 ميليون دلاری رابرتز در ازای بازی در يک فيلم اشاره شده است. هر چند که او از سال گذشته به علت به دنيا آمدن فرزندان دوقلويش از دنيای بازيگری دور مانده است

در اين فهرست نيکول کيدمن با دستمزد 17 ميليون دلار برای يک فيلم در رده دوم و ريس ويترسپون و درو باريمور با کسب 15 ميليون دلار در رده های بعدی قرار گرفتند.

جوليا رابرتز در سال 2001 برای بازی در فيلم ارين براکوويچ اسکار بهترين بازيگر زن را بدست آورد

رنه زلوگر، آنجلينا جولی و کامرون دياز با دستمزد تخمينی بين 10 تا 15 ميليون دلار در رده های پنجم تا هفتم ايستادند و پس از آنها جودی فاستر، شارليز ترون و جنيفر انيستون در فهرست ده زن پردرآمد هاليوود قرار گرفتند.

جوليا رابرتز، بازيگر ستاره 38 ساله سينمای آمريکا که با دنی مودر، فيلمبردار ازدواج کرده سال گذشته يک دوقلو با نامهای هيزل و فينوس به دنيا آورد.

رابرتز که آخرين فيلم او دوازده يار اوشن (2004) بود سال آينده با حضورش در يک نمايش در برادوی به دنيای بازيگری باز خواهد گشت.

او آوريل سال آينده در اجرای مجددی از نمايشنامه سه روز بارانی نوشته ريچارد گرينبرگ برای نخستين بار به روی صحنه می رود

 

نيکول کيدمن اکنون يکی از چهره های محبوب هاليوود است

جوليا رابرتز نخستين بازيگر زن بود که دستمزدش در کنار بازيگرانی چون تام کروز برای يک فيلم از مرز 20 ميليون دلار گذشت. دستمزد او پس از دريافت اسکار بهترين بازيگر زن برای فيلم ارين براکوويچ در سال 2001 سير صعودی پيدا کرد.

رابرتز در فاصله سالهای 1991 و 2004 موفق شد 9 بار "جايزه انتخاب مردم" را بدست آورد.

خودشناسي از روي امضاء
1- کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،انسانهاي منطقي هستند .
2- کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند .
3- کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند .
4-کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند .
5- کساني که با فشارامضاء مي کنند ، در کودکي سختي کشيده اند .
6- کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند .
7- کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.
8- کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند .
9- کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.
10-کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند که مي خواهند به قله برسند .

زيباترين قلب
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعيت زيادي جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده اند. مرد جوان، در كمال افتخار، با صدايي بلندتر به تعريف از قلب خود پرداخت. ناگهان پيرمردي جلو جمعيت آمد و گفت:اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست؟ مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه كردند. قلب او با قدرت تمام مي تپيد، اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكه هايي جايگزين آنها شده بود؛ اما آنها به درستي جاهاي خالي را پر نكرده بودند و گوشه هايي دندانه دندانه در قلب او ديده مي شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجودداشت كه هيچ تكه اي آنها را پر نكرده بود. مردم با نگاهي خيره به او مي نگريستند و با خود فكر مي كردند كه اين پيرمرد چطور ادعا مي كند كه قلب زيباتري دارد. مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره كرد و خنديد و گفت:?تو حتماً شوخي مي كني....قلبت را با قلب من مقايسه كن. قلب تو، تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است.؟ پيرمرد گفت:?درست است، قلب تو سالم به نظر مي رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمي كنم. مي داني، هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده ام؛ من بخشي از قلبم را جدا كرده ام و به او بخشيده ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه بخشيده شده قرار داده ام. اما چون اين دو عين هم نبوده اند، گوشه هايي دندانه دندانه در قلبم دارم كه برايم عزيزند، چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده ام. اما آنها چيزي از قلب خود به من نداده اند. اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآورند، اما يادآور عشقي هستند كه داشته ام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارها عميق را با قطعه اي كه من در انتظارش بوده ام، پر كنند. پس حالا مي بيني كه زيبايي واقعي چيست؟؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد. در حالي كه اشك از گونه هايش سرازير مي شد به سمت پيرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پيرمرد تقديم كرد. پيرمرد آن را گرفت و در قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود. زيرا كه عشق، از قلب پيرمرد به قلب او نفوذ كرده بود.

 

اگر خاموش باشي تا ديگران به

 

سخنت آرند بهتر كه سخن گويي و

 

 خاموشت كنند (سقراط )

 

 

 

وصيت نامه
وصيت نامه ام به شرح زير مي باشد : قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم. بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد. به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم! ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند. عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم. كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد! مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند. روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست. دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد! كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد. گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد. در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند. از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم. به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم. چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد
 
و از همه مهمتر
 
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی      چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی
 

 

 

پروردگارا مرا متوجه کن تا هرچه را تو دير

ميخواهي

،

زود نخواهم و هر چه را تو زود ميخواهي دير

 نخواهم.

 

 

نقش بناها و فضاهای عمومی در شهر

 

سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
  
 

 

به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان و نظریه­پردازان حوزه­های شهرشناسی و شهرسازی، شهر مجموعه­ای صرفاً متشکل از فضاهای سکونت، کار و تفریح نیست، بلکه شهر فضای کالبدی حیات اجتماعی جوامع و مکان اصلی تولید و تبادل فرآورده­ها و تجربه­های انسان است. شهر جایی است که در آن روابط انسانی و اجتماعی شکل می­گیرد و به باروری و شکوفایی می­رسد. بر اساس این دیدگاه، شهر بیشتر بر اساس نیاز روانی انسان­ها به زندگی اجتماعی و ایجاد روابط انسانی شکل گرفته است، تا بخاطر عوامل مادی. از این­رو کالبد شهر بایستی توانایی پاسخگویی به این نیاز را داشته باشد و امکان ارتباط اجتماعی مردم با یکدیگر در آن فراهم شود.

شهر ترکیبی است از فضاهای خصوصی و فضاهای عمومی که بگونه­ای پیچیده در یکدیگر تداخل یافته­اند. نیاز انسان به برقراری ارتباط و ارائه اندیشه­ها و افکار در فضای شهر و نیز نیاز روانی او به ایجاد مرکز در مجتمع­های زیستی، عامل شکل­گیری بناها و فضاهای عمومی در شهرها بوده است. به همین جهت کمیت و کیفیت بناها و فضاهای عمومی شهر (Public Spaces) که گاه از آنها با عنوان ساختمان­های مدنی یا شهری (Civic Buildings) نیز یاد می­شود، یکی از مهم­­ترین شاخص­های ارزیابی توانایی شهر در پاسخگویی به نیازهای اجتماعی شهروندان به شمار می­رود.

از دیدگاه کریستین نوربرگ شولتز، معمار اندیشمند نروژی، بناها و فضاهای عمومی، به عنوان یک دیدارکده عمومی، به تجلی ارزش­های مشترک شهروندان می­پردازند و مکانی برای وقوع فعالیت­های مورد رضایت عموم فراهم می­کنند. او معتقد است بنای عمومی مجموعه­ای از باورها و ارزش­ها را در خود می­گنجاند و توافق میان شهروندان را که بیانگر ارزش­ها و منافع مشترک بوده و بنیادهای عضویت اجتماعی و جامعه را می­افکند، بایستی توسط بناها و فضاهای عمومی تثبیت کرد و پدیدار نمود. 

بناها و فضاهای عمومی شهر از دیرباز تاکنون بستر و کانون ارتباطات و تعاملات اجتماعی ـ فرهنگی ساکنین شهر بوده­اند و هرچند ویژگی­های کمی و کیفی آنها طی زمان و در اثر عوامل گوناگونی تغییر کرده، اما نیاز به چنین فضاهایی همواره وجود داشته است. امروزه نیز علی­رغم رواج پدیده­های نوین ارتباطی چون مطبوعات، ماهواره و اینترنت، استفاده از بناها و فضاهای عمومی برای ارتباط شهروندان با یکدیگر، هنوز اهمیت خود را از دست نداده است.

 

 با تشکر از دوست عزیز کمال یوسف پور

 

 

 


                      معماری شهری

 

         ارزش اجتماعی فضاهای عمومی ـ 1

    سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
  
 

 

شهر بارزترین نمود تمایل و نیاز بشر به حیات مدنی و زندگی اجتماعی است، حیاتی که از مجموعه برخوردها و روابط رودرروی مردم با محیط عینی پیرامون، با خود و با دیگران شكل می‎گیرد، حیاتی که سبب می‎شود شهر چون موجودی زنده در گفتگویی چندسویه با ساکنان و بینندگانش قرار گیرد.

 اصولاً شهری زنده است كه تجربه‎ها و انباشت‎های فرهنگی و اجتماعی ساكنانش، در آن موقعیت‎ها و مكان‎هایی برای تجلی بیابند؛ در این موقعیت‎ها و مكان‎هاست كه احساس و ادراك شهری شكل می‎گیرد، ملاقات‎ها صورت می‎پذیرند، واقعه‎ها و حادثه‎ها رخ می‎دهند و شهروند در یك زمان ایفاگر نقش بازیگر و تماشاگر می‎شود. فضاهای عمومی شهرها مهم‎ترین این موقعیت‎ها و مكان‎ها هستند؛ این فضاها بستری فراهم می‎كنند كه روابط اجتماعی و حیات مدنی در آن جریان می‎یابد.

 

Victoria Square, Birmingham 

 

فضاها و عرصه‎های عمومی یکی از عناصر ضروری و اساسی زندگی روزمره شهری و مهم‎ترین بخش شهرها به شمار می‎روند. در چنین عرصه‎هایی انواع فعالیت‎های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جریان می‎یابد و بیشترین تماس، ارتباط و تعامل میان انسان‎ها رخ می‎دهد. این عرصه‎ها تمام بخش‎های بافت شهری را که مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند، دربرمی‎گیرند و با نگاهی به اطراف خود می‎توانیم نمونه‎های زیادی از آنها را نام ببریم: خیابان‎هایی که بر سر راه مدرسه یا کار، از آنها عبور می‎کنیم؛ مکان‎هایی که کودکان در آنها بازی می‎کنند؛ یا جاهایی که در آنها با طبیعت و حیات وحش روبه‎رو می‎شویم؛ پارک‎های محلی که در آنها از ورزش‎کردن لذت می‎بریم، قدم می‎زنیم و موقع ناهار می‎نشینیم و استراحت می‎کنیم؛ یا به زبان ساده هر جای آرامی که در آن برای لحظه‎ای از شلوغی زندگی روزانه دور می‎شویم.

فضاهای عمومی شهرها، از دیرباز بستر كالبدی حیات مدنی و تعاملات اجتماعی شهروندان بوده‎اند، بطوری‎كه رابطه میان فضاهای عمومی و شکل‎های حیات مدنی قدمتی به درازای تاریخ شهر دارد. تجربه‎های تاریخی بیانگر تأثیر فضاهای عمومی در شکل زندگی اجتماعی، توجه و علاقه شهروندان به محیط زندگی و آرامش و آسایش شهروندان است. تاریخ نشان داده است که توجه و دقت به طراحی فضاهای عمومی و مناسب کردن آنها برای جشن و سرور، در کنار رویدادهای اجتماعی روزمره و فعالیت‎های شغلی، در تمام ساکنان شهر حس شهروند بودن را القاء می‎کند و آثار و پیامدهای اجتماعی ـ فرهنگی بسیار مثبتی از خود بر جای می‎گذارد.

 

 

 

  گزارش - هنر معاصر مي تواند ريشه در سنت داشته باشد ....   


    سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
  
 

 

نمايشگاه آثار هنرمندان معاصر ژاپني با عنوان آفتاب تابان از 24 آذر الی 30دی ماه در موزه هنرهاي معاصر تهران افتتاح شدآثار ارائه شده در اين نمايشگاه ضمن بهره مندي از ويژگيهاي ملي و فرهنگي كشور ژاپن، نمايانگر آخرين دستاوردهاي هنرمندان معاصر اين كشور درز مينه هاي گوناگون ويدئو، چيدمان و هنر اجرا در كنار شيوه هاي متداول نقاشي است.

فرهنگ و هنر بومی و ملی ژاپن،ریشه در تاریخ این سرزمین کهنسال دارد.این کشور در طول تاریخ  پرفراز و نشیب خود،هنر و فرهنگ پراهمیتی را بارور ساخته که یکی ازنشانه های مشخص هویت ملی مردم این سرزمین است،هنری که عمق و لطف درون را به شکوه و جلال ظاهری بیرون ترجیح می دهد.

فرهنگ غنی و گونه گون و هنر ریشه دار و سنت های آن همواره مورد توجه فرهیختگان سراسرجهان بوده است.ژاپنی ها بی آنکه گذشته پر از اهمیت خود را نادیده انگارند یا فراموش کنند یا سنت های بومی و ملی خود را کناربگذارند،درطی سده اخیر به مدرنیسم رسیدند.هنرمندان این سرزمین،ازغرب تاثیر پذیرفتند اما توانستند بی آنکه هویت اصیل خود را ازدست بدهند،سیرتحول هنرمعاصر را بافرهنگ بومی و سنت های ملی آشتی دهند و در واقع مدرنیسم را خودی یا به تعبیری ژاپنیزه کنند و در عین حال هنر و هنرمندان غرب را تحت تاثیر خود قرار دهند،آنچنانکه در قرن بیستم،تاثیر هنر ژاپن را در کار بسیاری از هنرمندان غربی همچون براشیست ها می توان آشکارا ردیابی کرد.

 

عناصر تشکیل دهنده نر ژاپن از دل فرهنگ سنتی آن بیرون آمده است.در یک تعریف کلی،هنرمعاصرژاپن،بزرگنمایی شده اجزاء کوچک این هنر سنتی است که تمامی آنها در زندگی روزمره مردم این کشور قابل مشاهده است.در واقع اگر تکه ای از زندگی روزمره را بزرگنمایی،برجسته و استیلیزه کنیم به هنر جدیدی می رسیم.این چنین است که اگر هنر امروزی ژاپن و به ویژه هنر مفهومی آن را به دقت بنگریم،رشته ای نا مرئی بین هنر سنتی و نقش مایه های آن با زبان و بیان هنر معاصر را خواهیم شناخت.

 

 

 پنج هنرمندی که آثارشان در این نمایشگاه ارائه شده است :

 شیگنو ساوادا ،هارو هیگوما ،توکیو مارو یاما ،نوبوکی یاماموتو ،یا اکو کومیا

اين هنرمندان كه آثارشان درموزه ها و مراكز هنري جهان ازجمله آمريكا، كانادا، فرانسه، سوئد، لهستان، كره و تركيه به نمايش درآمده است ريشه در تبار، نژاد، مذهب، فرهنگ، سنت، زبان و تاريخ مشترك دارند و از طريق هنر به درك و تفاهم بيشترمي رسند.بررسي هنر معاصر ژاپن، نه فقط به درك اسرار اين سرزمين پر از راز و رمز كمك مي كند بلكه چگونگي رسيدن ژاپنيها را ازسنتي ريشه دار و محكم به مدرنيسمي جهاني روشن مي سازد.در اين نمايشگاه، آثاري از هنرمند برجسته ايراني عباس كيارستمي كه به شكل بارز از هنر ژاپن الهام گرفته، به نمايش درآمده است.

 نمایشگاه  هنر معاصر ژاپن با عنوان آفتاب تابان،تا 30 دی ماه در هوزه هنرهای معاصر نهران پذیرای علاقه مندان و بازدیدکنندگان خواهد بود.

 

 

 با تشکر از دوست عزیز مصطفی طالبی

 

 

 

 

       وضعیت عمومی منابع گردشگری

 

سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
  
 

 

چین دارای کوهها و رودهای قشنگ و زیبا و فرهنگ درخشان باشکوه وکثیر المله با

 

عادات و رسوم متفاوت است این کشور.

 

 در عین حال نیروی بالقوه ای برای توسعه دارد. به دنبال توسعه اقتصادی و گشایش بیش از پیش

 

درهای باز در چین ، گردشگری و چین گردی نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفته است . هم اکنون تعداد

 

 مناظر زیبا در مناطق سراسر کشور فزونی گرفته وساختارهای زیربنایی به طور مستمر افزایش می

 

 یابد و شمار جهانگردان نیز سال به سال بیشتر می شود.

تنوع منابع چین گردی زیاد و انواع ان فراوان است . به لحاظ چشم انداز عوارض زمین ، نگرش به اعماق دریاچه "ا دین " واقع در حوضه تورفان که از سطح دریا پائین تر است ، تا قله اورست بلندترین قله جهان با ارتفاع 9003 متر بیانگر بی نظیر بودن مناظر و طبیعت زیبای چین است. منابع اب و هوایی چین نیز متغیر است . چین دارای آب و هوایی چهار فصل است و در بعضی نقاط آن به فاصله تنها چند کیلومتر چند نوع آب و هوا وجود دارد .

چین یکی ازمنشاهای تمدن های جهان و دارای تاریخ و فرهنگ درخشان است و میراث گرانبهای آن سینه به سینه نقل شده و به منابع گردشگری فوق العاده پرارزش تبدیل شد ه است.از زمان تاسیس چین نو در سال 1949 میلادی تا به حال در میان 34 واحد اداری در سطح استان ، 29 خرابه مربوط به عصر حجر کشف گردیده است .

در میان بسیاری اثار دیدنی و مکان های باستانی چین ، مجسمه های سربازان و اسبان سفالی امپراتور چین شی خوان ، یکی از 8 اعجازجهان شناخته می شود و موزه مربوط به آن نیز سالانه توجه بیش ازیک میلیون گردشگر را به خود جلب می کند . نقاشی های دیواری در غارهای سنگی "دون هونگ " انبار گنجینه هنر جهان دانسته می شود .دیوار چین در این کشور شهرت جهانی دارد و هر گردشگر خارجی که به دیدن چین می اید از آن بازدید می کند .

به علاوه در چین 56 ملیت زیست می کنند و هر یک از انان دارای تاریخ و فرهنگ و عادات و رسوم مخصوص به خود است که به چشم انداز انسانی غنی و رنگارنگی تبدیل شده است .

گردشگری گوناگون : از سال 1992 تا به حال اداره گرد شگری ملی چین ، به منظور تبلیغ و معرفی بهتر منابع گردشگری چین برای جهانگردان ،گردشگری با موضوع حاکی ازعادات و رسوم و مناظر زیبای متفاوت را تشکیل داده و سلسله فعالیت های گردشگری ، خطوط چین گردی جالب ، گردشگری با ویژگی و سیاست مساعدت به فروش درمناطق فرامرزی را تنظیم کرده است. امسال این فعالیت برگیرنده موضوع"چین گردی میان مردم " است .

چین قدمتی تمدن پنج هزار ساله دارد که مردم ان دارای حسن خلق و صفاتی چون پشتکاری و شجاعت و پاکی و مهربانی بوده روش زندگی و رژیم غذایی و عادات خاص خود را دارند. زندگی پر مضمون رنگارنگ مردم چین ، بخشی مهمی از فرهنگ این کشور بوده و به منبع چین گردی پر ارزش انسانی تبدیل شده است.

زندگی مردم چین به لحاظ مسکن –رژیم غذایی – البسه و تفریح – بی پایی جشن – عادات و رسوم دارای ویژگی شرقی بوده و چهره معنوی و خوش اخلاقی ملیت چین را نمایان می کند. هدف از گردشگری مردمی، تعمیق آشنایی جهانگردان با جامعه و زندگی مردم چین است تا آنان از نزدیک شاهد شیوه زندگی مردم این کشور و فرهنگ جالب چیننیان باشند.

---------------------------------------------------------------

عناوین موضوع چین گردی اداره گردشگری ملی چین در سالهای اخیر سال1992: سال دیدار دوستانه سال1993:گردشگری در کوهها و رودهای چین سال 1994:گردشگری برای اثار تاریخی و مکانهای باستانی سال1995: گردشگری برای عادات و رسوم مردمی سال 1996: گردشگری برای استراحت و تفریح سال1997:سال چین گردی سال1999: گردشگری محیط زیست 99 سال2000: گردشگری هزاره در چین سال2000 سال2001: گرد شگری سالم سازی و ورزش چین سال2001 سال2002:گردشگری هنرهای مردمی چین سال2003: گردشگری کشور هنر آشپزی چین سال2004: گردشگری در زندگی مردمی چین

 

بلیط کنسرت ایمان شاهی در بازار

 

 سیاه

 

سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
  
 

 

بلیط کنسرت کرج ایمان شاهی در بازار سیاه با قیمت های نجومی خرید و فروش میشود.

 

 

با اینکه حدود بک هفته به شروع کنسرت بزرگ ایمان شاهی در کرج زمان باقی است ولی

 

به علت استقبال فوق العاده مردم و طرفداران ایمان شاهی که از چند هفته قبل بی انکه هیچ

 

تبلیغاتی در مطبوعات شده باشد و فقط به رغم پیگیری و رجوع به سایت این هنرمند محبوب

 

کشورمان به تهیه بلیط پرداخته بودند،عده ای  بسیاری هم نتوانسته اند بلیط این کنسرت که در 

 

نوع خود بی سابقه خواهد بود را تهیه کنند.

 

بر همین اساس مردم مشتاق به حضور در کنسرت شاهی جوان برای تهیه بلیط به بازار سیاه

 

مراجعه کردند و بلیط های  این کنسرت را با مبالغ 5 و 6 رقمی  خریداری کرده اند.

 

از یک طرف جای  بسی خوشحالیست که اشتیاق مردم  برای دیدن کارهای هنرمند محبوبشان

 

به این فراوانیست و افسوس از طرفی برای اینکه در  کشور ما هیچ برنامه مدون نیست که

 

برای تهیه بلیط کنسرت هنرمند مورد علاقه شان   هزینه های  نجومی پرداخت نکنند.

 

هزینه هایی که به هیچ عنوان به سود هنرمندان و تهیه کنندگان موسیقی نمی باشد بلکه در

 

 جیب تعدادی  افراد سود جو میرسد که از این موقعیت ها سوءاستفاده می کنند.

 

به امید موفقییت روز افزون هنرمندان کشور عزیزمان و اجرای برنامه های زیبا از سوی

 

آنها باشیم.

 

 

۱۳دليل قانع کننده  که چرا درس خوندن بهتر از خانوم بازيه!!!
 
 
۱) خداقل يکي يا چيزي هست که بشيني روش!!
 
۲)وقتي ادم خسته مي شه مي تونه بارتش کنار بره استراحت کنه
 
وقتي خستگيش در رفت برگرده از اونجايي که ول کرده بود ادامه بده.
 
۳)اگه کار ادم زود تموم شه احساس شرمندگي نمي کنه!
 
۴)وقتي يه کتاب جديد باز ميکنه لازم نيست نگران باشه تا حالا کيا
 
خوندنش.!
 
۵)با يه فنجون قهوه مي تونه همه شب رو کار کنه!
 
۶)مي تنه همراه باهاش هم تلويزيون نگاه کنه هم شام بخوره!
 
۷)مجبور نيست تاريخ چاپ همه کتابهاش يادش باشه!
 
۸)موقع کار مجبور نيست ليوان نوشابه يا مشروبشو بذاره کنار!
 
۹)اکه ادم تو يه قسمت ضعيف باشه ميتونه از دوستاش کمک بگيره!!
 
۱۰)براي نيم ساعت  ورق زدن يه کتاب خوب ۲۰ يا ۳۰ هزار تومن
 
پياده نميشه!!
 
۱۱)اگه رفيق ادم يه کتاب خوب داشته باشه ميتونه براي ۲ شب ازش
 
 قرض بگيره..!!
 
۱۲)واسه باز کردن يه کتاب لازم نيست يه عالمه پول رستوران و
 
تاکسي بده.
 
۱۳)از همه مهمتر اگه يه وقت وسط کار پدرو مادرت سر برسن گندش
 
 در نمي ياد........!
 
 
  حالا قانع شدي!!!!!!!!!!!!!!
 

 

نيکي و بدي ...

 

لئوناردو داوينچي براي کشيدن تابلوي شام آخر دچار

 

 مشکل شد.


او بايد براي تصوير خوبي مسيح و براي تصوير بدي

 

 يهودا ( که از ياران مسيح بود اما در شام آخر از

 

دشمنان وي شد ) را مي کشيد.


براي کشيدن مسيح، دنبال چهره مي گشت، تا اين که

 

 در مهماني همسرايي ،به جواني برخورد که زيبا بود

 

 و خوبي در چهره اش موج مي زد.


لئوناردو سريع چهره جوان را الگو برداري کرد و

 

 مسيح کشيد.


مدتي گذشت. تابلو تقريبا تمام شده بود، اما چهره

 

يهودا پيدا نشده بود.


مسئول کليسا به لئوناردو گفت: بايد سريع تابلو را

 

تمام کند،اما سه سال طول کشيد تا لئوناردو توانست

 

 چهره يهودا را پيدا کند.


او در گوشه اي از خيابان به جواني مست و مدهوش

 

برخورد که بي تقوايي و بي ايماني در چهره اش موج

 

 مي زد.


جوان را آوردند. لئوناردو چهره را الگو برداري کرد

 

 و يهودا را هم کشيد.


وقتي کار تمام شد، جوان را که مستي اش رفع شده

 

بود، آوردند تا تابلو را ببيند.


جوان با ديدن تابلو گفت: چقدر اين تابلو برايم

 

آشناست.


گفتند: چطور؟ گفت: سه سال پيش، قبل از اينکه همه

 

 چيزم را از دست بدهم،در گروه ارکستر مشغول

 

فعاليت بودم که نقاشي معروف آمد وتصوير مسيح را

 

 از چهره من الگو گرفت، ولي حالا ...

 

 
" آري! نيکي و بدي يک چهره دارند، فقط بستگي به

 

 اين دارد که کداميک سر راه انسان قرار بگيرند و

 

چهره خود را نشان دهند. "

 

 

 

 

يک روز و هزار سال :
دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است تقويمش پر شده بود و تنها دو روز تنها دو روز خط نخورده باقي بود. پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد وبيراه گفت ،خدا سکوت کرد جيغ کشيد و جار و جنجال راه انداخت خدا سکوت کرد آسمان و زمين را به هم ريخت خدا سکوت کرد به پر و پاي فرشته ها و انسان پيچيد خدا سکوت کرد کفر گفت و سجاده دور انداخت خدا سکوت کرد دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد خدا سکوتش را شکست و گفت : عزيزم اما يک روز ديگر هم رفت تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي تنها يک روز ديگر باقي است بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن لا به لاي هق هقش گفت : اما با يک روز ؟ با يک روز چه کار مي توان کرد ؟ خدا گفت : آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ، گويي که هزار سال زيسته است و آنکه امروزش را در نمي يابد ، هزار سال هم به کارش نمي آيد و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت حالا برو و زندگي کن او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در گوي دستانش مي درخشيد اما مي ترسيد حرکت کند ، مي ترسيد راه برود ، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد قدري ايستاد بعد با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم ، نگه داشتن اين يک روز چه فايده ايي دارد بگذار اين مشت زندگي را مصرف کنم آن وقت شروع به دويدن کرد زندگي را به سر و رويش پاشيد زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود مي تواند بال بزند مي تواند او درآن يک روز آسمان خراشي بنا نکرد ، زميني را مالک نشد ، مقامي را به دست نياورد اما اما درهمان يک روز دست بر پوست درخت کشيد ، روي چمن خوابيد کفش دوزکي را تماشا کرد ، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنها که او را نمي شناختند سلام کرد و براي آنها که او را دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد او در همان يک روز آشتي کرد و خنديد سبک شد لذت برد و سرشار شد و بخشيد و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد او در همان يک روز زندگي کرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند امروز او در گذشت ، کسي که هزار سال زيسته بود

 

مصارف SMS :

 

 

قورباغه کر :
چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند : ديگر چاره ايي نيست .شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه حرفهاي آنها را نشنيده گرفتند و با
تمام توانشان کوشيدند تا از گودال خارج شوند. اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ? به زودي خواهيد مرد . بالاخره يکي از قورباغه ها تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد. اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد . بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند که دست از تلاش بردار ? اما او با توان بيشتري براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد و بالاخره از گودال خارج شد. وقتي از گودال بيرون آمد بقيه قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟ معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند .

 

 

 

 

بدون شرح :

 
يک جمله :

هميشه حرفهايي هست براي نگفتن
 
 و ارزش واقعي انسانها به حرفهاي
 
 نگفته انهاست .
 

 

ظرف برنز شراب، از آثاری که در حراج پاريس به فروش رسيد
ظرف برنز شراب، از آثاری که در حراج پاريس به فروش رسيد
سالی که گذشت برای ميراث فرهنگی به چند دليل بسيار با اهميت بود. نخست اينکه سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری با هم ادغام شد، دوم اينکه بودجه اين سازمان مقداری افزايش يافت و بعد هم در سال گذشته چند فصل کاوش در مناطق باستانی با موفقيت انجام شد و ديگر اينکه در سال گذشته بر خلاف سال قبل آثار باستانی کمتری مورد تعرض قاچاقچيان عتيقه و عواملشان قرار گرفت يا سرقت شد.


ثبت پاسارگارد

در تيرماه سال ۸۳ کميته ميراث جهانی يونسکو پاسارگاد و ارگ بم را در فهرست ميراث جهانی ثبت کرد. قرار است در اجلاس سال ۸۴ که تيرماه آينده در آفريقای جنوبی تشکيل می شود گنبد سلطانيه را نيز در فهرست ميراث جهانی ثبت کند.

غرق چندين محوطه باستانی عيلامی و هخامنشی

در صورت راه اندازی سد سيوند به بخشهايی از کاخ اصلی پاسارگاد نيز آسیب می رسد

دو سد سيوند در استان فارس و کارون ۳ در استان خوزستان بدون هماهنگی و اطلاع ميراث فرهنگی احداث شده و با آبگيری آنها تعداد زيادی محوطه های شناسايی شده و کاوش نشده اين مناطق درآب غرق شده و خواهد شد.

سد سيوند در منطقه تنگه بلاغی در فاصله ۸ کيلومتری محوطه ثبت جهانی شده پاسارگارد در استان فارس قرار دارد. به اعتقاد کارشناسان تنگه بلاغی محل عبورمهم ترين راه باستانی کشور يعنی راه شاهی است که به دستور داريوش هخامنشی ساخته شده و پاسارگارد را به تخت جمشيد و شوش متصل می کرده است.

باستان شناسان ايرانی و ايتاليايی در کاوش های نجات بخشی محوطه های پشت سد سيوند با کشف بقايای معماری دوره هخامنشی توانستند سبک معماری مردم در آن دوران را شناسايی کنند.

به نظر عليرضا عسگری سرپرست تيم مشترک کاوش ايران و ايتاليا نجات محوطه ها و آثار دورن تنگه بلاغی حداقل به چهارسال وقت نياز دارد، در غير اين صورت آبگيری سد سيوند بيش از نيمی از محوطه ها، بدون کاوش غرق خواهد شد.

عمليات نجات بخشی محوطه های باستانی تنگه بلاغی در دی ماه توسط باستان شناسان خارجی و داخلی انجام خواهد شد.

ساخت سد سيوند در دوران رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۷۱ در تنگه بلاغی و روی رودخانه پلوار آغاز شد و کارشناسان با توجه به آبرفتی و سست بودن خاک منطقه احتمال می دهند که جمع شدن آب در پشت سد و افزايش رطوبت هوا و بالا آمدن سطح آب های زير زمينی به مجموعه ثبت شده پاسارگارد صدمه بزند.

ساخت سد کارون ايذه نيز در دوران آقای رفسنجانی و بدون توجه به آثار باستانی آغاز شد. آبگيری اين سد از ۱۸ آبان سال۸۳ آغاز شد، اما با توافق پژوهشکده باستان شناسی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و مسئولان سد کارون ۳، آبگيری تا پايان نجات بخشی آثار باستانی محوطه به تعويق افتاد.

باستان شناسان گروه نجات بخشی آثار اين منطقه که از مرداد ماه به کاوش پرداختند، توانسته اند شيرهای سنگی و سنگ قبرهای افراشته و تعداد زيادی آثار سفالی را از غرق شدن نجات دهند و با تمرکز بر گورهای منطقه زيرکوه و اشيای کشف شده در گورها به اطلاعاتی در باره زندگی عيلاميان در ۲۷۰۰ سال پيش از دست يابند.

محوطه های باستانی و آثار تاريخی چون زيگورات، چغازنبيل، شهر ساسانی جندی شاپور و ايوان کرخه در استان خوزستان واقع اند.

کشف يک شهر زير زمينی

شهر قديمی نوش آباد در 8 کيلومتری کاشان است

در تابستان ۸۳ در حوالی کاشان در شهر نوش آباد يک شهر زير زمينی سه طبقه کشف شد.
ساکنان اين شهر که در ۸ کيلومتری کاشان قرار دارد، به هنگام حفر چاه فاضلاب در زير زمين به فضاها و دالان هايی برمی خوردند که وجود آنها در اعماق زمين تعجب آور بود. از همين رو مردم و شهردار اين شهر در تماس با مسئولان ميراث فرهنگی خواستار بررسی اين حفره ها و دالان ها شدند.

کارشناسان پس از يک ماه حفاری و کاوش باستان شناسی توانستند يک شهر زير زمينی با سه طبقه سازه که از دالان ها، پلان ها و فضاهای معماری مختلفی تشکيل شده بود، شناسايی کنند.

سازه های طبقه اول در ارتفاع ۵/۲ متری و طبقه سوم در ارتفاع ۱۸ متری زير زمين قرار گرفته است و ارتفاع هر طبقه از شهر نزديک به ۱۸۰ سانتيمتر است.

کارشناسان بر اين گمان اند که ساکنان اين منطقه از بيم حمله دشمنان، اين شهر را در اعماق زمين ساخته اند تا در صورت ضرورت در آنجا پناه بگيرند.

سکونت يک ميليون ساله انسان در ايران

با کشف سه دندان انسان از نوع هوموارکتوس يا نخستين انسانهای راست قامت متعلق به يک ميليون سال پيش در منطقه فسيلی مراغه، شواهد احتمال سکونت انسان در ايران از ۱۰۰ هزار سال به يک ميليون سال افزايش يافت.

انسانهای هوموارکتوس حدود يک تا يک و نيم ميليون سال پيش در غارها می زيسته اند، شکارگر بوده اند و کشف آتش کار آنها بوده است.

در بررسی های ديرين شناسی در منطقه فسيلی مراغه کارشناسان تاکنون قطعاتی از فسيلهای حيوانات عظيم الجثه ای مانند اسب، زرافه، کرگدن و فيل متعلق به يک ميليون سال پيش پيدا کرده اند.

اجساد مدفون در ديوار ارگ بم

با ادامه عمليات نجات بخشی ارگ بم که در زلزله دی ۱۳۸۲ به شدت آسيب ديد، کارشناسان در نقاط مختلف ديوارها و حصارهای ارگ بم بقايای اجساد ۶۲ کودک و نوزاد کفن پوش برخوردند. پس از تحقيقات کارشناسان اعلام کردند اين اجساد متعلق به دوره قاجاريه و زمانی است که نصرالدوله فرمانفرما مشهور به شاهزاده فيروز ميرزا ارگ بم را محاصره کرده بود.

استرداد لوح های هخامنشی

لوحهای تخت جمشيد شامل اطلاعات مفصلی در باره سازماندهی اداری دوران هخامنشی است

بازگرداندن سيصد لوح گلی متعلق به دوران هخامنشی از آمريکا يکی از اتفاقات مهم در حوزه ميراث فرهنگی در سال ۸۳ بود. اين لوحها بخشی از ده هزار لوح کامل و قطعات لوح های سفالی است که باستان شناسان دانشگاه شيکاگو در سال ۱۹۳۳ از محوطه تخت جمشيد به دست آوردند.

در اين لوح ها جزيياتی از تشکيلات و سازماندهی اداری دوره هخامنشی و تغذيه روزانه کارگران محوطه تخت جمشيد در حدود ۵۰۰ سال قبل از ميلاد در دوران حکومت داريوش اول به زبان عيلامی و به خط ميخی ثبت شده است.

اين لوح ها سال ۱۹۳۷ در اختيار موسسه شرق شناسی دانشگاه شيکاگو در آمريکا بوده است. دانشگاه شيکاگو در ۱۹۵۱ نزديک به ۳۷ هزار از اين لوحها را به ايران بازگرداند و اين نخستين بار پس از انقلاب است که چنين مبادله ای ميان ايران و آمريکا رخ می دهد.

حراج اشياء عتيقه ايران در پاريس و لندن

بشقاب نقره هنر ساسانی مربوط به قرن هفتم يا هشتم ميلادی در حراج پاريس فروخته شد

سال گذشته تعدادی از اشياء عتيقه ايرانی در بازارهای جهانی به فروش رسيد. در فرانسه در يک حراج بزرگ در پاريس مجموعه ای شامل520 قطعه از آثار باستانی و عتيقه ايران و مربوط به دوران های ساسانی، سامانی، عباسی، سلجوقی، ايلخانی، صفوی و قاجار به حراج گذاشته شد.

در حراج ساتبی لندن نيز تابلويی از فتحعلی شاه قاجار کار مهرعلی اصفهانی و تابلويی از چهره زن جوانی با روسری سپيد متعلق به دوره محمد شاه قاجار و دو تابلوی رنگ و روغن از زنان اشرافی دوران صفويه متعلق به مکتب اصفهان مربوط به نيمه دوم قرن هفدهم ميلادی به فروش رسيد.

اين حراج بخشی از حراج آثار هنری ايرانی و اسلامی بنياد برکلی بود.

بازگشت اشياء قاچاق شده جيرفت

در اواخر اسفند ۱۱۸ قلم از اشيای قاچاق شده جيرفت از لندن شامل يک کاسه سنگی و دو محموله ۳۰ و ۸۷ قطعه ای به ايران بازگردانده شد.

به گزارش خبرگزاری ميراث فرهنگی مقامات انگليس اين اشياء را به صورت سه محموله به سفارت ايران در لندن تحويل دادند و چند روز بعد اين اشياء به ايران بازگردانده شد.

تشکيل يگان پاسداران ميراث فرهنگی

غارت محوطه های کاوش نشده جيرفت سبب شد تا مسئولان به فکر حفاظت از اين محوطه بيافتند و بالاخره پس از مدت ها بحث و گفتگو برای حفاظت از آثار باستانی، به ويژه محوطه هايی که هنوز توسط باستان شناسان کاوش نشده اند، قرار شد يگان پاسداران ميراث فرهنگی تشکيل شود. در ماه های پايانی سال ۸۳ فرمانده اين يگان منصوب شد، اما اين يگان هنوز نيروی انسانی ندارد.

برای جلوگيری از خروج غير قانونی اشيای باستانی تفاهم نامه ای بين سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، کميته تخصصی مبارزه با قاچاق اشياء عتيقه تشکيل شد.

ايران و ميراث معنوی

در خرداد ماه دولت پيوستن ايران به کنوانسيون حفظ ميراث معنوی يونسکو را تصويب کرد.
سازمان جهانی يونسکو در مهرماه ۱۳۸۲ با هدف حمايت از خرده فرهنگ ها در برابر جهانی شدن کنوانسيون حفظ ميراث معنوی را تصويب کرد.

اجرای اين کنوانسيون منوط به پيوستن سی کشور به آن است. ايران برای نخستين قدم در اجلاس سال ۲۰۰۵ پرونده نوروز و گويش مراغی را به يونسکو ارائه خواهد کرد.

پرونده همچنان مفتوح ميدان نقش جهان

برج جهان نما در کنار ميان نقش جهان قرار دارد

با ساخت برج جهان نما در اطراف ميدان نقش جهان اصفهان و تجاری شدن حريم آن ، اين ميدان در معرض آسيب جدی قرار می گيرد. مسئولان ميراث فرهنگی تاکنون بسيار تلاش کرده اند تا مانع ساخت اين برج شوند و چندين بار نيز اعلام شده که ساخت آن متوقف شده، اما کوتاه زمانی بعد ساخت آن از سر گرفته شده است.

کانون مدافعان حقوق بشر به رياست شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل سال ۲۰۰۳ با پيگيری حقوقی چندين بار خواستار توقف ساخت برج جهان نما شده و حتی شيرين عبادی اسفند ماه طی نامه سرگشاده ای به رييس جمهور در اين باره هشدار داد.

شهر اصفهان در سال ۱۹۷۹ در فهرست آثار ميراث فرهنگی جهان ثبت شده و لطمه ای که ساخت اين برج به ميدان نقش جهان می زند چنان حساس است که يونسکو به ايران اعلام کرده است که بايد از ارتفاع اين برج بکاهد.

يونسکو تابستان ۸۴ پس از مطالعه گزارش ايران در مورد اين موضوع، در باره افزودن اصفهان به فهرست آثار تهديد شده جهان تصميم خواهد گرفت.

توافق ميراث فرهنگی و موزه لوور

در آبان ماه بين حسين مرعشی رييس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و آقای هانری لوی رت رييس موزه لوور پاريس توافقنامه ای برای همکاری به امضاء رسيد.

به موجب اين توافق سازمان ميراث فرهنگی و موزه لوور در زمينه هايی چون پژوهش حوزه های باستانی، تاريخ هنر، موزه داری، حفاظت و مرمت، مبارزه بر عليه نقل و انتقال غير قانونی آثار فرهنگی و... همکاری خواهند کرد.

اين موافقتنامه تا ماه ژوئن سال ۲۰۱۱ اعتبار دارد.

مردان نمکی

يازده سال پس از کشف اسکلت مرد نمکی در اعماق معدن نمک چهرآباد زنجان در پاييز ۸۳ بقايای اسکلت دو مرد نمکی ديگر در آن معدن کشف شد. پس از متوقف کردن بهره برداری از معدن نمک، کارشناسان به کاوش در اين معدن پرداختند و به زودی اسکلت مرد نمکی چهارم که از نظر لباس و اجزای بدن کامل تر و سالم تر از مردان نمکی ديگر است، کشف شد. به گفته يحيی رحمتی مديرکل ميراث فرهنگی زنجان بخش هايی از بافت و نسوج نرم در بدن مرد نمکی چهار سالم و محفوظ مانده است.

تاکنون با بررسی چند تونل قديمی در اعماق معدن نمک چهرآباد زنجان قسمتی از پارچه و لباس پشمی، دو لنگه کفش چرمی سالم و يک شلوار و پيراهن پشمی به دست آمده است.

کارشناسان با توجه به اشياء کشف شده از مرد نمکی يک مانند گوشواره طلای آويخته به گوش، اشياء فلزی و سفال های خاکستری نقش دار و با توجه به آرايش مو و سيمای ظاهری، و با توجه به طرز لباس پوشيدن او و پس از مقايسه اين اشياء با نقوش تخت جمشيد و يافته های باستان شناسان در گورستان های تپه مارليک اعلام کردند مردنمکی يک از سکاييان است که خراج گذار حکومت هخامنش بوده اند، و از نظر زمانی به قرن هشت قبل از ميلاد تعلق دارد.

با کشف مرد نمکی چهار برنامه های مطالعات ژئو تکنيک ( تکنولوژی شناخت زمين )، ژنتيک و مطالعات ميدانی برای کشف ارتباط ميان تپه ها و سکونت گاه های باستانی شناخته شده شتاب گرفته است.

کاوشهای باستان شناسی در جيرفت

سال گذشته در سومين فصل کاوشهای باستان شناسی در محوطه های باستانی جيرفت در حاشيه هليل رود هفت فضای مسکونی کشف شد و به اين ترتيب در دوسال گذشته در جريان بررسی های باستان شناسی حوزه تمدن هليل رود بيش از ۹۵ محوطه متعلق به هزاره پنجم پيش از ميلاد شناسايی شده که ۶۰ محوطه آن گورستان است.

در کاوش های علمی و حفاری های غير مجاز قاچاقچيان آثار سنگی، سفالی و بقايای معماری از هزاره سوم پيش از ميلاد به دست آمده است.

آنچه توجه باستان شناسان را در اين محوطه جلب کرده وسعت گورستان های آن است. آنها حدس می زنند اين منطقه در دوران باستان بسيار پرجمعيت بوده است.

با کشف بخشی از يک آجر کتيبه دار با دو سطر نوشته در بخش بنای يادمانی محوطه باستانی کنار صندل در حوزه تمدن هليل رود و در مراحل پايانی اين فصل از کاوش وجود خط در اين منطقه در نيمه نخست هزاره سوم قبل از ميلاد و در عصر مفرغ به اثبات رسيد.

به گفته دکتر يوسف مجيدزاده سرپرست هيئت کاوش باستان شناسی حوزه هليل رود خط اين کتيبه نسخه جديدتر خط نوشتاری عيلامی است که در کتيبه پوزوراين شوشيناک به دست آمده است. اين آجر کتيبه دار برای خواندن و رمز گشايی در اختيار فرانسوالا کارشناس بزرگ فرانسوی و چند کارشناس بين المللی قرار خواهد گرفت.

در طول ۴۰۰ کيلومتر رودخانه هليل رود، در شهرستان های بافت، کهنوج، جيرفت و عنبرآباد تاکنون بيش از ۷۰۰ محوطه باستانی شناسايی شده است.

شهر سوخته

شهرسوخته در ۵۶ کيلومتری زابل در استان سيستان و بلوچستان و در حاشيه جاده زابل زاهدان واقع شده و پنج هزار سال قدمت دارد

کشفيات هشمتين دوره کاوش در شهر سوخته مسايل بسياری را برای کارشناسان روشن کرد.
فعاليت های اين دوره از کاوش بيشتر در بخش گورستان اين شهر پنج هزارساله متمرکز بود و طی آن ۵۴ گور و اسکلت باستانی و ۱۶۹ شيئی تاريخی کشف شد.

با اين کشفيات کارشناسان پی بردند که زنان شهر سوخته در پنج هزار سال قبل علاوه بر استفاده از گردنبند و دستبند، گوشواره نيز به گوش می کردند.

مشخص شد که به دليل رواج ازدواج فاميلی ميان ساکنان شهر سوخته بيماری مهلک هيدروسفالی در ميان کودکان اين منطقه شايع بوده و اغلب کودکان تا پيش از ۱۳ سالگی بر اثر اين بيماری می مردند. قبلا جمجمه ای از يک بيمار مبتلا به بيماری هيدروسفالی به دست آمده بود که روی آن اثرات جراحی موفقيت آميزی ديده می شد.

شهرسوخته در ۵۶ کيلومتری زابل در استان سيستان و بلوچستان و در حاشيه جاده زابل زاهدان واقع شده و پنجهزار سال قدمت دارد. اين شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از ميلاد پايه گذاری شده و مردم اين شهر در چهار دوره بين سال های ۱۸۰۰ تا ۳۲۰۰ قبل از ميلاد در آن سکونت داشته اند.

دهانه غلامان، شهر بی سکنه

شهر دهانه غلامان

يکی ديگر از اتفاقات مهم مربوط به ميراث فرهنگی نتايج کاوش در شهر دهانه غلامان در ۲ کيلومتری روستای قلعه نو و ۴۴ کيلومتری شهرستان زابل است.

باستان شناسان ايرانی و ايتاليايی در کاوش های اين شهر ۲۵۰۰ ساله پی بردند که ساختمان های اين شهر در روی بلندی هايی از سطح زمين های کشاورزی و با هدف دفاع از شهر در مقابل سيل های ناگهانی و فصلی رود هيرمند ساخته شده است و نکته مهم اينکه ساخت و معماری شهر بر مبنای نقشه بوده است.

بنا به خبر خبرگزاری ميراث فرهنگی اين اولين بار است که در سايت های باستانی تهيه نقشه و موضوع پيش ساخته بودن يک کلان شهر مطرح می شود.

شهر دهانه غلامان ۲۷ ساختمان مهم و کليدی داشته است از جمله دو ساختمان مذهبی و صنعتی. شهر دهانه غلامان يکی از پايتخت های معتبر دوران هخامنشی بوده، و بر مبنای شواهد و تحقيقات باستان شناسی مذهب ساکنان آن تلفيقی از مذاهب هند و ايرانی و زرتشتی بوده است.

دو نکته بسيار مهم درباره شهر غلامان وجود دارد: نبود هيچ اثری از برج و بارو، دژ و ديوار دفاعی در شهر، که نشان دهنده زندگی صلح آميز مردم آن بوده، و نبود هيچگونه اموال منقول و غير منقول حتی در لايه های باستانی که باستان شناسان فکر می کنند به احتمال بسيار زياد ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال پس از ساخت شهر، ساکنان آن با برنامه ريزی دقيق و در فرصتی مناسب تمامی اموال خود را جمع آوری و به مکان نامعلومی ـ شايد پاکستان فعلی مهاجرت کرده اند. آنها بر اين گمان اند که احتمالا خشک شدن رود هيرمند سبب اين مهاجرت بوده است.

باستان شناسان ايتاليايی در سال ۱۹۶۰ شهر دهانه غلامان را شناسايی کردند و عمليات حفاری آن بين سال های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ به طول انجاميد.

مساحت شهر دهانه غلامان ۱۵۰۰ متر در ۸۰۰ متر است.

 

انتخاب يک دوربين ديجيتال مناسب

 

سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM 
 

 

ميتونيم اينو بگيم که حرف زدن در مورد دوربين ديجيتالي راحت هست. ولي اگه بخواييد يک دوربين ديجيتالي مناسب بگيريد يه کم کار سختتر ميشه.

ابتدا شما بايد از خودتو سوالاتي بپرسيد، که من ايجا مي خوام راهنماييتون بکنم.

البته من خودم دوربين ديجيتالي دارم . که ماله من Canon Power Shot A510 هست و من به صراحت ميگم که عالي هست. البته براي من که براي استفاده خانگي گرفتم.

مي خوام در مورد دوربين خودم کمي اطلاعات بدم: 3.2 Mega Pixel ، 4x زوم اپتيکال، 13 نوع حالت پيش فزض براي عکاسي آسان، توانايي PictBridge (بعضي از دوربينهاي ديجيتالي بدون نياز به کامپيوتر ميتونن عکس هارو چاپ کنن که اين هم از همون دسته از دوربينهاي ديجيتالي هست.) آخرين وضوح تصويرش 2048x1536 و کوچکترين وضوح تصويرش 640x480 هست. توانايي پشتيباني از کاتهاي حافظه SD و MMC تا ظرفيت 1G. مي تونين عکس از 5cm بگيريد و خيلي چيزاي ديگه که اگه خاستين مي تونين برام ميل بزنيد و بپرسيد و من هم با کمال ميل پاسخ مي دم.

 

 

 

بريم براي انتخاب دوربين ديجيتالي مناسب که اول از همه بايد از خودتون چند تا سوال بپرسيد که من به ترتيب ميگم:

·         ميخواهيد دوربين ديجيتاليتون چه کارهايي انجام بده؟

ليستي از کارهايي که مي خواهيد با دوربين ديجيتاليتون انجام بدين تهيه کنيد و اونارو اولويت بندي کنيد. اول شما بايد بدونيد که از دوربين ديجيتاليتون کجا مي خواهيد استفاده کنيد، خانگي؟ صنعتي؟ تبليغاتي؟ ....؟ و بايد اينو بدونيد که نبايد دنبال غول جديد که به بازار اومده باشيد، چون هر چند وقت يک بار( معمولا هر هفته) يک غول جديد به بازار مياد.

·         مي خواهيد با عکسها چه کارهايي بکنيد؟

مي خواهيد دوربينتان را جايگزين دوربين فيلميتان بکنيد؟ يا اينکه فقط مي خواهيد تکنولوژي جديد را امتحان بکنيد؟ آيا مي خواهيد تمام عکس ها را مانند دوربين فيلمي چاپ کنيد و در آلبوم خود قرار دهيد؟ يا مي خواهيد عکس ها را در کامپيوتر خود ذخيره و بعضي از آنهارا چاپ کنيد؟ آيا از دوربينتان براي موارد کاري استفاده خواهيد کرد و هيچ وقت عکسها را از کامپيوتر خارج نمي کنيد؟ پاسخ به اين سوال ها به شما کمک مي کند تا مشخص کنيد که واقعا چند مگاپيکسل نياز داريد، از کجا بايد جستوجو را شروع کنيد و چه محدوده قيمتي را در نظر داشته باشيد.

مشخصات و مسايل کليدي:

قبل از اينکه جستوجوي خود را براي خريد دوربين آغاز کنيد در نظر داسته باشيد که تعداد زيادي از دوربينهاي ديجيتالي قابليت هاي مشابهي دارند، ولي اين بدين معني نيست که کارآيي يکساني را هم ارايه ميکنند. نقد ها را که به  Reviews معروفند را بخوانيد، هم نقد هاي Online و هم نقدهاي مجلات را، از دوستان، از فاميل، همسايه و همکاران در باره دوربينهاي آنها سوال کنيد. بعضي از مشخصات کليدي عبارتند از:

چند مگاپيکسل:

از 1.3 تا 6.1 مگاپيکسل و بالاتر، مقدار بيشتر معمولا در مسابقه مگاپيکسل بهتر است. مساله اصلي اين است که بدانيد از عکسهايتان چه مي خواهيد. براي چاپ يک عکي با اندازه 20x25 يا بزرگتر با کيفيت بالا يک دوربين با حداقل سه مگاپيکسل ضروري است. ولي اگر عکس ها را براي وب سايت يا چاپ هاي با اندازه کوچک (مانند 8x12 يا 10x15 ) ميخواهيد، نتيجه خوبي که ميگيريد اين است که يک دوربين با قيمت کم و در کلاس دو مگاپيکسل کفايت ميکند. البته داشتن پيکسلهاي بيشتر به شما صدمه اي نميزند. اگر قيمت يک مساله باشد، يک دوربين با مگاپيکسل کمتر به خوبي کارش را انجام ميدهد. فقط به خاطر داشته باشيد که هميشه با بيشترين کيفيت دوربينتان (بيشترين مگاپيکسل آن) عکاسي کنيد.

مساله اندازه:

دوربينهاي ديجيتال در تمامي شکلها و اندازه ها هستند. در حالي که بعضي دوربينهاي ديجيتال بسيار کوچک در بازار وجود دارد که عکسهاي خوبي ميگيرند، ولي سايز کوچک آنها از لحاظ فيزيکي نميتواند تمامي قابليت هاي مورد نياز مصرف کننده را شامل شود. به خاطر داشته باشيد در صورتي که همسايه شما دوربين ديجيتالي دارد که در جيب پيراهن جا ميشود، نياز شما به 10X زوم اپتيکال و يک فلش اکسترنال حداقل دوربيني با سايز متوسط تا بزرگ را مي خواهد. اگر کوچک بودن دوربين در بالا ليست مشخصات مهمتان است، دقت کنيد که شايد مجبور شويد بعضي از قابليت هاي ديگر را فدا کنيد.

نزديکتر شدن به موضوع عکاسي، يکي از رازهاي گرفتن عکسهاي بهتر است. ولي چه چيزي در مورد زوم اپتيکال/ ديجيتال وجود دارد؟ بسيار خوب، تفاوت بزرگي بين اين دو وجود دارد.

زوم اپتيکال به بزرگ نماي خود لنز گفته مي شود هنگامي که شما زوم را روي موضوع به عقب و جلو ميبريد. (که به عنوان تغيير فاصله کانوني هم شناخته ميشود.) به عبارت ديگر، لنز عقب و جلو رفتن را دقيقا مانند دوربينهاي فيلمبرداري تنظيم ميکند. زوم اپتيکال کيفيت عکس ديجيتال را کم نميکند. اگر شما به زوم کردن علاقه داريد، مطمئن شويد که دوربيني که ميخريد داراي قابليت زوم اپتيکال قوي باشد.

زوم ديجيتال فاصله کانوني را تغيير نميدهد. در عرض هرچقدر که به جلوتر زوم ميکنيد بخش کوچکتر و کوچکتر سنسور ديجيتال براي ذخيره سازي عکس ديجيتالي استفاده مي شود. نتيجه اين کار، هر چه کمتر شدن تعداد پيکسلها در عکس است. وقتي که ميخواهيد عکسي را که با زوم ديجيتال زيادي گرفته شده است را چاپ کنيد، فاقد وضوح و شفافيت خواهد بود.

باتري

دوربينهاي ديجيتال باتري را مثل آبنبات ميخورند. که اين ميتواند يک موضوع گران قيمت باشد.

حداقل مطمئن باشيد دوربيني که انتخاب ميکنيد، باتري هاي شارژي را بپزيرد. (اغلب آنها ميتوانند). سايزهاي مختلف باتري به دوربينهاي مختلف ميخورد و مدل باتري هاي مورد استفاده ميتواند به عنوان يکي از عوامل انتخاب دوربين مورد بحث قرار بگيرد. به عمر باتري هاي معمولا در نقدهاي هر دوربين اشاره ميشود، پس به خاطر داشته باشيد که آنها را هم مطالعه کنيد. يک دوربين خوب حدود 100 عکس با يکبار شارژ ميگيرد، که البته عنوان مختلفي وجود دارد که ميتواند روي اين مساله تاثير بگزارد. تا زماني که نتوانيد از دوربين خود بدون باتري ها استفاده کنيد، بايد در نظر داشته باشيد که به براي استفاده از دوربينتان احتاج به کابل برق داريد يا آداپتور داريد.

بعضي از دوربينها باطري مخصوص به خود را دارند که فقط براي آن مدل طراحي شده اند اغلب شارژر هم در خود دوربين وجود دارد، که اين بسيار خوب است. قيمت باتري اضافه و شارژر هايي را که توسط کارخانه ارايه ميشود را هم در نظر داشته باشيد. اينها چيزهاي اضافه اي است که شما قطعا بايد بخريد، چه همراه دورببينتان باشد يا نباشد.

 

کارتهاي حافظه

يکي ديگر از موضوعات قابل بحث، مدل کارت حافظه اي است که در دوربين استقتده ميشود. اگر ميخواهيد از دوربين خود در حين سفر استفاده کنيد، ظرفيت بالاتر کارت حافظه براي ذخيره سازي عکسها تا زماني که آنها را بتوانيد بر روي کامپيوتر خود دانلود کنيد بسيار بدرد خواهد خورد. اگر از دوربينتان در کار استفاده ميکنيد يا اينکه دايما آنرا حمل ميکنيد، ممکن است که کارت بادوام تري بخواهيد. کارتهاي حافظه کامپکت فلش Compact Flash در حال حاضر با توجه به دوام و ظرفيت هاي مختلفي که دارند (از 16 مگابايت تا 1 گيگابايت) پرترفدارترين مدل کارت در بازار است.

امروزه در بازار تعداد بيشتري از دوربينها کارتهاي حافظه کامپکت فلش را نسبت به مدل کارتهاي ديگر قبول ميکنند، که بدين معني است که انتخابهاي بيشتري در دوربينها، کارتهاي حافظه يا کارت خوانها داريد.

 

مانيتورهاي LCD

تمامي دوربينهاي ديجيتالي داراي يک صفحه نمايش داخلي هستند که معمولا مانيتورهاي LCD ناميده ميشوند.

اين مانيتور به شما امکان بازبيني عکسها يا عوض کردن تنظيمات دوربين را ميدهد. بعضي از آنها سايبانهاي مخصوصي دارند که ديدن LCD را در روزهاي پر نور آسان ميکند. بعضي از آنها به بدنه دوربين چسبيده اند، در حالي که بعضي از آنها ميچرخند، کج ميشوند يا از بدنه جدا ميشوند. تمامي اينها قابليتهاي جالبي است، ولي قبل از اينکه تصميم بگيريد، در نظر داشته باشيد که چگونه از دوربين استفاده ميکنيد. اگر احتياج داريد که از گوشه ها و لبه ها عکس بگيريد، مثلا در کارهاي ساختماني و ....، يک LCD متحرک چيز خوبي است. براي نگاه کردن در LCD دقت کنيد و مطمئن باشيد که به چشمان شما فشار نياورد.

 

مدهاي صحنه Scene Modes

مدهاي صحنه به شما و دوربينتان کمک ميکنند که با کمک هم عکسهاي بهتري بگيريد. وقتي که يک صحنه، مانند پرتره يا منظره، را انتخاب ميکنيد، به طور خودکار خودش را براي بهترين حالت آن صحنه تنظيم ميکند. اگر نخواهيد که در مورد اتفاقاتي که پشت صحنه عکاسي ميافتد فکر کنيد و همچنان ميخواهيد که عکسهاي عالي بگيريد، دوربيني با مدهاي صحنه متنوع را مد نظر داشته باشيد.

کاهش دهنده قرمزي چشمها قابليت استانداردي بر روي اکثر دوربينها است ولي به خاطر داشته باشيد که اين قابليت فقط کاهنده است، نه از بين برنده، اگر شما کاملا از قرمزي چشم بدتان ميايد يا اينکه عکسهاي پرتره زيادي ميگيريد، دوربيني داراي Hot-Shoe (محل نصب فلش) يا اتصال ديگري براي فلش خارجي در نظر بگيرد. فلش را از لنز دوربين براي کاهش اثر قرمزي چشم دور نگه داريد، اينکار اغلب پرتره هاي جذابي را هم بوجود مياورد. اگر بيشترين کنترل را بر روي فلاش ميخواهيد، به دنبال دوربيني بگيريد که به شما اجازه تنظيمات دستي خروخي قلاش را بدهد.

 

انتخاب دوربين ديجيتال نياز به کمي تحقيق دارد. اگر از خودتان سوالات درستي بپرسيد، انتخابها راحتتر خواهد بود. مهمترين چيز اين است که شما دوربيني را ميگيريد مه به آن علاقه داشته باشيد، بخواهيد با آن عکس بگيريد و بتوانيد آنرا همه جا ببريد. بهترين دوربين براي شما گرانترين يا پرطرفدارترين دوربين نيست، بلکه آن دوربيني است که کاري را که شما از آن ميخواهيد انجام ميدهد.

 

اميدوارم که دوربيني انتخاب کنيد که در هر جا همراهتون باشه و عکسهاي خوبي با هم بگيريد.

                   

                          حضور دوباره ایمان شاهی در کرج             

 

سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
  

 

در این روزها که گرفتن مجوز کنسرت کاری بس دشوار است،ایمان شاهی خواننده

 

آلبوم پرطرفدار عشق اینترنتی به رغم محبوبیتش و دعوت دوباره مسئولین و مردم

 

کرج در(17-18) ماه جاری به اجرای کنسرت می پردازد.

 

 

ایمان شاهی توانست با  مساعدت مسئولین زیربط وارشاد و رفع هر گونه مشکل در

 

اجرای کنسرت، بار دیگر در کرج برای اجرای کنسرتی 2 شب حضور یابد.

 

پیش ازاین ایمان شاهی در ماه رمضان به نفع کودکان بی سرپرست به مدت 10 شب 

 

در کرج  کنسرتی را به اجرا در آ ورده بود که مورد تشویق و استقبال  بی نظیر

 

مردم این منطقه قرار گرفته بود

 

لازم به ذکر است بعد از چابهار این دومین کنسرت رسمی ایمان شاهی است (البته به

 

جز کهریزک و شبهای ماه رمضان ) که انتخاب کرج بی ربط با برنامه زیبای ماه

 

رمضان این خواننده جوان و خوش آتیه موسیقی پاپ کشور نبوده است .

 

برای اشنایی بیشتر با این هنرمند عزیز کشورمان و

 

برنامه های آن به سایت

 

www.imanshahi.com مراجعه فرمایید.

 

 

 

 

 

 

 

del bastegi be .............khili ghamangize

 

avalin chizi ke behesh del bastam  to bodi bito aromo gharar nadashtam gerye mikardam toro mikhastam midonestam  to nabashi  nemikhabam(doset daram pestonak)hal konid

 

 

bivafa

 

yarane in zamane mesle gole anarand az dor jelve daran ama vafa nadaran

 

 

plz

 

 

salam be hameye dostaye golam makhsosan sina jon rastesh bacheha shoma khili bizogho shoghid age mishe hame movafeghan ye meetingi dar yeki az parka bezarim ham ghashang bashe ham nazdik in hame afrado to listemon eyne mojasame add kardim ke chi hadeaghal ye jalasei bezarid hamdigaro az nazdik bebinam.bebinam kiyo to add listemon add kardim sina to hadeaghal yekari bokon yenafar sarparaste goroh beshe baba az cloob faghat payamhaye dosti radabadal kardano yad gereftin har ki raziye be man ye payami bede nazaresho bege harkiyam razi nist sokot kone behtare nabinam payame mozakhraf baram befresteha bijanbe nabashid meydon beheton midim patono  az gilimeton deraztar nakonid kholase har ki raziye ham dastasho ham pahasho begire bala bacheha plz bijanbe bazi darnayarin ke man motenaferam sina az toam to in payam gorohi ozrkhahi mikonam badanam ghazaya ro barat kamel sharh midam ghorbone hamaton bye

 

ghabele tavajoe aghayon va khanomha dar in mohiti ke dosti mana nadare

 

dost pesare adam mesle ye adamse1dashtan 1adams behtaraz 1done adamse2_faramosh nakon payane har adamsi satle zobalas pas baraye hich adamsi gheymate ziyadi nade3_adamse nime khordeye kasiyo nakhor4_javidane tolani modate adams joz bimaze shodan haseli nadare5_hasrate adamsiyo ke dor andakhti nakhor6_ezdevaj mesle ghort dadane adamse hich adame agheli adamse khodesho ghort nemide
 ghorbone hamaton bere in setare az khodam maye nemizaram omidvaram khosheton omade bashe

 

 

سلام به همه دوستان

 

مرد ريزه اندام داد زد : « روي چمن راه نرو! »

 

مرد گنده جواب داد : « برو بابا سبزه که چيزي حس

 

 نمي کند! »

 

مرد ريزه اندام به او توپيد : « بايد مراقب باشي

 

 زيباست اما شکننده! »

 

مرد گنده راهش را کشيد و رفت : « هر چه مي

 

 خواهد باشد »

 

چند سال بعد هر دو رفته بودند...

 

 

چمن گورستان بر قبر هر دو به يکسان روييده بود!

 

 

 

 

 

زندگی صفحه شطرنج نیست

تا که با کیش کسی مات شود

زندگی آیینه است که در آن نقش تو

پیداست مدام

زندگی دفتر عشق من و توست

نگذاریم که فصلهای سیاه بر دل دفترمان

نقش گیرد

 

 

 

 

      دوست دارد فرد مقابلتون را بشناسید؟

سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
 

 1 - فرد خوددار: 
    اگر شخصي دستهايش را پشت كمر قفل كند، نشان مي‌دهد كه  خود را به  
شدت كنترل  كرده  است‌  
در اين حالت او سعي دارد خشم يا احساس نااميدي

 راازخود دور کند

 

2 - حالت تدافعي‌:
    اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعي در برابر

حمله‌اي غير منتظره و ناگهاني يا بي‌ميلي براي تغيير چهره شخص است‌. اگر انگشتها

 مشت شده باشند،حالت بي ميلي شديدتر است‌

 . 
  

  3 - متفكر:
    گره كردن دستها به دسته‌هاي صندلي نشان مي‌دهد كه شخص سعي دارد

 احساس خود را مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به يكديگر حالت تدافعي است‌.

 اين حالت بيشتر در مسافران مضطرب هواپيماي هنگام پرواز و فرود آن ديده مي‌شود. 
 

   4 ـ دقت‌:
    وقتي شخص انگشت سبابه را روي صورت و بقيه دستش را به صورت گره كرده

در پايين صورتش قرار مي‌دهد يعني كه با دقت است‌. اين حالت نشان مي‌دهد كه

 شخص بادقت زياد به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد و يك يك كلمات شما را

 مي‌سنجد و در چهره او حالتي انتقادي به چشم مي‌خورد. 
   

 5 - بدگمان‌:
    انگشتهاي گره شده زير چانه و نگاه خيره نشان دهنده حالت ترديد و دودلي است‌.

او به صحبت‌هاي شما و صحت گفته‌هايتان ترديد مي‌كند. در اين حالت ممكن است

آرنج روي ميز قرار گرفته باشد. 
   

 6 - بي‌گناه‌:
    دستهايي كه روي سينه قرار گرفته باشد، بهترين نمونه براي نشان دادن و

 حالت بي‌گناهي و درستكاري است‌. اين حالت اثر باقيمانده از شكل سوگند

خوردن است كه دست را روي قلب قرار مي‌دهند. 
   

 7 - مطمئن‌:
    اين حالت دستها در مردها نشان مي‌دهد كه به آنچه كه مي‌گويند

 اعتقاد و اعتماد كامل دارند و در خانمها كمتر ديده مي‌شود. خانمها هنگامي كه

 دست خود را به كمر مي‌زنند نشان مي‌دهند كه به آنچه مي‌گويند اطمينان دارند. 
   

 8 - مرموز:
    دستهاي به هم مشت شده زير چانه نشان مي‌دهد كه شخص نظرياتش را

پنهان مي‌كند و به شما اجازه مي‌دهد به صحبت خود ادامه دهيد، تنها هنگامي كه

 حرفهايتان پايان يافت به شما و نظريات شما حمله خواهد كرد. 
  

  9 - ظاهر ساز:
    او آرام به نظر مي‌رسد اما اين آرامش پيش از توفان است‌. اين حالتي است

 كه بيشتر رؤسا به خود مي‌گيرند تا خود را به گونه‌اي به زيردستان نزديك كنند

 و در عين حال جاذبه آنها نيز كم نشود. 
 

   10 - آماده و موفق‌:
    قرار دادن پاها روي هر چيز (روي صندلي‌، ميز، سكو و... نشانه حالت مالكيت

 است‌... در يك ميز گرد تنها رئيس اجازه دارد چنين حالتي داشته باشد و آرامش

 خود را نشان دهد.) 
 

   11 - اعتماد به نفس‌:
    تكيه زدن به صندلي در حالتي كه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده

اعتماد به نفس قوي است‌. اگر شخصي در اين حالت صحبت مي‌كند به گفته‌هاي

خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد به خود زحمت ندهيد،

او خود همه ماجرا را مي‌داند!

 

                                            

 

  پس با این همه چرا نمیخندیم؟

 

        

 

اولين كسي باش كه مي خندد . وقتي دليلي براي خنديدن نمي بيني ، همان زماني است كه بيشترين نياز به خنديدن است .

                            

  • خنده گرفتگی‌ها و کرامپهای عضلانی را برطرف می‌سازد.
  • خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.
  • خنده و تبسم صورت را زیبا می‌سازد.  
  • چهره خندان بیشتر در حافظه می‌ماند.
  • برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید - خنده (پروفسور امانویل)
  • خنده بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.
  • خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس می‌شود، بدون استفاده از لغات کمک می‌کند.
  • تبسم عمیق از شمشیر برنده‌تر است.(اسپانیولی)
  • انسان خنده‌رو موفق‌تر است. (ژاپنی)
  • خندیدن ، تمایل به برتر جلوه کردن نیز می‌باشد.
  • جدی‌ترین آدمها کسانی هستند که می‌خندند و می‌توانند بخندانند. (فرانسوی)
  •   ۳۰ اصل برای اعتماد به نفس

    سيد مهدي ميرفخرايي
    MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
     

    1- اصل ياد و اتکال به خداوند و اعتماد به قدرت و ياري و حمايت او
    2- اصل آگاهي و اشراف و بصيرت لحظه به لحظه به خود
    3- اصل تغيير در الگوها و ايجاد نشانه ها
    4- اصل خوديابي( من کيستم؟)- قائم مقام ومحبوب خداوند( عزت نفس)
    5- اصل احساس خود شايستگي، خودسالاري و احساس شخصيت
    6- اصل عدم مقايسه خود با ديگران

       
    7- اصل خودباوري و خودمحوري بعدازخدا محوري
    8- اصل داشتن هدف و برنامه در زندگي
    9- اصل تميزي و ظاهر
    10- اصل تعريف از خود و ديگران
    11- اصل تشويق خود و ديگران
    12- اصل تعهد به قول و صداقت و راستي


    13- اصل عدم انجام عمل خلاف و عذرخواهي
    14- اصل نظم وانضباط کاري
    15- اصل دانش و تجربه
    16- اصل مديريت زمان
    17- اصل مديريت اولويت ها
    18- اصل اقتدار در مقابل ضعف


    19- اصل يقين در مقابل ترديد
    20- اصل احساس رهبري و مديريت
    21- اصل مسئوليت پذيري
    22- اصل سلامت و نگهداري از جسم
    23- اصل تبسم
    24- اصل ابراز عشق به ديگران و متذکر شدن ويژگيهاي مثبت آنان


    25- اصل نگاه به ديگران ( در عين تواضع بزرگي خود را در دل حس کنيد)
    26- اصل عدم تأخير
    27- اصل قاطعيت و گفتن نه
    28- اصل عدم شماتت و سرزنش خود و ديگران
    29- اصل کمک به ديگران و بخشايش
    30- اصل ژست و حالت بدني

     

                                        

     

          فرمول دل جویی از همسر

    سيد مهدي ميرفخرايي
    MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
     

     اگر همسرتان به شما غر مي زند كافي است اين فرمول را كه به تازگي توسط يك پروفسور آلماني كشف شده است در مورد او به كار ببريد تا آنگاه پس از مدتي واقعا نه تنها از شر غر زدن همسرتان خلاص شويد بلكه احساس كنيد بهترين خانواده جهان را داريد.

     
    دكتر هانس ورنر بيرهف از واحد روانشناسي دانشگاه بوخوم به تازگي كشف كرده است كه اگر در قبال هر غر زدن و انتقاد همسر پنج بار از او تعريف كنيد با تاثيرات شگفت انگيزي مواجه خواهيد شد و ان اينكه به تدريج نه تنها از انتقاد كردن و غر زدن وي كاسته مي شود بلكه احساس خوشايندي به او دست مي دهد كه نتيجه آن يك زندگي كاملا خوب و بدون درگيريهاي معمول است.
    وي معتقد است احساس خوشحالي در زندگي سبب مي شود تا احساس خوشبختي نيز از در فرا رسد و لازمه اينكگه زن و مرد در زندگي احساس خوشحالي كنند اين است كه احساس خوبي از خود داشته باشند.
    او به كمك يكي از همكارانش الك روهمن كتابي در اين باره نوشته و به ازار عرضه كرده است و در ان پاره اي از مشكلات ديگر زوج ها را مورد بربرسي قرار داده است.

     

                   

                          پاسخ به سئوالات شما درباره اختلالات جنسی

     

     سيد مهدي ميرفخرايي
    MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
     

     

     

    در تهران روز دوم و سوم آذر ماه 'کنگره خانواده و مشکلات جنسی' برگزار می شود که هدف آن معرفی و مطالعه مشکلات جنسی، "طرح نيازها و غرايز طبيعی انسانی و همچنين ارائه راهکارهای تخصصی" عنوان شده است.

     

    بنا به گفته خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران (ايرنا) "نتايج بررسی ها نشان می دهد که ۵۰ درصد طلاقها در کشور به علت بروز مشکلات جنسی اتفاق می افتد که در صورت مشاوره صحيح، نيمی از اين طلاقها انجام نمی شود."

    به گزارش ايرنا دکتر کاظم فروتن، دبير کنگره علمی "خانواده و مشکلات جنسی" در نشستی مطبوعاتی اعلام داشته است که نزديک ۱۰ درصد از مردم کشور به اختلالات جنسی مبتلا هستند.

     

            در جوامع باز آموزش جنسی به نوجوانان از امور بديهی به شمار می رود

     

    اين کارشناس در نشست مطبوعاتی بر چند نکته مهم انگشت گذاشته است:

    در جامعه اختلالات جنسی رواج دارد. "بسياری از بيماران به علت عدم ارضای کامل جنسی دچار مشکلات روحی و روانی می شوند."

    بيشتر مردم طرح مسائل جنسی را با عرف و اخلاق مغاير می دانند. ناکامی در روابط جنسی معمولا پنهان نگه داشته می شود. به ويژه زنان، به خاطر موانع اخلاقی و سنتی، از ابراز مشکلات خود پرهيز می کنند. با اين پنهان کاری ها طبعا درمانی هم در کار نخواهد بود، درحاليکه اختلالات جنسی در بيشتر موارد قابل مداوا هستند.

    دکتر فروتن تصريح می کند که: "اجرای طرح آموزش جنسی برای نوجوانان و همکاری رسانه ها و مطبوعات ضامن حل معضل اختلالات جنسی در آينده است."

    در روزهای گذشته سئوالات و نظراتی از شما درباره اختلالات جنسی دريافت کرديم، دکتر مجتبی قادری به پرسش های شما پاسخ داده است:

    زود انزالی يا انزال سريع يکی از مشکلات شايع در مردان است تقريبا يک سوم از مردان دچار انزال زودرس می باشند تعريف کاملا مشخص از زود انزالی نمی توان کرد. انزال کمتر از يک تا دو دقيقه را انزال زودرس می نامند و يا در پنجاه درصد موارد مرد زودتر از زن ارضا شود مهم در اين زمينه احساس رضايت دو طرف پس از پايان نزديکی است بعضی از افراد با آن که طبيعی هستند انتظارات غيرطبيعی از نظر طول زمان نزديکی دارند.

    علت های زود انزالی کاملا مشخص نشده است اما اضطراب، اختلالات سايکولوژيک (روانی) مطرح هستند. زود انزالی در اوايل تماس های جنسی بيشتر اتفاق می افتد و به تدريج با افزايش تجربه ميزان کنترل بهتر خواهد شد.

    روشهای جلوگيری از زود انزالی:

    در صورتی که با انجام تماس جنسی احساس گناه و تقصير می کنيد و دچار اضطراب و نا اميدی از زندگی سکسی خود می شويد به پزشک متخصص سايکوتراپ مراجعه نماييد.

    در صورت داشتن انزال زودرس به سرزنش خود نپردازيد و در اين موارد بهتر است با همسر در اين مورد گفتگو کنيد تا روشن شود که اين نوع انزال مورد رضايت شما نيست تا خودخواه تلقی نشويد. نکته ديگر اينکه نبايد بين نزديکی ها فاصله طولانی بيفتد.

    درمان های موضعی:

    استفاده از کرم های کاهش دهنده حس سطحی ناحيه دستگاه تناسلی مانند ژل ليدوکايين دو درصد توصيه شده است. استفاده از ليدوکايين ۲.۵ درصد + کرم پريلوکاين ۲.۵ درصد و کشيدن کاندم روی آلت پس از ۳۰ دقيقه سبب کاهش زود انزالی می شود. توجه شود قبل از نزديکی با صابون شستشو شود تا از بی حسی بيشتر آلت و واژن زن جلوگيری شود.

    استفاده از متد ماستر و جانسون:

    اين شيوه شامل يادگيری تشخيص و کنترل احساسی است که منجر به ارگاسم می شود. اين روش نياز به اراده و تمرين دارد ولی بسيار موثر است. ماستر و جانسون، شامل تحريک سکسی توسط خود فرد يا زوج جنسی می باشد. انجام تحريک تا رسيدن به نزديکی قله (ارگاسم) و متوقف کردن آن است. اين کار در چند نوبت و اوقات مختلف انجام می شود و به تدريج زمان هر تحريک افزايش می يابد تا فرد احساس می کند زمان طولانی تری را صرف هر بار تحريک می نمايد پس از چند نوبت و چند روز تمرين انجام نزديکی شروع می شود. مرد به پشت می خوابد و به آرامی کار نزديکی انجام می شود. به محض اينکه تحريک به قله نزديک می شود با علامت دادن به زن (پارتنر) مدتی حالت ريلکس به خود گرفته و مجددا نزديکی شروع می شود.

    تکنيک فشار:

    فشار سر آلت يا انتهای آلت قبل از انزال سبب عقب افتادن ارگاسم می شود. اين حالت سبب کم شدن تجمع خون در آلت و کاهش نعوظ (ارکسيون) می شود.

    تکنيک های ديگر:

    بسياری از جوانان برای افزايش کنترل انزال اقدام به استمناء قبل از نزديکی می کنند تا با اين کار کنترل بيشتری بر ارگاسم خود پيدا کنند اما اين تکنيک خيلی موثر نيست.

    کاندم :
    کاندم سبب کاهش تحريک پذيری می شود در صورتی که يک کاندم قادر به اين کار نباشد از دو کاندم می توان استفاده کرد ضمن اينکه کاندم سبب جلوگيری از بيماری های مقاربتی و حاملگی هم می شود.

    پوزيسيون خوب نزديکی:

    وضعيت معمول نزديکی (مرد در بالا) کمکی به کنترل انزال زود رس نمی کند. مرد به پشت می خوابد و زن فعال تر عمل می کند و مرد می تواند جريان نزديکی را هدايت کند.

    درمان طبی :

    استفاده از داروهای مهار کننده باز جذب سروتونين در کنترل انزال زودرس موثر می باشد. برای اطلاع درباره اين داروها به پزشک مراجعه کنيد.

    استمناء يا خود ارضايی (MASTURBATION):

    اين اقدام در جوامع مختلف و فرهنگ های متنوع جهانی تفاسير گوناگون يافته است. انسان مانند ساير موجودات آناتومی و فيزولوژی مشخص خود و رشد و سن بلوغ معين دارد بعلاوه نيازهای روحی و جسمی خودش را دارد.

    آيا استمناء همه آنچه در ايران بعنوان عارضه های آن مطرح است صحيح می باشد يا خير؟ کار تحقيقاتی که با استناد به آن بتوان به جوانان نمود انجام نشده است. اما در تجربه بسياری از افراد در دوره نوجوانی استمناء کرده اند و با شروع مشکلات جنسی در سالهای بعد بخش عمده ای از اين اختلات را متوجه خود ارضايی و سالهای قبل و ايام گذشته می دانند که کارهای تحقيقاتی در غرب اين موارد را ثابت نکرده است.

    افرادی که به هر دليلی دفع انزال ندارند دچار احتقان در ناحيه سيستم دستگاه تناسلی شده که گاهی همراه با دردهای مبهم می باشد کارهای تحقيقاتی اخير مطرح کرده است مردانی که در سن باروری انزال ندارند خطر ايجاد بيماری در پرستات اين افراد بيشتر است.

    در ايران ارولوژيست ها و سايکوتراپيست ها، قابل دسترس ترين طرف مشاوره برای اطلاع از درمان زود انزالی ، استمناء، نحوه و چگونگی آموزش های جنسی به نوجوانان و جوانان می باشند.