مجلس بزم پفك
و
آبميوه و اندكي سينما
سينماها در روزهاي عيد نوروز شلوغ بودند و پرسروصدا. علتش چيست؟ اهميت اين علتيابي بيشتر به دليل خلوت و ركود 2، 3 ماه گذشته سينماي ايران است.
سينمايي كه تا حد مرگ پيش رفته و ما را ترسانده و آخر نفهميديم زنده است يا مرده؟ نفس ميكشد يا نفس به شماره افتادهاش قصه روزهاي آخر را حكايت ميكند.

دو تصوير موازي از روزهاي اوج وجود دارد. تصوير اول روزهاي دو زن و قرمز و شوكران و خط قرمزهاي كمرنگ و تصوير دوم، تصوير همين روزهاي چهارشنبه سوري و زير درخت هلو.هر دوي اين تصويرها، نقش خوشي بودند و اميدي كه نفسهاي عميق و طولاني را باعث ميشد و به سينماي كم جان اندكي زندگي ميبخشيد.
مگر زندگي سينما چيست؟ همين صداي خنده يا همان آرامش بهت. همين چرق چرق صداي پفك كه به دهان ميرود يا همان صداي پاكت پلاستيكي كه يكهو باز ميشود.
اينها و آن صفهاي طولاني جلوي در سينماها، تصويرهاي نوپايي است كه در خاطرهمان دوباره زنده شده.
در نقطه تلاقي فروش و صف و اتفاق، از يك طرف چهارشنبه سوري است با ستارههاي امروزي و فيلمنامهاي پر از زندگي و ريزهكاري و از طرف ديگر زير درخت هلو با وعده سالانه سه يار قديمي سينماي ايران، شما بخوانيد ستارههاي دهه 60 و 70. به همراه خنده و شوخي و سوژههاي ساده و دم دستي، بهت تماشاگر را ميبينيم وقتي سه بازيگر قدر سينما را در كنار هم ميبيند و ميخواهد بداند ترانه عليدوستي، هديه تهراني و حميد فرخ نژاد وقتي در كنار هم قرار ميگيرند چه ميكنند و كداميك ديگري را در بازي قورت ميدهد.از طرف ديگر فاطمه معتمدآريا، ايرج طهماسب و حميد جبلي كه چشم عادت دارد به باهم ديدنشان.حتي نميشود دو فيلم را با نام خاص يا عامهپسند از يكديگر جدا كرد.
واقعا كداميك علت رونق سينما هستند؟ و كداميك در سينماي مرده اين روزها اتفاق محسوب ميشوند؟ ديگر اتفاقها و دلخوشيهاي كوچك نميتواند اين پيكر بيجان را تكان دهد و تنفس مصنوعي و شوك قلبي تنها راههاي باقيماندهاند.
چه سري نهفته است در اين صفهاي طولاني؟ صفهايي كه ميتوانست در گرماي بهاره فروردينماه در خانه بنشيند و تلويزيون ببيند. تلويزيوني كه در هر ساعت از شبانهروز فيلمهاي سينمايي و سريالهايشان تمامي نداشت.
نكته آن اتفاق و اين رقابت چيست؟ قطعا سالن تاريك و صف صندليها جذابيتش را حفظ كرده است، اما چرا به ناگهان و يكباره؟اتفاق اصلي همان بهت دستهجمعي و همين انفجار خنده است.
همين بزم پفك و آبميوه و خنده و سرخوشي و داستان پر از ريزهكاري همين آدمهايي كه روي پرده بلند سينما ميآيند و از يك طرف شيطنتهاي روحي چهارشنبهسوري (ترانه عليدوستي) را زنده ميكند و از طرف ديگر صفاي زير درخت هلو (حميد جبلي) را دلنشين. معادله سادهاي است يا نگاهي عميقتر را ميطلبد؟