گزارشي از بازار خريد و فروش لوازمخانگي كاركرده
سمساريهاي چارهساز
سید مهدی میر فخرایی - روزهاي پاياني سال است و مردم در تكاپو كه مطابق رسم و سنت ديرينه، با دلي شاد و خانه و كاشانهاي پاك و آراسته، به استقبال سال جديد بروند.
خانهتكاني و زدودن گرد و غبار از دل و كاشانه نيز سنتي است كه از زمانهاي قديم تاكنون رواج داشته و در مورد آن بسيار سفارش شده است.
سنتي كه به واسطه پيروي از آن، مردم روزهاي پاياني سال را به انجام كارهايي از قبيل شستوشوي فرش و پرده و...، نقاشي ساختمان و تعويض لوازم كهنه و فرسوده با لوازم جديد و نو اختصاص ميدهند.
به همين دليل است كه اواخر اسفندماه، كسب و كار شركتهاي خدمات نظافت منزل، كارگران خانگي، قاليشويي و خشكشوييها نيز رونق مييابد.

اينجا هرچه بخواهي هست. از شيرمرغ گرفته تا جان آدميزاد!
از گرامافون و آفتابهلگن عهد مادر ناصرالدينشاه و صندليهاي لهستاني قديمي و زهوار دررفته گرفته،
تا آخرين مدل ضبط و سينماي خانگي كه به قول فروشنده يك ماه بيشتر كار نكرده است،
همه زير سقف يك مغازه كوچك و خاك گرفته جاخوش كردهاند
يكي از شغلهايي كه اين روزها، كسب و كار پررونقي دارد سمساري يا امانتفروشي است. سمساريهايي كه اقدام به خريد و فروش لوازم مستعمل و كاركرده ميكنند.
شايد از نظر گروهي از مردم، اين شغل يك شغل كاذب باشد كه نميتوان آن را جزو فعاليتهاي مفيد اقتصادي به حساب آورد. اما در عمل شاهد هستيم بسياري از افراد براي رفع نياز خود به سمساريها مراجعه ميكنند.
افرادي كه اگر پاي صحبت شان بنشينيد، دلخوشي از امانتفروشيها ندارند، اما بنا به دلايلي ناچار به مراجعه به آنها شدهاند.
از شير مرغ تا جان آدميزاد
مجسمههاي برنزي، انواع فرش و گليم و كفپوش، مبلمان و اثاثيه چوبي و لوازم صوتي و تصويري و...
اينجا هرچه بخواهي هست. از شيرمرغ گرفته تا جان آدميزاد! از گرامافون و آفتابهلگن عهد مادر ناصرالدينشاه و صندليهاي لهستاني قديمي و زهوار دررفته گرفته، تا آخرين مدل ضبط و سينماي خانگي كه به قول فروشنده يك ماه بيشتر كار نكرده است، همه زير سقف يك مغازه كوچك و خاك گرفته جاخوش كردهاند.
بعضي از اين لوازم آنقدر كهنه و قديمي هستند كه با اشارهاي نابود ميشوند و بعضي آنقدر لوكس و زيبا كه نميتواني چشم از آنها برداري.
همه اين لوازم پشت شيشه مغازه در انتظار مشتري لحظهشماري ميكنند.
اين سمساري است. سمساري «انصاف»
خيابان ابوسعيد
خيابان ابوسعيد، يكي از مكانهاي هميشه شلوغ و پر رفت و آمد تهران است.افراد زيادي هر روز براي خريد و فروش انواع لوازم دست دوم، به اين مكان مراجعه ميكنند.
روي شيشه يك امانت فروشي، تابلوي نئون قرمز «سمساري انصاف» نظرت را به خود جلب ميكند.
فكر ميكني، چه نام بيمسمايي!
تا آنجا كه به ياد ميآوري، هميشه نام سمسار، امانت فروش و مال خر، برايت يادآور افراد ارزانخر و گران فروش بوده است.
تضاد اين نام و حرفه، تو را به داخل مغازه ميكشاند.
صداي خشدار ترانه معروف «شد خزان» كه از گرامافون قديمي و خاك گرفته گوشه مغازه به گوش ميرسد، با ظاهر پرابهت ضبط آخرين مدل «پايونير» كه كنار آن قرار گرفته است، قرابتي عجيب دارد.
نگاهي به اطراف مياندازي، انواع فرش، گليم، گبه و مبلمان در كنار كوهي از لوازم منزل، مثل يخچال، اجاق گاز و آب ميوهگيري و ... چيده شده است.
تلفن پايه بلند زيبايي با گوشي خاتم كاري شده، زير تلي از گرد و غبار نظرت را به خود جلب ميكند.
فروشنده كه به قول خودش متوجه ميشود تلفن حسابي چشمت را گرفته است، با شرح يك تاريخچه طولاني از زندگي و خاندان صاحبان قبلي تلفن، قيمت آن را حدود 160هزار تومان برايت تخمين ميزند، هر چند زيباست، ولي نميارزد!
پس از ده دقيقه چانه زني قيمت به 95هزار تومان ميرسد.
در نهايت وقتي متوجه ميشود پولي در بساط نداري، با غرولند عذرت را ميخواهد و به عبارتي با احترام از مغازه بيرونت ميكند تا مانع كسب نشوي!
ميدان امام حسين
ميدان امام حسين، بورس خريد و فروش لوازم دست دوم چوبي محسوب ميشود.
سرتاسر خيابان مازندران را مغازههاي امانت فروشي قرق كردهاند.
نكته جالب اينجا است كه اكثر لوازم اين مغازهها تقريبا نو و بسياري از آنها آنتيك هستند.
ساعتهاي مبله بزرگ پاندولدار، ميزهاي آبنوس، چراغ و لوسترهاي لاله عباسي در كنار انواع مبلمان و ميز تلويزيون و ... در انتظار مشتري نشستهاند.
جالبتر اينجا است كه وقتي از قيمت اين اجناس ميپرسي، متوجه ميشوي حدود 15 تا 20درصد بين اين اجناس و نمونههاي نو و آكبند آنها اختلاف قيمت وجود دارد كه اين اختلاف قيمت نيز صرف هزينه حملونقل اين اجناس ميشود.
خانمي كه در حال زير و رو كردن يك صندلي گهوارهاي است، ميگويد: چند ماه پيش يكدست مبل تميز و نو را به همين سمساري فروختم حدود 150هزار تومان. ولي حالا اگر بخواهم همان مبل را بخرم 300هزار تومان هم نميفروشد.
فروشنده لوازم دست دوم نيز در اعتراض به صحبتهاي وي ميگويد: اجناس خريداري شده گاهي احتياج به تعمير و مرمت دارند. صرفنظر از هزينه حملونقل و تعمير اين وسايل، هزينه اجاره مغازه و حقوق شاگردها هم به اين مبلغ اضافه ميشود. اگر اين مبلغ را به قيمت كالا اضافه نكنيم، بايد «كاسه چه كنم» به دست بگيريم.
جناب سمسار عقيده دارد، تصور غلطي كه از اين شغل در ذهن افراد نقش بسته است، باعث بروز اين مشكلات شده است.
به نظر او اگر سمسارها نبودند مردم ناچار ميشدند اجناس خود را به دوش كشيده و با قيمت ناچيز در كوچه و خيابان به فروش رسانند.
از خودت ميپرسي آيا واقعا همين طور است؟!
احمد امامي يكي از افرادي است كه براي خريد يك ساعت قديمي كه به قول خودش از مدتها پيش چشمش را گرفته است، به اينجا آمده است.
به گفته وي، امانت فروشيها قادر به نگهداري اجناس عتيقه كه نشانگر ريشه و اصل و نصب ما ايرانيها است، نيستند.
به همين دليل وي به نگهداري اين اجناس علاقه زيادي دارد.
او براي يك ساعت مبله پاندولدار كه متعلق به 65 سال پيش است، حدود 480هزار تومان پرداخت كرد و با دلي شاد راهي خانه شد.