گفتگو با ليلا اوتادي بازيگر بيد مجنون
دورترين آدمها با يكديگر پيوند دارند
سيد مهدي ميرفخرايي
MAHDI-JOURNALIST@YAHOO.COM
در سپيدهدمان دهه هفتاد همزمان با نمايش فيلم (عروس) موج جديدي از ورود بازيگران جوان به سينما آغاز شد كه برخلاف جريان ورود بازيگران جوان به سينما آغاز شد. ولي اين موج با ورود بي رويه و غيراصولي به زودي دچار انحراف و خروج از مسير اصلي شد كه به نوعي توقفي در پيشرفت آن به وجود آمد. تعدادي از اين جوانها با اولين و دومين فيلمهايشان از سينما محو ميشوند و اگر هم ماندند،ايفاگر نقشهاي حاشيهاي، كليشهاي و تكراري شدند. اتفاقي كه شايد براساس عجله در انتخاب فيلم يا ضعف بازيگران آنان بود. تعدادي هم موفق شدند و روند موفقيت خود را حفظ كردند. انتخابهاي هوشمندانه و آگاهانه نقش مهمي در موفقيت اين بازيگران جوان داشت. امروز هم جريان ورود بازيگران جديد همچنان ادامه دارد و طبيعي است كه عدهاي بمانند و عدهاي هم بروند، اما اين روزها بازيگر جواني كه در گام اول بازيگري در سينما در فيلم «بيد مجنون» با استعداد و برخوردي كه از خود نشان داد نويد حضور يك بازيگر مطرح در سالهاي آينده را در سينماي ايران مي دهد چرا كهدر كنار پرويز پرستويي و رويا تيموريان در فيلم تازه مجيد مجيدي نشان داد كه كمي حساب شده كار ميكند و ميتواند با اتكا به تواناييهاي خود و چهره زيبايش راه خود را باز كند و به قلههاي صعود راه يابد. گفتگوي ما با كسي جز ليلا اوتادي نيست. با او باب سخن را باز كرديم.
در شروع گفتگو كمي از بيوگرافي شخصي خودتان بگوييد؟
متولد سال 1362 در تهران و فارغالتحصيل رشته معماري و دكوراسيون داخلي هستم.
چگونه وارد عرصه سينما شديد؟
از كودكي به بازيگري علاقه داشتم و در تئاترهاي دوران مدرسه و بعد در تمرينهاي تئاتر و اداره آن شركت ميكردم. اولين حضورم در نقش كوتاهي در فيلم چشمان سياه بود. بعد در سريال مهر و ماه، فيلم سينمايي بيد مجنون مجيد مجيدي را كار كردم و بعد فيلم سينمايي حشره به كارگرداني درويش پور و آخرين كارم چپ دست با محتوايي بسيار جالب است كه سومين ساخته آرش معيريان است.
در حرفه سينما خانواده چقدر به شما كمك ميكنند؟
در اوايل كار به اصرار من كارم را پذيرفتند ولي بعد از ديدن اولين كارم بسيار علاقمند شدند و در حال حاضر گاهي بيشتر از خودم پيگير كارهايم ميشوند.
آيا تا به حال نقشي را ايفا كردهايد كه با خصوصيات اخلاقيتان نزديك باشد؟
به نظر من دورترين آدمها هم با يكديگر نقطه اشتراكي دارند و آن انسان بودن و داشتن ابتداييترين منطقهاست. بنابراين من با هر نقشي كه ايفا ميكنم اين نقطه اشتراك را دارم و آن نقش علاوه بر اين جزئي از زندگي من ميشود. پس آن نقش را به راحتي ميپذيرم، ولي نقشهايم از نظر خصوصيات اجتماعي و يا شخصي شايد نقاط مشتركي با خود داشتند ولي جزيي بوده و در كليت شباهتي به من نداشتند.
براي نزديك شدن به نقشهايي كه ايفا ميكنيد چه واكنشي انجام مي دهيد؟
سعي مي كنم رابطه نزديكي با مردم داشته باشم و از رفتارها و كارهايشان ياد بگيرم تا در نقشهايم بيشتر وارد باشم و به نظر من علاوه بر مطالعه و ديدن فيلمهاي مشابه دقت و تفكر راجع به رفتار و كردار افراد كمك زيادي به من ميكند.
در مورد ورود گسترده جوانان به عرصه هنر و بازيگري چه نظري داريد؟
مسلماً در هر حرفهاي در جامعه نيروهاي جوان با انرژي بيشتري وارد ميشوند و با استفاده از اساتيد قديمي يا پيشكسوتان و تجارب آنها به پيشرفت حرفهاي آن شغل كمك بسياري مي كنند و سينما هم از اين مقوله جدا نيست اما تفاوتي كه دارد كه هيچ هنري در آن تكرار نميشود و جاي قديميها را هيچ كس نمي تواند بگيرد.
به چه شيوهاي از بازيگري اعتقاد داريد و به آن عمل مي كنيد؟
به نظر من حس و تكنيك هر دو بكار ميآيند، گاهي ادغام اين دو مؤثر است و گاهي فقط يكي ميتواند در يك اثر جوابگوي آن نقش خاص باشد ولي به شخصه با بازي حسي و تكنيكي، هر كدام در جاي خود موافقم.
بين سينما و خانواده كداميك برايتان برتر است؟
هر يك جاي خود را دارند. هر شغل و حرفهاي و پيشرفت در آن مستلزم تلاش و گذاشتن وقت و از خودگذشتگي است. سينما و بازيگري هم كار بيشتري مي خواهد ولي هم زندگي خصوصي مهم است و هم سينما.
به ايفاي كدام نقش سينمايي بيشتر علاقهمند هستيد؟
به نقشهايي كه در خاطرهام مي ماند و اثر گذاري خاصي دارد بخصوص اثر مثبت و خودم هم دوست دارم نقشهايي را كار كنم كه روي بيننده و زندگي و فكرش اثر مثبت بگذارد.
از فضايي حاكم بر سينما و هنر راضي هستيد؟
فكر ميكنم رضايت شخصي مهم نيست، مهم جامعه هنر و هنر دوستانند كه بايد راضي باشند.
آيا پشت صحنه كار هم مانند جلوي دوربين برايتان جالب است؟
براي من رابطه پشت صحنه خيلي جالب است. خصوصاً كه بعد از مدتي احساس مي كنم خانواده جديدي دارم و اين باعث خوشحاليم ميشود.
چه چيز برايتان از اهميت و علاقه زيادي برخوردار است؟
در حال حاضر پيشرفت در كارم بيشترين اهميت را برايم دارد.
شنيدن چه خبري خيلي خوشحالتان ميكند؟
خبر موفقيت سينماي كشورمان يا بازيگرانمان در عرصه بينالمللي و گستردگي و يا خبر رضايت بخش و موفق بودن كارهايم.
نمره بازيگريتان را از 20 چه مقدار مي دانيد؟
فعلاً نمي توانم به خودم نمره بدهم چون بايد بيشتر و در نقشهاي متفاوتتري خودم را امتحان كنم.
لطفاً كمي در ارتباط با گردشگري بگوييد؟
بازيگري و شايد بعضي ديگر از شغلهاي هنري گاهي مستلزم سفر كردن در حين كار ميشود و براي من هم يك بار در فيلمي سفر گروهي پيش آمد كه البته دو روز بود. البته سفر و ديدن مناطق جذاب ايران را خيلي دوست دارم.
كدام بخش از زندگيتان را خيلي دوست داريد؟
لحظههاي دوست داشتني زندگيم ثانيههايي است كه موقعيتهاي خاص برايم به وجود ميآيد و بسيار شبيه معجزه است و من در آنها حضور خداوند را احساس ميكنم.